سناریوی مرگبار 4 شیطان برای بهاره

چهار پسر جوان که قصد داشتند زن جوان را در شمال تهران سوار خودرو کنند، با مقاومت قربانی دست به جنایت زدند.
کد خبر: ۱۰۵۷۹۵۲

به گزارش جام‌جم، ساعت 23 و 45 دقیقه جمعه گذشته درگیری زنی جوان با سرنشینان یک دستگاه پژو 206 به پلیس گزارش شد. با حضور ماموران در محل مشخص شد زن 35 ساله به نام بهاره با ضربه چاقوی سرنشینان پژو مجروح شده است.

بهاره به بیمارستان منتقل شد که در آنجا به دلیل شدت خونریزی جان خود را از دست داد. با مرگ زن جوان، پرونده با دستور قاضی مرادی، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات برای کشف راز قتل را آغاز کردند.

کارآگاهان با حضور در صحنه جنایت به تحقیق از شاهدان صحنه درگیری پرداختند. شاهدان در اظهاراتی مشابه عنوان کردند سرنشینان یک دستگاه خودرو 206 سفید رنگ قصد سوار کردن مقتول را داشتند که زن جوان با آنها درگیر شده و در ادامه سرنشینان پژو 206 او را با ضربات چاقو مجروح کرده و از محل متواری شدند. یکی از شاهدان صحنه درگیری گفت: با صدای کمک‌خواهی زن جوان متوجه ماجرا شدم. سرنشینان پژو، زن جوان را مجروح کرده و از محل متواری شدند.

در محل درگیری یک کیف زنانه که تعداد زیادی کارت عابربانک داخل آن بود کشف شد که این موضوع نشان داد، انگیزه قتل سرقت نبوده است.

با شناسایی مالک خودرو پژو 206 در شهرستان ورامین به نام میلاد، او دوشنبه هنگام تردد در محدوده جنوب‌شرق تهران دستگیر، در همان تحقیقات اولیه اعتراف کرد همراه سه نفر از دوستانش قصد سوار کردن مقتول را به خودرو داشتند که بهاره در برابرشان مقاومت کرده و در ادامه او را با ضربات چاقو از ناحیه ران پا و دست مجروح کرده‌اند.

با اعتراف میلاد، سه همدستش نیز در سه عملیات جداگانه دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل شده و اظهارات میلاد را تائید کردند .

فکر نمی‌کردم بمیرد

میلاد 21 ساله کنج دفتر شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران نشسته بود و فقط گریه می‌کرد. باورش نمی‌شد دختر جوان مرده و او به اتهام قتل بازداشت شده است. می‌گفت با این جنایت آبروی خانواده‌ام را بردم.

درس می‌خواندی؟

من و یکی از دوستانم که در این پرونده بازداشت شده، یک مغازه خرید و فروش خودرو در ورامین راه‌اندازی کرده بودیم. سه ترم در دانشگاه حسابداری خواندم اما بعد درس را رها کردم.

با مقتول آشنایی داشتی؟

نه برای اولین بار بود که او را دیدیم. جمعه شب من، شریکم و دو نفر از دوستانمان سوار پژو 206 شده و از ورامین به تهران آمدیم تا کمی تفریح کنیم. در خیابان اندرزگو آن دختر را دیدیم.

به پیشنهاد دوستم قرار شد سوارش کنیم. او را سوار کردیم. وقتی متوجه نیت ما شد، خواست پیاده شود که با هم در ماشین درگیر شدیم و او را با چاقو زدم. ما به‌زور او را سوار ماشین نکرده و زن جوان خودش سوار ماشین شد و چند دقیقه‌ای با ما بود.

می‌دانستی فوت شده است؟

فکر می‌کردم راننده‌ها او را به بیمارستان رسانده و زنده است. برای اطمینان بیشتر با یکی از آشنایان خود که در اداره پلیس بود حرف زدم و وانمود کردم خودرویم را دوستم برای ساعاتی با خود برده و می‌خواهم بدانم او با آن خلافی کرده است، که او به من گفت خودرو دستور توقیف ندارد. گمان کردم دختر جوان زنده است. ظهر دوشنبه که ماموران به مغازه‌ام آمدند و من و شریکم بازداشت شدیم، تازه فهمیدم دختر جوان فوت کرده است.

چرا چاقو حمل می‌کردی؟

دو روز قبل از حادثه مرد شروری یکی ازدوستانم را کتک زد و قصد سرقت از او را داشت که موفق نشد. من هم از ترس این که یک موقع در دام سارق و شروری نیفتم چند روزی بود که چاقو
همراه داشتم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها