غرب شناسی در عصر مشروطیت

درک مفهوم غرب و غرب شناسی در ادبیات سیاسی و فلسفی ایران ، متعلق به دوران بعد از جنگ دوم جهانی است.
کد خبر: ۱۰۴۷۴۹
برای مقایسه و تطبیق پدیده ای که امروزه تحت عنوان غرب از آن یاد می کنند، در افکار و اندیشه های جریان های مختلف فکری و سیاسی عصر انقلاب مشروطیت ، ما به مفهوم عینی تر و تاریخی تری نیاز داریم که این مقایسه و تطبیق را یک مقایسه ذهنی و غیرتاریخی نسازد. مفهوم تجدد و ترقی در اذهان متفکران مذهبی و غیرمذهبی عصر مشروطیت ، ظاهرا تجلی همه آن تحولاتی بود که به صورت یک اندیشه جدید و برگرفته از تحولات اروپا، در پی تغییر ساختارهای سیاسی ، فکری و فرهنگی جامعه ایرانی بر آمد. فهم جریان های موثر در مشروطیت از مفهوم تجدد و ترقی یکسان نیست. همان طوری که با قاطعیت نیز نمی توان ادعا کرد که مفهوم تجدد یک مفهوم بیگانه با ادبیات دینی و سیاسی ایران بوده است.
اگرچه تلاشهای زیادی در تاریخ نگاری دوران معاصر صورت می گیرد تا به گونه ای سیر تفکر جدید و تحولات فکری ، سیاسی و اجتماعی ایران را در یک معادله صرفا دوطرفه ، سیر شالوده شکنی سنت و تقابل بین سنت و تجدد نشان دهد، اما چنین نگرش ساده لوحانه ای که برخاسته از نگاه تنگ نظرانه و انحصاری غرب گرایانه به تاریخ معاصر ایران می باشد، مبتنی بر عینیت های تاریخی نیست. از جهت عقلی و تاریخی ، نه تمامی گرایش های تجددطلبی ایران در انحصار گرایش های متاثر از تحولات مدرنیته اروپا است و نه مفهوم تجددطلبی به معنای نفی گذشته ، تقبیح سنتها و ابطال باورها و ارزشهای دینی می باشد. تقابل و تعامل جریان های مختلف مذهبی و غیرمذهبی در ایران عصر مشروطه و ظهور مکتب های فکری ، سیاسی و اجتماعی متاثر از باورهای دینی ، گواه صادق این مدعا است. بررسی تطبیقی و تاریخی افکار و اندیشه های این جریان ها پیرامون پدیده ای است که امروزه تحت عنوان غرب از آن یاد می شود و این بررسی گشاینده طلسم بسته تحلیلهای رایج اما سطحی و یکسویه ای است که در بالا از آن یاد کردیم و شرح آن فرصتی دیگر می طلبد.


مظفر نامدار
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها