چرا کلکسیون؟

در هر جمع و گروهی، فرد یا افرادی پیدا می‌شوند که سال‌هاست به جمع‌آوری مجموعه‌ای خاص لذت می‌برند. خودشان از این کار لذت می‌برند و تا سر حدامکان برای آن وقت، هزینه، انرژی و عشق صرف می‌کنند. مرتب به مجموعه خود سر می‌زنند و آن را دسته‌بندی و تنظیم مجدد می‌کنند و از نظم و نظام آن لذت می‌برند.
کد خبر: ۱۰۵۲۴۸۴

این کار برای آنها شیرین و مفرح است در حالی که دیگرانی که اهل این کار نیستند، این نوع لذت بردن را درک نمی‌کنند. براستی چرا گردآوری مجموعه برای عده‌ای لذتبخش است؟ آنها از چه ویژگی مجموعه‌داری شاد می‌شوند؟ این کار چه تاثیری بر روح و روان آنها برجای می‌گذارد؟ در این زمینه با سونیا رشید، کارشناس ارشد مشاوره صحبت می‌کنیم و نظر ایشان را جویا می‌شویم.

جمع‌آوری کلکسیون در میان کودکان و نوجوانان به‌مراتب بیشتر از بزرگسالان رواج دارد و این مساله به علت تقلید و قدرت جمع است. وقتی در یک کلاس، یکی از شاگردان کلکسیون خود را به دوستانش نشان می‌دهد، خیلی سریع سایر همکلاسی‌ها هم به جمع‌آوری مجموعه‌ای مشابه تحریک می‌شوند، اما در سنین بزرگسالی، افرادی این کار را ادامه می‌دهند که براستی به آن علاقه دارند.

فرد کلکسیونر در درجه اول به سوژه‌ای که به گردآوری آن می‌پردازد، علاقه دارد و نکاتی را در آن درمی‌یابد که چشم دیگران قادر به رویتش نیست. مثلا فردی که تمبر جمع‌آوری می‌کند، نوعی هنر و زیبایی ورای ابزاری تنها در حد پست در آن مشاهده می‌کند یا فردی که به جمع‌آوری صدف یا سنگ می‌پردازد، علاقه‌ای خاص به این اشیای طبیعی دارد و با داشتن انواع آن در کنار خود به احساس آرامش می‌رسد. مجموعه‌داری برای او به معنای افزودن کاراکتری مکمل است که خود او قادر به درک هویت آن است.

از این گذشته، افراد مجموعه‌دار به نظم و انضباط علاقه خاصی دارند. اشیایی را که جمع‌آوری می‌کنند، به طریقی متفاوت از کاربرد همیشگی‌شان گردآوری می‌کنند و در کنار هم می‌چینند. کارت پستال، تمبر، سکه و اسکناس از جایگاه معمول خود خارج و با نظمی خاص صاحب خود در کنار هم چیده می‌شود. مثلا مجموعه‌دار کارت پستال کارت‌های مربوط به طبیعت و گل و گیاه را در یکجا قرار می‌دهد، کارت‌های نقاشی را جای دیگر، عکس‌های واقعی را در قسمت دیگر و به همین ترتیب برای خود دسته‌بندی ایجاد می‌کند و همان دسته‌بندی‌ها را هم به زیرمجموعه‌های مختلف درمی‌آورد. دسته‌بندی و نظم و انضباط برای او لذتبخش است و این نوع چیدمان دقیق، روح او را ارضا می‌کند.

در مرحله بعدی، جمع‌آوری نوعی توسعه دادن است. فرد کلکسیون خود را با دو آیتم شروع می‌کند و هرازگاهی مواردی به آنها می‌افزاید. او بتدریج تعداد آیتم‌های خود را افزایش می‌دهد. آیتم‌ها که معمولا اشیای بی‌جان‌اند، برای او باقی می‌مانند و به او حس مالکیت گسترده می‌دهند. کلکسیونر هم به کمیت اهمیت می‌دهد و هم کیفیت. او اصراردارد تعداد آیتم‌ها را افزایش دهد، اما گاهی یک مورد ارزشی بسیار بالا دارد و کلکسیونر حاضر است وقت و انرژی و هزینه سنگینی صرف به دست آوردن آن کند.

مجموعه‌داری همیشه هم خوب نیست. گاهی افراد سعی به جمع‌آوری اشیایی در حد زباله می‌کنند. مثل فردی که در تیوب خمیردندان یا چسب را جمع‌آوری می‌کند یا افرادی که مجموعه‌هایی نامعقول مانند انواع ماروعقرب را جمع‌آوری می‌کنند. جمع‌آوری زباله به بهانه کلکسیون موجب وسواس نسبت به گردآوری دورریزهای بی‌فایده می‌شود و این ناراحتی را پرورش می‌دهد. گردآوری حیواناتی مانند مار هم موجب ایجاد فاصله بین هویت انسانی و ارتباط برقرارکردن با موجود گزنده و مضر است.

گاهی مجموعه‌داری از شکل هدفمند خارج می‌شود و فرد کلکسیونر اصرار دارد بیشترین بخش دارایی و هزینه خود را به این کار اختصاص دهد. کار او از نوعی سرگرمی پرورش‌دهنده خلاقیت به شکلی از وسواس و ناهنجاری تبدیل می‌شود. علاقه آنها بیمارگونه است و مانند هر نوع ناهنجاری دیگر بین آنها و اجتماع فاصله می‌اندازد. فرد روابط اجتماعی و سرگرمی‌هایی مانند ورزش را کنار می‌گذارد و تمام هم و غم خود را به کلکسیون خود اختصاص می‌دهد. فردی که دچار این معضل می‌شود، باید به مشاور مراجعه کند و اقدامی جدی برای درمان خود انجام دهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها