در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای فعالیتهای فرهنگی، برنامهریزی ضروری است و نمیتوان انتظار داشت که فرهنگ کشور اعم از عمومی، نخبگان و دانشگاهی، بهخودی خود پیش برود. همه ما در قبال مسائل فرهنگی و فرهنگ عمومی کشور مسئولیت شرعی و قانونی داریم. به نظر میرسد مهمترین فعالیتی که در عرصه فرهنگی با توجه به تلاش دشمنان برای تهاجم فرهنگی و رخنه فرهنگی در داخل کشور باید صورت گیرد تلاش برای تقویت و ترویج فرهنگ دینی و میهنی است. دولت و مسئولان فرهنگی جامعه با سرمایهگذاری در جهت ترویج ارزشها و هنجارهای بومی و استفاده از هر آنچه که میتواند به غنای فرهنگی جامعه کمک نماید میتوانند مانع از نفوذ فرهنگی غرب و ایجاد ضررهای جبران ناپذیرشوند. باید مسئولان نسبت به مسائل فرهنگی جامعه مسئولانه برخورد کنند. زیرا بی توجهی نسبت به این امر میتواند زمینهساز خسرانهای جبرانناپذیری شود و جامعه را بیش از پیش با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی بیگانه سازد.
رهبر معظم انقلاب طی سالهای اخیر بارها بر لزوم تقویت کار فرهنگی تاکید داشتند و اخیرا نیز موضوع آتش به اختیار فرهنگی را مطرح کردند که برداشتهای متفاوت و بعضا سوءبرداشتهایی از آن صورت گرفت. معنا و مفهوم آتش به اختیار این است که یک مسلمان معتقد به مبانی اسلام و احکام الهی خودش میتواند براساس تشخیص خود در کادر قوانین و مقررات امر به معروف و نهی از منکر عمل کند. برخلاف تصور برخی آتش به اختیار به معنی رفتار و اقدام خارج از هر قاعده و مبنایی نیست، رهبری نیز در بیاناتشان فرمودند اینگونه نیست که هرکسی با هر منطقی برای کار فرهنگی فحاشی کند و بهانه به دست عناصر پوچاندیش بدهد و با چنین رویکردی مقوله آتش به اختیار را تخطئه کند. لذا همه آنان که دل به عزت و اقتدار کشور و جامعه داشته و برای انقلاب اسلامی و حفظ ارزشهای آن دغدغهمندانه آرزوی پیشرفت کشور و نظام را دارند همواره باید هوشمندانه و عالمانه ظاهر شوند. باید توجه داشته باشیم که رهبر انقلاب همواره بر رعایت قانون تأکید دارند از این رو نمیتوان آتش به اختیاری را که رهبر انقلاب گفتهاند مترادف با خودسری و اقدامات فراقانونی دانست. آتش به اختیار در یک چارچوب است؛ یعنی فرض بفرمایید یک طرح نظامی حملهای را طراحی کردند، طرح نظامی به همه ابلاغ شده و همه باید در آن سیستم و آن طرح جلو بروند؛ یعنی کلیات مشخص است اما برای همه جزئیات دستور فرماندهی موجود نیست. مثلا آن سیستم کلی فرصت اینکه به جزئیات بپردازد را پیدا نکرده است. هر فرماندهی وقتی دستور آتش به اختیار میگیرد، یعنی باید در همان سیستم کلی که تهیه شده عمل کند منتهی دیگر با دستور مستقیم از مافوق نیست، بلکه خودش میرود شناسایی، برنامهریزی، تصمیم گیری و اجرا میکند.
اما آتش به اختیار به معنای احساس آنارشیسم و این که هرکس هر کاری خواست بکند نیست، بلکه چارچوب کلی مشخص است. در آن چارچوب یک وظایفی به عهده آن افرادی که آتش به اختیار هستند گذاشته شده که دیگر منتظر دستور از بالا نباشند. وقتی در زمان جنگ این دستور آتش به اختیار را میدادند، نیروها در آن چارچوب کلی حرکت میکردند و خروج از آن چارچوب و سیاست کلی نداشتند. آتش به اختیار یعنی نیروهای انقلاب در قالب سیاستهای کلی بتوانند عملیات خود را بخوبی انجام دهند و منتظر دستورات و جزئیات و آییننامهها نباشند. اصولاً اقدامات خودجوش و مردمی همواره مکمل و پشتوانهای برای تداوم حیات اجتماعی جامعه بوده است. باز هم تأکید میکنم که این به معنی افسارگسیختگی و آنارشیسم نیست که هرکسی هرکاری خواست انجام دهد. اگر فردی دید که مسئول رده بالاتر فرصت ندارد یا کوتاهی کرده و نمیتواند دستور مستقیم بدهد، میتواند با امکانات خود در چارچوب آن سیاستهای کلی تصمیم بگیرد و حرکت کند. آتش به اختیار بهمنزله عمل فرهنگی، حرکت قانونمند و منطقی است.
اصطلاح آتش به اختیار هیچ منافاتی با اجرای قانون ندارد، بهطور طبیعی در برخی از جاها این امکان وجود دارد که یک مجری قانون یا نهاد دولتی دریکی از حوزهها همچون فرهنگ، اقتصاد یا... به وظایف خود بهدرستی عمل نکنند یا اینکه غفلت بورزند. در اینجا گروههای دانشجویی که نخبگان، دلسوزان جامعه و بازوان توانمند نظام هستند بهعنوان افسران فرهنگی و جنگ نرم در قالب تشکلهای دینی، سیاسی، فرهنگی و... باید در وسط میدان باشند و در تلاش برای رفع کاستیها یا احیانا اختلالات، انحرافات و اشتباهات باشند. آتش به اختیار که رهبری فرمودند یعنی افراد ضابطهمند، قانونمند و در مسیر مبانی دینی برای پیشبرد دقیق و صحیح اهداف و آرمانهای انقلاب کوشا باشند.
مهدی چمران/ رئیس شورای شهر تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: