باستان شناسی زیرآب

امروزه گرایش به باستان شناسی زیر آب که در گذشته بیشتر با اهداف نظامی و اغلب در موارد محدود صورت می گرفت ، با پیشرفت علم و فناوری در حال توسعه است.
کد خبر: ۱۰۵۷۱۲
اگرچه تاریخچه باستان شناسی زیرآب به اواسط قرن پانزدهم باز می گردد، ولی این علم در تاریخ باستان شناسی مدرن ، آخرین حوزه ای است که مورد توجه قرار گرفته است.
کاردینال کولونا (Cardinal colonna) به دلیل علاقه به گردآوری آثاری از هنرهای روم و یونان مشغول بود. در آن زمان ، شایعه شده بود که در قعر دریاچه نمی (Nemi) دو کشتی رومی وجود دارد که هنر و ثروت فراوانی را در دل خود جای داده اند.
بنابراین کلونا به شخصی به نام لئون باتیستا آلبرتی (LeonBattista Albereti) که یک معمار بود، ماموریت داد تا به جستجوی کشتی ها بپردازد. آلبرتی نیز 1446 شناگر استخدام کرد تا زیر آب ، به جستجو بپردازند. پس از تلاش فراوان ، عاقبت آنها توانستند بقایای کشتی ها را بیابند. آلبرتی سعی کرد بخشی از آثار به جای مانده را روی آب بیاورد ولی متاسفانه نتوانست و فقط چند تکه تخته و قسمتی از یک مجسمه رومی ، بالا آمد.
به مرور تلاشهای بسیاری برای یافتن راههای موثرتر به منظور جستجوی آثار زیر آب صورت گرفت.
در سال 1535، فرانچسکو پمارچی (Francesco Pemarchi) اولین لباس غواصی دنیا را ساخت. او به عمق آن دریاچه رفت و توانست ابعاد کشتی ها را اندازه گیری کند. در سال 1827، وسیله ای برای غواصی ساخته شد که 8 نفر را در خود جای می داد.
این وسیله توانست تکه های چوب ، میخ ، موزاییک ، ستون و مرمر را از یکی از کشتی ها بازیابد.
در سال 1895، یک فروشنده عتیقه به نام آلیسیو بورگی (Eliso Borghi)، یکی دیگر از افرادی بود که جستجو در دریاچه را آغاز کرد. او موفق شد تکه هایی از کشتی مانند الوارهای چوبی ، قطعاتی از لوله های سربی آب ، موزاییک های عرشه کشتی ، کاشیهای سفالی و قسمتهایی از مجسمه های سنگی را بیرون بیاورد که البته او با این کار، به بدنه یکی از کشتی ها صدمات زیادی وارد کرد.
در سال 1928، موسولینی (Mussolini) دستور داد آب این دریاچه را تخلیه کردند و در سال 1932، دو عملیات کرجی شکل که مربوط به قرن اول میلادی بودند، نمایان شدند. جستجوهای گذشته ، عرشه آنها را از بین برده بود، ولی بیشتر اجزای بدنه باقی مانده بود که آنها را بیرون آورده و تعمیر کردند و در موزه قرار دادند، تا این که در سال 1944، لشکر آلمان هنگام عبور از ایتالیا آنها را سوزاند.
پیشترها، در سال 1472 گزارش شده بود موانعی در عمق دریاچه ای در سوئیس وجود دارد، تا این که در سال 1853 در آن منطقه خشکسالی شد و با کاهش سطح آب دریاچه ، این موانع شناسایی شدند.
از جامعه عتیقه شناسان سوئیس دعوت شد تا این موانع را مورد مطالعه قرار دهند. آنها با استفاده از چنگال های دسته بلند، این منطقه را جستجو کردند و اشیایی همچون تبر برنزی ، دستبند، چاقوی بلوری ، دسته چوبی چاقو، رنده ، تکه های سبد، حصیر، پارچه ، تور و استخوان های حیوانات مختلف را پیدا کردند و متاسفانه به دلیل موفقیت خاص آن اشیاؤ نتوانستند پیشینه تاریخی آنها را مشخص کنند.
بزرگ ترین اختراع بعدی در زمینه باستان شناسی زیر آب ، اختراع لباس غواصی ، در دهه 1850 بود. این لباس متشکل بود از یک کلاه خود فلزی که دریچه ای شیشه ای داشت و یک لوله هوا که هوای متراکم را از سطح آب به غواص می رساند. این لباس ، مانع دخول آب می شد و وزنه هایی از جنس فلز سرب که در قسمت سینه و پشت آن تعبیه شده بود و غواص را عمودی نگاه می داشت ; اما مشکلاتی نیز داشت. از جمله این که اگر غواص با سرعت به سطح آب باز می گشت ، باعث مسمومیت نیتروژنی وی می شد.
همین مساله باعث شد که به رغم اختراع این لباس غواصان نتوانند مدت زیادی زیر آب باقی بمانند.
سال 1952 به یک کشتی تجسسی وابسته به نیروی دریایی فرانسه به نام کلیپسو (Calypso) ماموریتی برای جستجوی زیر آب داده شد. ژاک او کاستو (Jacques-Yves Cousteau) نیز در این کشتی بود. وی و دو دوستش (که شریکش نیز بودند)، نوعی لباس به نام اسکوبا (Scuba) - لباس غواصی دارای دستگاه تنفس زیر آب - را اختراع کرده و از آن استفاده می کردند. کاستو با این لباس دریاها را در جستجوی زندگی زیرآب و آثار باستانی ، زیر پا گذاشت. این روش جستجو در زیر آب ، بسیار متنوعتر و استفاده از آن از سایر لباسها آسانتر و ارزانتر بود. کاستو در تحقیقاتش از بالابر هوایی (حمل به وسیله هوا) استفاده کرد.
این بالابر تشکیل شده بود از یک لوله بزرگ که از روی عرشه تا قعر کشتی ویران شده ، امتداد داشت و از هوای متراکم پر شده بود. به این ترتیب ، خلاؤ ایجاد شده در دهانه لوله ، آب و گل را به روی عرشه کشتی می آورد و با استفاده از صافی ، اجسامی که تصادفا بالا آمده بودند جدا می شدند. این امر، مشکل انتقال گل و ماسه را برای حفاری زیر آب حل کرد.
بعدها این وسیله ، به یکی از مهمترین وسایل در حفاری از راه دور تبدیل شد.
کاستو از غواصان خواست تا از مکانهای حفاری زیر دریا عکس بگیرند. وی متوجه مشکل مهمی شد.
جریان آب ، امکان قرار گرفتن در فاصله معینی از مکان مورد نظر را نمی داد. به همین دلیل ، مقیاس و چشم انداز مکان ثابت نبود. در نتیجه ، ترکیب تصاویر کوچک با یکدیگر و ساختن تصاویر بزرگ ، غیرممکن بود.
در دهه 1950، شخصی به نام نینو لامبوگلیا (Nino Lamboglia) روشی را برای ثبت داده های زیرآب ابداع کرد که به نام خود وی مرسوم است. او تعدادی میخ آهنی را در بستر دریا فرو کرد و نوارهای کرباس زردرنگی به آنها وصل کرد و به این ترتیب چارچوبی به مساحت 2 مترمربع ساخت. سپس از مربع عکس گرفت تا طرحی از تمام اشیاؤ ارائه دهد. اما با این روش نیز باز امکان باقی ماندن در یک عمق مشخص وجود نداشت.
جورج باس (George Bass) دانش آموخته دانشگاه پنسیلوانیا می گوید و معتقد است که باستان شناسی زیر آب نباید از باستان شناسی در سایر محیطها متفاوت باشد. او با احتیاط و با حوصله ، کشفیات و آثار را اندازه گیری می کرد و پیشینه هر کدام را ثبت می کرد. او یکی از نخستین باستان شناسانی بود که غواصی را فرا گرفت و ثابت کرد روشهای باستان شناسی روی خشکی را می توان با محیطهای زیرآب تطبیق داد. جستجوهای قبلی ، بیشتر توسط غواصان و جویندگان گنج انجام می شد و نه توسط باستان شناسان آموزش دیده. در این زمان (1988) در مجلس ، قانونی به تصویب رسید تا مکانهای باستانی زیرآب از دسترس جویندگان گنج حفظ شود و علاوه بر آنها، کاوش در کشتی های شکسته و متروکه نیز فقط به باستان شناسان واگذار شود.
در سال 1964، دانشگاه پنسیلوانیا به کمک موسسه علوم ملی و جمعیت جغرافیایی ملی ، اولین زیردریایی کوچک دونفره برقی را ساختند. این زیردریایی با سرعت 4 میل دریایی (4/6 مایل در ساعت) حرکت می کرد و تا عمق 600 پا پایین می رفت و می توانست در جهات جلو، عقب ، بالا و پایین حرکت یا بدون حرکت شناور باشد. همچنین مجهز به دو دوربین هماهنگ بود که عکسهای سه بعدی برای ساخت نقشه با جزییات را تهیه می کرد.
استفاده از این زیردریایی که آشرا (Asherah) نام داشت ، بسیار گران و پرهزینه بود، لذا بلافاصله به یک شرکت خصوصی برای ارائه خدمات به تجهیزات نفتی دور از ساحل فروخته شد.
تحقیقات روی بیش از یکصد کشتی غرق شده تاکنون راجع به زندگی در کشتی ها، محموله های دریایی ، راههای بازرگانی و صنایع کهن به ما اطلاعات ارزنده ای ارائه کرده است . در سالهای اخیر، اهداف باستان شناسی در زیر دریا و روی خشکی ، تقریبا یکی شده است و آن اهداف عمدتا عبارتند از جستجو برای یافتن گذشته ، تفسیر آن از طریق مقایسه با آثار گذشتگان و نهایتا احیای گذشته.
از آنجا که دریا بسیار ویرانگر است ، مشکلات بسیاری در بقایای اشیای کشف شده از زیر آب وجود دارد. بسیاری از آثار، توسط جریان آب (موج یا جزر و مد) شکسته و از محل اصلی خود دور شده اند.
ترکیب آب دریا باعث می شود تا روی فلزات ، پوششی از نمکهای فلزی (کلرید، سولفید و کربنات) انباشته شود که البته خود باعث حفظ اشیاؤ می شوند.
چنانچه این اشیاؤ از آب بیرون آورده شوند، ولی مرمت نشوند، نمک موجود با هوا ترکیب شده و تولید اسید می نماید که خود باعث از بین رفتن فلز می شود. با استفاده از الکترولیز، نمک از قطب کاتد (احیاؤ) به قطب آند (اکسیداسیون) رفته و فلز تمیز شده و محفوظ می ماند. الکترولیز شامل قرار دادن شی ؤ در محلولی شیمیایی و گذراندن جریان برق ضعیف بین شی ؤ و شبکه فلزی اطراف آن است.
یکی از مشکلات متداول در مورد آثاری که از آب اشباع شده اند، بویژه اشیای چوبی ، این است که وقتی از آب خارج می شوند و در معرض اکسیژن قرار می گیرند، خشک شده و می شکنند. در نتیجه ، این اشیاؤ را یا باید خیس نگه داشت تا زمانی که مرمت شوند یا در سرما و خلاؤ خشک کرد که هزینه بسیاری در پی دارد. به همین دلیل ، تحقیقات باستان شناسی در زیر آب ، حدودا 4 برابر همان تحقیقات روی خشکی هزینه دارد. برای مثال ، کشتی بزرگ ماری رز (Mary Rose) در موزه ای در انگلستان نگهداری می شود و یک دستگاه آبپاش ، مدام آن را خیس نگه می دارد. اگرچه این روش ، هزینه بسیاری دارد، اما در قیاس با هزینه های خشک کردن و مرمت آن ، بسیار بصرفه است.
در سالهای اخیر، از لاستیک خام برای قالب زدن قسمتهایی از کشتی زیر آب استفاده می شود. جزییاتی همچون شکل بدنه ، بافت چوب و... در قالب ثبت می شود. این امر لزوم حفاظت از چوبهای اصلی را که پرهزینه است از بین می برد و در عوض ، قالبها مورد مطالعه و پژوهش قرار می گیرند.
به طور کلی ، روشهای متعددی در جمع آوری آثار زیر آب مورد استفاده قرار گرفته اند. از جمله ، برای بالا آوردن اجسام از زیر آب ، از سبدهایی که به بالون یا کیسه های بالابر متصل شده اند، استفاده می شود.
جرثقیل مخصوصی نیز برای بالا آوردن اجسام بزرگ و سنگین مورد استفاده است. علاوه بر این روشها، در عصر حاضر فناوری نوین نیز به کمک آمده است.
امروزه باستان شناسان زیر دریا، با استفاده از دستگاه مغناطیس سنج ، شدت میدان مغناطیسی را که از ترکیبات و اشیای مدفون شده ناشی می شود، اندازه گیری می کنند. مغناطیس سنج های پروتونی پشت قایقهای تحقیقاتی نصب می شوند و اشیای آهنی و فولادی زیر آب را کشف می کنند. دستگاه اکتشاف زیر دریا، از طریق ارسال امواج صوتی به صورت اشعه ، تصاویر گرافیکی از ترکیب و برجستگی های کف دریا ارائه می کند. سپس از این دستگاه ، امواج صوتی ساطع می شود که به اشیاؤ و ترکیبات مدفون شده زیر بستر دریا می رسد و بازمی گردد و از این طریق ، نمودارهای برجسته ترسیم می شوند. در آخر از وسیله ای کوچک که قابلیت فرورفتن در آب را دارد و از دور نیز قابل کنترل است ، همراه با چنگک و دوربین ، برای بازیابی اشیاؤ استفاده می شود.
وقتی اشیاؤ بیرون آورده شدند، باستان شناسان آنها را از نظر مطالعات نژادی ، یعنی رفتارهای شناخته شده انسان ها و مدارک مستند باستان شناسی ، بررسی می کنند تا بتوانند اشیاؤ و اهمیت آنها را دریابند.
این امر به باستان شناس کمک می کند تا ارزش مکان زیر آب را مشخص کند.
مرکز تکنولوژی اقیانوسی در دانشگاه رودآیلند، یک مرکز تحقیقاتی است که بیشتر در زمینه تحقیقات کاربردی دریایی فعالیت می کند. در حال حاضر، این مرکز در حال توسعه روشهای آموزشی برای پیدا کردن مکانهای زیر دریاست. یکی از این روشها، گلوله آکوستیکی است. این گلوله ها، بسته هایی کوچک از انرژی صوتی هستند که برد و نتیجه بهتری از سیستم های قدیمی کشف زیردریایی به وسیله امواج صوتی دارند. دومین روش ، جرثقیل نموداری زیردریایی است ; وسیله ای که روی بستر اقیانوس قرار می گیرد و بسته های حسی شناور را مطابق با برنامه از پیش تعیین شده به بالا می فرستد. بسته به سطح آب برمی گردد و اطلاعات را از طریق ارتباطی رادیویی به ساحل می فرستد. بعد دوباره به پایین فرستاده می شود و تا دفعه بعد، آنجا قرار می گیرد.
Costmap نیز نوعی نرم افزار رایانه ای است که توسط مرکز و به همین منظور طراحی شده و برای جمع آوری اطلاعات از یکسری از داده ها استفاده می کند. این نرم افزار به صورت خودکار، این اطلاعات را ذخیره و تحلیل می کند و در مدلهای پیشگویی به کار می برد که نتایج آن توسط باستان شناسان قابل خواندن است.
در حال حاضر، اینها نمونه هایی از فناوری های جدیدی هستند که فقط در یک مرکز تحقیقات ، آزمایش و اصلاح می شوند و مطمئنا در سراسر دنیا نمونه های دیگری نیز وجود دارد. عرصه باستان شناسی زیر آب از زمان نخستین گنج یابی در اواسط قرن پانزدهم تا امروز بسیار دگرگون شده است. توسعه فناوری و درک این حوزه راه پیموده شده طی یکصد سال گذشته را بسیار تغییر داده و آن را چه در حال حاضر و چه در آینده تحت تاثیر قرار می دهد. شاید روزی بیاید که جستجوی آثار موجود در زیر آب و مشکلات مربوط به آن ، بیشتر از مشکلات حفاری روی زمین نباشد و اگر در باستان شناسی ، تحقیقات دقیق و تخصصی برای یافتن اسرار اعماق آبها انجام شود، این امر، دور از دسترس نخواهد بود.


مسعود طبسی
کارشناس زمین شناسی و دبیر آموزش و پرورش خراسان رضوی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها