در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، 14 مهر91 وقوع یک فقره نزاع دسته جمعی در یکی از بوستانهای طرشت به پلیس اطلاع داده شد. دو گروه پسر نوجوان با یکدیگر درگیر شده و یکی از آنها با اصابت چاقو به قتل رسیده بود. قاتل، پسری 17 ساله به نام ساسان بود که چند روز بعد از سوی پلیس دستگیر شد و با اعتراف به قتل پسر 18 ساله به زندان افتاد. او در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و در مقابل درخواست قصاص اولیایدم گفت: «روز حادثه، به خاطر یک دختر بین چند نفر از بچههای محله در پارک سر خیابان درگیری شد. یکی از دوستانم موتور مرا گرفت و خودش را به دعوا رساند. برای پس گرفتن موتورم وارد پارک شدم اما ناگهان یکی از دوستانم، مقتول را گرفت و با داد و فریاد مرا تحریک کرد که به او صدمه بزنم. تحت تاثیر قرار گرفتم و با چاقو یک ضربه به مقتول زدم و متواری شدم. قصد قتل نداشتم و هیچ چیزی برنامه ریزی نشده بود.» قضات دادگاه پس از شور، متهم را به قصاص محکوم کردند و با تائید این حکم در دیوان عالی کشور، نام پسر نوجوان در فهرست اعدامیها قرار گرفت. سرانجام چهار سال پس از قتل، اولیایدم با حضور در دادگاه پذیرفتند در ازای دریافت یک میلیارد و 500 میلیون تومان از خون فرزند خود گذشت کنند.
خانواده متهم با قرض گرفتن موفق به تامین این مبلغ شدند و سامان از مرگ نجات یافت. او صبح دیروز برای آخرینبار از جنبه عمومی جرم در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محسن زالی محاکمه شد و گفت: «زمان حادثه تحتتاثیر حرفهای دوستانم قرار گرفتم و دست به چاقو بردم. در کانون درس خواندم اما وقتی به زندان افتادم نتوانستم درسم را ادامه بدهم. در این مدت در کلاسهای قرآن شرکت کردم و جزء سی را هم حفظم.» او درباره تامین مبلغ مصالحه نیز گفت: «خانوادهام با گرفتن قرض و وام این پول را تامین کردند. از قضات میخواهم مرا آزاد کنند تا خطایم را جبران کنم.» در پایان دادگاه، قضات برای صدور رای وارد شور شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: