به گزارش جامجم، دیروز دختر 18سالهای همراه والدینش با حضور در شعبه هفتم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از دو مرد به اتهام آدمربایی و سرقت پول و گوشی تلفن همراه شکایت کرد. دختر جوان به بازپرس مرشدلو گفت: ساعت 19 و 30 دقیقه دوشنبه به کتابخانه و بعد به کافینت رفتم تا پرینت کارت مدرسه را بگیرم. دقایقی بعد در یکی از خیابانهای حوالی میدان انقلاب در حرکت بودم که متوجه سایه مردی پشت سرم شدم. همین که خواستم بفهمم چه کسی است، مرد غریبه با دستانش دهانم را گرفت و مرا کشانکشان به سمت خودروی پرایدی نزدیک همان محل منتقل کرد.
وی افزود: هرچه تقلا کردم تا از دست او فرار کنم، نشد. مرا به زور روی صندلی عقب خودرو انداخت. همانجا مردی دستمالی جلوی دهانم گرفت که بیهوش شدم و دیگر چیزی نفهمیدم. در میانه راه کمکم به هوش آمدم. مردی که کنارم نشسته بود، دوباره کتکم زد و هر کاری کردم فرار کنم، نشد. او دستمال را جلوی دهانم گرفت که دوباره بیهوش شدم.
شاکی 18 ساله ادامه داد: زمانی که به هوش آمدم، داخل یک کوچه افتاده بودم. تمام بدنم از زور کتکهایی که سرنشینان خودرو به من زده بودند، درد میکرد. پول، مدارک و گوشی تلفن همراه از داخل کیفم سرقت شده بود. کیفم را برداشتم و بسختی راه افتادم .
وی گفت: چند قدمی برداشتم و اطراف را جستوجو کردم تا شاید کسی را پیدا کنم که مرا نزد خانوادهام برساند. همان موقع، متوجه مردی شدم که در حال آب دادن به باغچه جلوی خانهاش بود. فریاد زدم و از او کمک خواستم.
زمانی که مرا دید، هاج و واج مانده بود. با التماس از او کمک خواستم. با او حرف زدم و گفتم دو نفر پس از بیهوش کردن، مرا ربوده و به این مکان آوردهاند که نمیدانم این محله کجاست. مرد غریبه که خودش پلیس بود، مرا به خانه و نزد همسرش برد .
وی گفت: متوجه شدم آنجا یکی از محلههای مرکزی شهر کرج است. آن مرد به پلیس تلفن زد و ماجرا را خبر داد. در ادامه با تلفن خانهمان تماس گرفت و ماجرا را خبر داد. خانوادهام آمدند و همراه آنها به خانه بازگشتم. نمیدانم آن دو آدمربای سارق چه کسانی هستند. از زمانی که به خانه بازگشتم، کابوس آن شب از ذهنم دور نمیشود و بشدت از خیابان و آدمها میترسم.
بازپرس جنایی پس از ثبت اظهارات دختر 18 ساله، پرونده او را در اختیار پلیس آگاهی قرارداد و متهمان فراری، تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم