در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، 7 آذر 95، جسد مردی بهنام رحیم در بیابانهای اطراف تهران کشف شد. او که لباس راحتی به تن داشت، با فشار جسمی مثل پارچه به قتل رسیده بود. با شناسایی هویت مقتول، همسر او مورد بازجویی قرار گرفت و گفت: «با رحیم اختلافات زیادی داشتم. وقتی با پسری به نام بهنام آشنا شدم، از آزارهای شوهرم به او گفتم. خیلی عصبانی شد و شب حادثه همراه سه نفر از دوستانش به خانه ما آمد و با رحیم درگیر شد. آن زمان من و دختر هشتسالهام در خانه بودیم، اما نمیدانم چه کسی با شلوار، شوهرم را خفه کرد.»
با ثبت این اعترافات، بهنام دستگیر شد و گفت: «سوسن همیشه از رفتارهای شوهرش شاکی بود. شب حادثه برای ادب کردن رحیم، همراه برادرم بهزاد و دو نفر از دوستانم به نامهای سعید و سهراب سراغش رفتیم. قصد قتل نداشتیم، اما وقتی درگیریمان بالا گرفت، مقاومت کرد و با شلوار خفهاش کردیم.» به این ترتیب سه متهم دیگر نیز دستگیر شدند، اما هیچ کدام به قتل اعتراف نکردند تا پرونده با پیچیدگیهای فراوان برای صدور حکم به شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده ارسال شود. دختر هشتساله مقتول در جلسه دادگاه درخواست قصاص کرد و گفت: «پدرم مرد خوبی بود و به خاطر ارتباط پنهانی مادرم، هر شب دعوا داشتند.» پس از او بهنام در جایگاه ایستاد، اما قتل را گردن برادرش بهزاد و سهراب و سعید انداخت. این سه متهم اما بار دیگر مدعی بیگناهی شدند تا قضات ختم جلسه را اعلام کنند. آنها پس از شور به این نتیجه رسیدند که بهنام و سهراب با همدستی هم مرتکب قتل شدهاند، به همین دلیل حکم قصاص هر دوی آنها را صادر کردند.
همسر مقتول نیز به 15 سال حبس محکوم شد، اما پرونده بهزاد و سعید به دلیل داشتن سن پایین (زیر 18 سال) برای بررسی مجدد به شعبه هفتم ویژه اطفال دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. متهمان در این شعبه اظهار بیگناهی کردند و قضات نیز آنها را از اتهام قتل عمد تبرئه و به حبس محکوم کردند. دیوانعالی کشور نیز چندی پیش این احکام را تائید کرد تا دو پسر نوجوان از قصاص نجات یابند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: