در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علی آبان
عشق از نام بلند است که جان میگیرد
مثل رودی است که از خود جریان میگیرد
مانع از عشق شدن، اول رسواییهاست
آب چون بسته بماند، فوران میگیرد
ما نداریم بجز خط تو امید به کس
عاشق از عشق فقط خط امان میگیرد
نیست ایمان و توان در پر کاهی، وقتی
چشمهای تو توان از سبلان میگیرد
بر سر خاک من ای عشق، بخوان، حرف بزن
قلب من با نفس تو ضربان میگیرد
من که خود کشته آویخته از دست توام
تیر تو جسم مرا باز نشان میگیرد
جذبه چشم تو را هیچ کسی نقش نزد
چشمهایت قلم از فرشچیان میگیرد
***
داعش
عبدالرضا فریدزاده
از کجای این کتاب درمی آورید
این قدر وقاحت و
دروغ و
دوز
این قدر ریا و
زشتی و
پلیدی و
بدی
دیوی و ددی
این قدر شکنج و رنج
قفل و، بند و، خنجر و، تفنگ را
این همه عقاید «قشنگ» را؟!
از کجای این کتاب، هان؟:
دبه دبه، بشکه بشکه رنگ را
که سفید کرده روی هر چه ننگ را؟!
از کجای این کتاب
خط به خط سراسرش
جویبارهای نورناب ـ
ای موکلان ظلمت و
عذاب؟!
***
قرص قشنگ ماه
محمد فلاحینسب
دارد فضا کمی نفسگیر میشود
وقتی که بیصدا دلت پیر میشود
هر شب به غربت تنم تار میتنی
هر چند عاشقانه تعبیر میشود
انسان تمام شد ببین آخرین دم است
آدم زآدمیتش سیر میشود
گل میکند شعله به رگ برگ سایهها
قرص قشنگ ماه تبخیر میشود
تو با کدام واژه به جادو نشستهای
از ورد تو زمانه تسخیر میشود
دورم کن از عذاب بن بستهای عشق
دارد بدون تو دلم پیر میشود
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: