تاریخ نگاری مشروطیت کاستی ها وآفات - 8

احتشام السلطنه (از پیشگامان مشروطیت و روسای مجلس اول) در شرحی انتقادی از اوضاع آشفته و بلبشوی اواخر مشروطه اول (زمان ریاست وی در مجلس) می نویسد:
کد خبر: ۱۰۴۷۵۰
«شبنامه ها و روزنامه ها پر بود از تعریف و تملق گویی و فحاشی. اما تعریف و تمجید بی موقع از اشخاص غیر قابل تمجید و فحش و بدگویی بلاجهت به اشخاصی که مستحق آن نبودند. به طور خلاصه ، خائن و خادم را به یک چوب می راندند».
محمدعلی تهرانی (از فعالان مشروطیت و دوستان تقی زاده) نیز در تاریخ خود خاطر نشان می سازد که: «در اثر آزادی قلم و زبان ، مردم نیز از حد خود خارج گردیده و به هیچ وجه پابند به هیچ قانونی نبودند. آنچه می خواستند، می گفتند و به هر کس تهمت می زدند و آنچه می خواستند ، می نوشتند و از هیچ چیز مضایقه نداشتند...چنانکه مراجعه به روزنامجات آن عصر بشود، مخصوصا روزنامه صور اسرافیل و نیر اعظم و اتحاد و مساوات و...، معلوم شود که اساس نزاکت به کلی منهدم ، و هر کس در حد خود از وظیفه خارج شده بود».
همو، با اشاره به روزنامه های صدر مشروطه در تهران و شهرستانها، و تعداد انبوه آنها، می افزاید: «ولی این آزادی مطبوعات کم کم مدیران و سردبیران را جسور کرد. عده ای از روزنامجات از حد اعتدال خارج و هرگاه نام آنها را فحش نامه بگذاریم اولی از این است که به نام روزنامه اسم بریم».
این نقیصت ، حتی در نطق نمایندگان تندرو مجلس نیز بازتاب داشت: به قول احتشام السلطنه : «فلان وکیل! و مثلا وکیل الرعایای همدانی که یکی از اشخاص عوام و منفعت پرست و فحاش و مغرض بود، در مجلس فریاد می کشید: بفرستید از میدان مال فروشها وزیر بیاورند! و هکذا...در جلسات مجلس عبارات رکیک گفته می شد و تمام کوشش من صرف این می شد که وکلا را متوجه مقام و موقعیت آنها نموده ، از تندروی و ادای کلمات رکیک و عبارات زننده و توهین آمیز، در مجلس جلوگیری نمایم».
وقتی که روزنامه ها، تلگرافها و (پاره ای از) نطقهای رسمی مجلس چنین وضعی داشت ، تکلیف شبنامه ها دیگر معلوم بود! بنیان شبنامه نویسی در تاریخ مشروطیت را، سید محمد رضا مساوات گذاشت که یکی از تندروترین و هتاکترین عناصر جناح افراطی بود و حتی فردی چون کسروی ، به رغم دلبستگی بسیارش به مشروطیت ، وی را شایسته کشتن می داند!
مساوات ، یار و همفکر تقی زاده بود که در روزنامه خود (موسوم به مساوات) محمدعلی شاه «را به نوشیدن باده و سایر قبایح و شنایع » متهم می ساخت و بدتر از این ، وی را فرزند نامشروع «ام خاقان» می خواند و علنا توماری در باب زنازادگی شاه نوشته و در بازار تهران از توده مردم امضا می گرفت!
به نوشته مجدالاسلام: «وقتی که قانون انطباعات از مجلس شورای ملی...گذشت» مساوات «یک نمره روزنامه خود را سرتاپا وقف و صرف استهزای آن قانون نمود. مسلم است که مشروطه خواه هرگز به قانون موضوع ، استهزا نمی کند. ولکن چون دید این قانون از هتاکی و هرزه درایی آن جلوگیر است ، این بود که بی اختیار مرتکب آن اقدام جسورانه گردید».


علی ابوالحسنی (منذر)
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها