سنت و تجدد

نزاع سنت و تجدد، مهمترین فرآورده رویارویی تمدن غرب با حوزه های تمدنی بیرون از آن است. این نزاع بتدریج همه عرصه های زندگی جوامع را در بر گرفت
کد خبر: ۱۰۴۷۴۸
و از آنجا که تمدن غرب ، اکنون به عنوان تمدن غالب جهانی مطرح است ، همان گونه که در عرصه علم و اقتصاد و تکنولوژی برتری دارد، به طور طبیعی به عنوان مظهر تجدد نیز مطرح می شود و به این ترتیب ، نه تنها تمدن غرب مظهر تجدد قلمداد می شوند جهان بیرون از آن ، مظهر سنت ، که به مصداق الحق لمن غلب ، این دو مقوله بار ارزشی گرفته و بار مثبت سهم تجدد و بار منفی نصیب سنت می شود.
به این گونه جنگ میان این دو مقوله ، به صورت آشتی ناپذیری همواره گسترده تر می شود، بدون این که برای فهم دقیق و عمیق این موضوعات و نسبت میان آنها کوشش بشود. این که اصولا سنت چیست و تجدد کدام است؛ آیا سنت نهاد ایستایی و ارتجاع و تجدد مظهر پویایی و تکامل است؛ آیا سنتها ایستا هستند و آیا اصولا در این هستی چیز ایستا و بی تحرک وجود دارد؛ آیا عقل اقتضا می کند که از همه چیز متعلق به گذشته گریخت و به هر چیز جدید آویخت؛ صرف نظر از چنین پرسشهای بنیادین ، پرسش عینی تر و ملموس تر و تا حدودی مهمتر این است که آیا امکان دارد پدیده پیچیده و مرکبی چون یک جامعه یا کشور را به دستور یا به خواهش وادار کرد تا یک باره از گذشته و هویت خویش دست کشیده و بدون توجه به مقتضیات و ساختار اجتماعی ، سنن و آدابی دیگر را برگزیند؛ تجربه جوامع متجدد حکایت از آن دارد که آن جوامع برای نیل به تجدد، به نفی سنتها نپرداختند بلکه سنتها را روزآمد کردند. به بیان دیگر، تجدد آنها تکامل سنتهایشان بود و در جریان تحولات طبیعی جامعه در مدت زمان مناسب تحقق یافت. نهضت مشروطیت ، به یک اعتبار، تلاش جامعه ایران برای نیل به تجدد بود. آنچه امروزه به آن نیازمندیم ، تبیین ماهیت تجدد مورد مطالبه جامعه ایران است که در قالب نهضت مشروطیت مطرح گردید.
آیا آن تجدد با هویت جامعه ناسازگار بود؛ و آیا می شود جامعه ای مطالبه ای ناسازگار با ارکان هویت خود داشته باشد؛ به طور قطع ، تجدد مورد مطالعه بدنه جامعه و رهبران آن در راستای هویت جامعه و برای تعالی و تکامل آن بود. رسالت نخبگان جامعه نیز تبیین تئوریک مطالبات مردم و روزآمد کردن سنتها و اصلاح آنها متناسب با نیازها و مقتضیات جدید جامعه بود. اما در فرایند نهضت مشروطیت ، به جای آنچه ذکر شد، عده ای بر این تاکید داشتند که همه سنن و آداب موجود جامعه را باید کنار گذاشت و به اخذ تمدن غربی بدون دخل و تصرف ایرانی همت گماشت و از فرق سر تا ناخن پا فرنگی شد. پافشاری بر روی این رویکرد به حوادث و مسائلی منجر شد که بر سرنوشت مشروطیت و تحولات پس از آن تاثیرات اساسی گذاشت. به نظر می رسد هر پژوهشگر منصف تاریخ سیاسی ایران که خواهان دریافت سیمایی واقع بینانه از نهضت مشروطیت و انتقال آن به آیندگان است ، در فرایند بررسی ها و بازکاوی های خود، نیازمند توجه و تامل در پرسشهای مطرح شده در این نکته و بررسی عالمانه تلقی نخبگان سیاسی عصر مشروطیت از نسبت میان سنت و تجدد و تاثیر آن تلقی و رویکرد بر سیر تحولات جامعه و سرنوشت نهضت و تاریخنگاری آن است.


سید مصطفی تقوی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها