رشد مقاومت در طول ده سال گذشته و برتری سیاسی این فرهنگ در نوار غزه و لبنان که به تشکیل دولت از سوی حماس و حضور حزب الله در شهرداری ها ، مجلس و دولت لبنان منجر شد
کد خبر: ۱۰۶۱۲۸
، جدی ترین تهدیدی تلقی شد که قدرت نظامی رژیم صهیونیستی به عنوان بزرگترین یکه تاز منطقه را دستخوش تردید می کرد ، در همین خصوص جنگ از پیش طراحی شده علیه لبنان با شعار «ما پیروزیم» از سوی رژیم صهیونیستی به منظور توقف ، خلع سلاح و حذف مقاومت از یکماه پیش آغاز شد و همه ابزارهای لازم از جمله رسانه ها ، حمایت سیاسی امریکا و انگلیس و برخی سران سرسپرده کشورها ، تجهیزات مدرن نظامی و... را برای رسیدن به هدف خود در اختیار گرفت اما براثر تدبیر ، فداکاری و انگیزه اعتقادی حزب الله ، ارتش مدرن صهیونیستی عملا زمین گیر گردید. این شکست تا آنجا آشکار شد که رژیم صهیونیستی شعار «ماپیروزیم» را که در جهت استراتژی ارتقای قدرت نظامی اش در منطقه سرداده بود و به آن اطمینان داشت ، تغییر داد و «ما باید پیروز شویم» را فریاد زد شعاری که براساس تفکر ماکیاولیستی حاکم بر رژیم صهیونیستی رسیدن به پیروزی را با هر ابزار و جنایتی توجیه می کرد بنابراین بمباران بی هدف مناطق مسکونی و کشتن کودکان ، زنان و پیران بی گناه و غیرنظامی هم بشدت دنبال شد. کشتن بیش از یکهزار غیرنظامی در بمباران لبنان که یک سوم آن ، کودکان هستند ، برای دستیابی به شعار «ما باید پیروز شویم» صورت گرفته که هنوز هم دستاورد ملموسی برای رسیدن به این هدف در پی نداشته است . تغییر شعار رژیم صهیونیستی ، تغییر استراتژی را نشان می داد از آنجا که در آغاز حمله ، استراتژی رژیم صهیونیستی ارتقای قدرت نظامی و تثبیت مجدد این قدرت بود اما مقاومت دلیرانه حزب الله باعث شد این رژیم وحشی از این استراتژی عدول کرده و به حفظ قدرت نظامی خود بسنده کند ، لذا سانسور شدیدی اعمال شد تا شاید خبری از شکست ها ، ناکامی ها و هلاکت سربازان صهیونیستی در مصاف با حزب الله به بیرون درز نیابد اما وسعت این شکست ها در همه ابعاد در حدی بود که بخشی از آن رسانه ای شد و همین بخش برای تحلیل مسائل خاورمیانه و پیروزی حزب الله و مقاومت کافی بود. تلاش امریکا ، انگلیس و فرانسه در شورای امنیت برای تصویب قطعنامه 1701 بدون اشاره به تجاوز رژیم صهیونیستی و محکومیت این رژیم که مورد استقبال متجاوزان صهیونیست هم قرار گرفت ، در حقیقت دنباله حمایت سیاسی از استراتژی رژیم صهیونیستی است که ناتوان از مقابله با حزب الله ، تحرک سیاسی را به عنوان یکی از ابزارهای خود فعال کرده است . قطعنامه نامتوازن مذکور با توجه به حمایت صریح برخی بندهای آن از رژیم اشغالگر قدس ، نمی تواند مبنایی برای توقف جنگ باشد زیرا دست رژیم غاصب را برای ادامه تجاوزات نبسته است . شورای امنیت زمانی که با این قطعنامه اعتبار خود را خدشه دار کرده باید در پی تحقق عدالت باشد و نقش خود را برای توقف کامل جنگ ایفا کند. این شورا باید خواسته لبنان را هم در نظر گرفته و ضمن محکوم کردن متجاوز ، نیروهای حافظ صلح را در سرزمین های اشغالی مستقر کند اما به رغم نکات منفی موجود در قطعنامه فقط اجرای سریع آن می تواند جلوی وحشیگری رژیم صهیونیستی را بگیرد. شکست استراتژی ارتقای قدرت نظامی و تحرک امریکا و انگلیس برای جبران این شکست با تلاش برای صدور قطعنامه 1701 هم در نهایت نمی تواند کارساز باشد و قطعا به پیروزی دیگری برای حزب الله منتهی خواهد شد.