رنگ باختن آرمان ها در صبحدم تجدید مشروطه

رنگ باختن آرمانها...از همان فردای افتتاح مجلس دوم پس از فتح تهران و تجدید مشروطیت آغاز گشت. آنان که بایستشان مرهم باشند، خود خار شدند و بر دل و دیده نشستند.
کد خبر: ۱۰۵۹۰۱
شیخ مهدی شریف کاشانی ، از پیشگامان مشروطه می نویسد: «سبحان الله! ما وکلا انتخاب کردیم که در مجلس شورا، حقوق مغصوبه دیرینه ما را از دست ظالمین بیرحم بازستانند، و هیچ وقت احتمال نمی دادیم که وکیل ما بتواند حقوق حقه ما را به ظالمان ببخشد. حال ، چه باید کرد؛ این خاکی است که خود برسر خود ریخته ایم ، که کار برعکس شده ، که مقدمات ما بر خلاف مقصوده غنچه داده. به جای اینکه استرداد حق ما نمایند به خواهش بوالهوسانه دولتیان ، حقوق ما را می بخشند و پایمال می کنند. اگر پیشتر می توانستیم...فریادی کنیم ، تظلمی نماییم ؛ حال دیگر نمی توانیم نفس بکشیم. اگر پیشتر، بدون سند، حقوق ما را می بردند، حال با سند می برند که: وکلای مجلس چنین رای داده اند. اگر از وکلا مطالبه کنیم ، خواهند گفت: رای ما همین است که گفته و می گوییم.
اگر بگوییم وکیل خائن معزول است ، می گویند: مخالف مجلس شده اید. حالا چه خاکی بر سر کنیم؛». آنچه بیش از همه ملت را به تنگنا و مذلت افکند اختلافات گروهی بود. این اختلافات ، خاصه آنگاه بالا گرفت که «تقی زاده» به تهران ورود و بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه زد. تندرویها آغاز و مناقشات بالا گرفت. فاتحین به جان یکدیگر افتادند، گویی که ایلغاریان به غنیمت دست یازیده. نخست جنجال شبنامه ها و اعلانات و پس از آن ترور شخصیتها. بیشترین حملات متوجه روحانیت بود؛ روحانیتی که خودمبدع ... و معین انقلاب بود، اکنون می بایست از صحنه سیاسی بدور افتد. آن گروه که شهادت شیخ فضل الله را موجب آمده و ازینروی بیش از پیش بر تجری خود افزوده بودند نتیجه اعمال ... خویش را در شهادت ثقه الاسلام بازیافتند. در آن ورطه ، روحانیت ، مخل... کجرویها بود. ازینروی می بایستی مورد حمله قرار گیرد، در مظان شک و شبهه افتد، موج افترا بر او باریدن گیرد ؛ و چون تمامی اینها سودمند نیفتاد، به شهادت رسد. نخستین حملات روشنفکران و فرنگی مآبان که متوجه گروه قلیلی از روحانیت بود، رفته رفته بالا گرفت.
اینک با طرح شعار استبعاد دین از سیاست ، تمامی روحانیون و در صدر ایشان دو معین و مبدع انقلاب مرحوم آیت الله طباطبایی... و مرحوم آیت الله شهید عبدالله بهبهانی...هدف تیر ملامت شبنامه نویسان قرار گرفتند... انبوهه ای از اعلانات ، لاینقطع سیل تهمت و افترا را دامن می زد. روحانیت می بایست در مظان اتهام واقع و از این رهگذر، نفوذ سیاسی اجتماعی ایشان کاستی گیرد.
لاجرم سودمندترین راه به زعم خصمان ایجاد شک در باب رعایت موازین و اخلاق شریعت مطهره نبی اکرم (ص) بود از جانب روحانیت . دامنه تهمتها از رشوه ستانی تا می خوارگی در نوسان بود. کذابین ، به ناروا، هر آنچه را درخور خویش می یافتند به علما منتسب می ساختند...هدف ، جدایی دین بود از سیاست ؛ ازینروی پهنه ای را می طلبید بس گسترده تر از درگیری با چند روحانی نما، و عمقی بس ژرفتر از آن: حمله به کل روحانیت ، و در صدر ایشان ، علمای اعلام.


دکتر منصوره اتحادیه
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها