عدالتخواهی شرقی و آزادیخواهی غربی در مشروطیت

نهضت مشروطیت ، بی هیچ تردیدی ، یکی ازبزرگترین قیام های تاریخی ملت ایران است...در اینکه مشروطیت ، در اصل ، نهضتی «عدالت خواهانه» بود، که در بطن و درون جامعه ایرانی ریشه داشت ، جای هیچ تردیدی نیست.
کد خبر: ۱۰۴۷۵۴
از طرف دیگر، در این نیز شک نباید داشت که بعدها بعضی روشنفکران فرنگ رفته ، البته شاید بی هیچ سوئ نیتی ، قبایی از «آزادیخواهی غربی» بر قامت این نهضت پوشاندند ؛ و، بدین ترتیب ، نهضتی ملتی را ، دانسته یا ندانسته ، از مسیر اصلی آن منحرف کردند....نهضت مشروطیت ، به طور کلی ، دارای دوهدف بود: یکی کم کردن مداخلات بیگانگان در سرنوشت ملت ایران ، و دیگری پدید آوردن حکومتی بر پایه های حق وعدالت وانصاف. البته ، چنان که از نوشته های اجتماعی و تاریخی متفکران دوره قاجار بر می آید، این دو هدف در یکدیگر ادغام شده بودند.

جنبشهای سیاسی مردم ایران


به دنبال شکست های نظامی حکومت قاجار از روسیه وتحمیل شدن معاهده ترکمانچای بر کشور ما، واکنش های گوناگون ملت در دفاع کردن از کارهای قائم مقام و پاسداری از اصلاحات امیرکبیر، اعتراض مردم به معاهده پاریس در مورد جدا شدن هرات از ایران ، قیام مردم جنوب بر ضد انگلیس ها...در همه اینها، هم «جهتی» ضد بیگانه می توان دید و هم مایه هایی ازمخالفت با حکومت قاجار. مردم ایران ، در همان حال که گاه با تزاریسم روسیه در شمال و گاه با امپریالیسم انگلیسی در جنوب وگاه با این هر دو می چنگیدند، ازآشفتگی و خودخواهی حکومت قاجار نیز به تنگ آمده بودند. جنبش تحریم تنباکو، در حقیقت ، یکی از درخشانترین قیام های ملی است که ، به علت دارا بودن مایه های فرهنگی و دینی و اجتماعی عمیق ، نه تنها به پیروزی انجامید، بلکه ، همچنین ، به تمایلات ضد حکومتی مردم رنگی انقلابی بخشید و زمینه را برای شکل گرفتن نهضتی بزرگتر آماده کرد. عالمان دین و مجتهدین ، که رهبران این نهضت پیروزمند بودند، موقعیت ممتاز واستواری به دست آوردند. اینان که ، بر پایه اعتقادات شیعی ، حکومت واقعی ومعنوی را از آن امام زمان «ع» می دانستند و، در دوره «غیبت کبرا»ی او، عالمان طراز اول مذهب شیعه ، یعنی خود، را مدیران اصلی کارهای اجتماعی شیعیان می شناختند، اندک اندک ، انتقاد از«ظلمه» و اعتراض بر «غاصبان حق» را آغاز کردند. از طرف دیگر، اکثریت مردم نیز، به خصوص کسبه و شهریان ، به علت روبرو بودن با استبداد حکومت قاجاریان ، و به ویژه زورگویی های بی حد و حساب حاکمان ووالیان ومباشران ایشان ، که اغلب مانع اجرای احکام محکمه های شرعی وعرفی می شدند، آمادگی آن را پیدا کرده بودند که با عالمان ومجتهدان شیعه همصدا شوند...تاجران و بازاریان وصاحبان حرفه ها و مشاغل دیگر نیز، کم کم ، از اجحاف ها وتعدی های داخلی و خارجی به تنگ آمدند و در صفوف مشروطه خواهان قرار گرفتند. البته ، در اینجا، من نمی خواهم تصویر کاملی از همه علت های گوناگون پدیدآمدن و شکل گرفتن نهضت مشروطیت به دست دهم. اما آنچه در این زمینه از همه چشمگیرتر است ، و بی شک از بطن جامعه ما برخاسته است ، حس «عدالت خواهی» ایرانی است که حال و هوایی از عرفان و دین در خود دارد. ازاین نظر، معنای «مشروطه خواهی» و «عدالت خواهی»، کم یا بیش ، یکی است. عدالتخواهان مشروطه طلب ، در ابتدای کار، ظلم و جور را در رابطه با همان وضعیت دوگانه ای می دیدند که پیش از این نیز به آن اشاره کردم: نفوذ قدرت های بیگانه ، به ویژه روس و انگلیس ، از یک طرف ، و حکومت آشفته و بیدادگر قاجاریان ، از طرف دیگر....اما، در حاشیه این نهضت بزرگ تاریخی ، باید به دو پدیده دیگر نیز اشاره کرد: یکی «فراماسونری» و دیگری «سوسیال دمکراسی».

فراماسونری و مشروطیت


فراماسونری را، که حاصل افکار قرنهای هیجدهم و نوزدهم اروپا بود، کسانی به ایران وارد کردند که خود در شمار نخستین دانشجویان ایرانی در کشورهای اروپایی بودند. اینان ، که در مدرسه ها و دانشگاههای کشورهایی چون فرانسه و آلمان و اطریش و انگلستان تحصیل کرده بودند، راه نجات ایران را، در همه زمینه های گوناگون سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ، در پیروی کردن بی چون وچرا از«فرنگ» می دانستند...انگیزه اصلی شکل گرفتن نهضت مشروطیت ، چنان که گفتم ، همین حس «عدالت خواهی» بود. پیشگامان مشروطه به هیچ وجه به دنبال تعریفی تازه و غربی از «حقوق» و «قانون» نبودند، بلکه خواهان استقرار موازینی بودند که به خودسری ها پایان دهد. رهبران مشروطیت تنها می خواستند که قدرتهای ستمگر داخلی وخارجی «ملت را به حال خود بگذارند» ؛ وحکومتی استوار بر «عدالت» و «حق» و «انصاف» پدیدآید. اما، پس از آن که مشروطیت ، به رهبری حق طلبان ومردان وطنپرست ومبارز، پای گرفت ، شیفتگان غرب در این نهضت راه پیدا کردند: بدین معنی که ، از یک طرف ، افرادی از«لژ»های فراماسونری ، و، از طرف دیگر، نمایندگانی از «سوسیال دمکرات ها»، کم کم ، در میدان مشروطیت جایی برای خود به دست آوردند. و ازا ین به بعد بودکه این نهضت ملی ، که در اصل آرمانی جز تحقق «عدالت» را دنبال نمی کرد، رنگی از مبارزه های «آزادیخواهانه» غربی به خود گرفت و از مسیر اصلی خود منحرف شد...

منبع: نقل با تلخیص از کتاب : آزادی ، حق و عدالت ، گفتگوی اسماعیل خویی با احسان نراقی ، ص 193به بعد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها