لایحهای که دولت به مجلس به عنوان برنامه ششم توسعه تحویل داد با آنچه تصویب شد، تفاوت زیادی داشت و این اقدام دولت نشان میداد اعتقادی به این نوع برنامهها وجود ندارد. دولت لایحهای را تحت عنوان مفاد مورد نیاز برنامه ششم توسعه به مجلس آورد و معتقد بود کارهای برنامهای و بودجهای در حیطه اختیارات رئیسجمهور است و نیازی هم به این موضوعات نیست.
قانونی که به عنوان برنامه ششم نگارش شد به صورت طرح بود و همانطور که در صحن علنی مجلس مواد مختلفش مطرح میشد، دولت اعلام کرد ما نمیتوانیم 30 درصد این برنامه را اجرایی کنیم و این بهانهها نشان میداد از ابتدا این قانون را قبول نداشت، اما اکنون قانون شده و باید اجرا کنند. اگر دولت برای اجرای برنامه ششم اشتیاق داشت بعد از یک یا دو ماه از ابلاغ برنامه ششم توسط رئیس مجلس، آن را به دستگاههای اجرایی ابلاغ میکرد و آییننامههای آن را تصویب میکرد.
بهار خوبی را از اجرای برنامه ششم توسعه شاهد نبودیم، ابتدای برنامه با این همه مخالفت روبهرو شدیم و تا پایان هم تغییری حاصل نخواهد شد. برنامه هفتم توسعه که با سند چشمانداز افق 1404 همزمان است، باید ریشههایش در برنامه ششم قوی شود و اگر کوتاهی در این زمینه صورت بگیرد، مشکلات کشور چند برابر خواهد شد.
اجرا نکردن برنامه نه به نفع دولت است و نه وجهه خوبی برای نظام اسلامی ایران دارد. اگر دولت اعتقادی یا انتقادی به برنامه دارد این موضوع را با مجلس در میان بگذارد. سال 96 یک پنجم برنامه ششم است، اما چهار ماه از سال گذشته و هنوز خبری از اجرای آن نیست. یک مقدار نگرانیم که خدای ناکرده به سرنوشت برنامههای دیگر دچار نشود و ادامه این روند بیانگر بیمورد نبودن نگرانیها خواهد بود.
دکتر هادی قوامی
نایبرئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم