به گزارش خبرنگار جام جم ، سرهنگ شکوری رئیس اداره آگاهی شهریار کرج با اشاره به دستگیری دختری که در پی اختلافات خانوادگی پدرش را به قتل رسانده بود ، روز گذشته گفت : روز 23 تیر امسال یکی از شهروندان شهریار با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفت و ماموران را در جریان مرگ مشکوک مرد 66 ساله ای به نام حبیب قرار داد. به دنبال این تماس ، کارآگاهان جنایی شهریار به محل حادثه اعزام شدند و ماجرا را به بازپرس کشیک دادسرای جنایی شهریار اطلاع دادند. رئیس آگاهی شهریار ادامه داد: کارآگاهان جسد پیرمرد را در حالی پیدا کردند که در گوشه ای از حیاط خانه افتاده و طناب زردرنگی هم به دور گردنش انداخته شده بود. بدین ترتیب با دستور بازپرس جنایی ، جسد پیرمرد برای بررسی علت مرگ به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات از خانواده وی آغاز شد. سرهنگ شکوری افزود: در ادامه تحقیقات پلیسی معلوم شد مقتول با دختر خود به نام سعیده و همسر دومش در محل حادثه زندگی می کرده است. تحقیقات پلیسی ادامه داشت تا این که نظریه پزشکی قانونی نشان داد که پیرمرد خودکشی نکرده ، بلکه به قتل رسیده است. با کشف این سرنخ ، این فرضیه پلیسی که ممکن است ، پیرمرد در پی یک توطئه خانوادگی به قتل رسیده باشد ، قوت گرفت . این مقام ارشد پلیس تصریح کرد: کارآگاهان جنایی ابتدا همسر دوم این مرد را به عنوان مظنون به قتل بازداشت کردند و مورد بازجویی قرار دادند. این زن در بازجویی های پلیسی منکر جنایت شد و ادعا کرد که روز حادثه در محل کارش بوده است . بدین ترتیب ماموران به محل کار وی که در منزلی واقع در شمال تهران بود مراجعه کردند و مشخص شد که ادعای وی درست بوده است . رئیس اداره آگاهی شهریار کرج اذعان کرد: وقتی بی گناهی زن مقتول به اثبات رسید وی آزاد و تحقیقات از دختر 45 ساله مقتول بار دیگر آغاز شد. وی در بازجویی های پلیسی دچار تناقض گویی های متعدد شد و این فرضیه که ممکن است وی در قتل پدرش نقش داشته باشد قوت گرفت. دختر مقتول وقتی پی برد هیچ راه گریزی از پنهان کردن حقیقت ندارد روز گذشته به ناچار قفل سکوتش را شکست و به قتل پدرش اعتراف کرد.
متهم: می خواستم انتقام بگیرم
سرهنگ شکوری خاطرنشان کرد: سعیده متهم به قتل در اظهاراتش گفت : پدرم پس از فوت مادرم ، با زن دیگری ازدواج کرد. از روزی که نامادری پا به زندگی مان گذاشت ، مشکلاتم آغاز شد و دیگر رنگ آسایش را ندیدم . ما مدام با هم اختلاف داشتیم و پدرم همیشه از او طرفداری می کرد تا این که از نامادری و پدرم کینه به دل گرفتم و به دنبال فرصتی بودم تا از آنها انتقام بگیرم. شب قبل از حادثه من و نامادری ام با هم دعوا کردیم و او به مادرم که فوت شده بود توهین کرد که با میانجیگری پدرم دعوا پایان یافت . متهم به قتل افزود: روز بعد وقتی نامادری ام به محل کارش در تهران رفت ، با پدرم در حیاط خانه مشغول صحبت بودم که او از من خواست در زندگی اش دخالت نکنم و کمتر با زنش دعوا کنم ناگهان از شنیدن حرفهایش ناراحت شدم ، به زیرزمین رفتم و یک ساتور برداشتم و در اوج عصبانیت به او حمله کردم و ضربه ای به سرش زدم که نقش بر زمین شد. بعد برای این که ماجرا را خودکشی جلوه دهم ، با طناب زردرنگی او را خفه کردم. پس از این که مطمئن شدم مرده است ، همسایه ها را خبر کردم و با برادرم تماس گرفتم و به خاطر تنفری که از نامادری ام داشتم ، می خواستم او را مقصر جلوه بدهم که نشد. بنا بر این گزارش ، متهم به قتل با قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.