در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاه ایران به اندک هدیه ناچیز از سوی مهمانان خارجی، امتیازات فراوانی به آنان میدهد. برای شاه باقلوای خوشمزهای آوردهاند و قرار است آنتالیا را در مقابل آن هدیه بگیرند!
مشاور اعظم شاه در مقابل تردید به وجود آمده در مجلس، خطاب به شاه میگوید: «بالاخره باقلوا آوردهاند، نمیشود که دست خالی برگردند»!
پینوشت
«وامدار شدن» آدمها حکایت طولانی دارد. در حوزه مسائل فردی و شخصی یک جور آسیب و مصیبت دارد و در مسائل حکومتی در سطحی دیگر و بمراتب بالاتر از عرصه شخصی.
پدیده «رشوه» که متاسفانه در سطح وسیعی در مناسبات کشور رواج پیدا کرده، صرفنظر از علل ایجاد و شیوع آن، که بحث مستقلی میخواهد، فرآیند خاصی دارد که بتدریج جای خود را باز میکند. نوع آدمهایی که رشوهگیر حرفهای شدند، ابتدا با محبتهای مغرضانه «وامدار» شدند. آرام آرام به آن عادت کردند و قبح شیرینی گرفتن در نظر آنان از بین رفت و پس از مدتی آن را حق مسلم قلمداد کردند و بر سر میزان آن به چانهزنی پرداختند!
به تجربه دریافتهام که قدرت «نه» گفتن مدیران به درخواستهای غیرقانونی و شبههناک، تابعی است از وامداری آنان به دیگران. آنجا که حق و حقیقت در مقابل دیدگان خواص مدعی به مسلخ میرود وام داری آنان بیش از هر زمان دیگر جای سوال است.
فرق نمیکند که این وامداری نقدی باشد یا اعتباری! از طریق تطمیع مالی و مادی باشد یا حمایتهای سیاسی نمیکند! استقلال آدمها بشدت در گرو آن است که تکلیف خودشان را با این وامها روشن کنند و البته هزینهاش را هم بپردازند.
«بالاخره باقلوا آوردهاند، دست خالی که نمیشود برگردند!!»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: