در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رجبی هم با طرح نظر بعضی هنرمندان درباره غیرممکن بودن ساخت فیلمی عین خود تاریخ، آن را با مثال آوردن از فیلم محمد رسولالله مصطفی عقاد پاسخ داد که در عین روایت دقیق تاریخ اثر نمایشی بسیار خوبی هم بود. این کارشناس تاریخ اسلام با ذکر زندگی چند نمونه از شخصیتهای تاریخ اسلام اشارهای هم به موانع ساخت آثار مذهبی کرد و وجود این موانع را موجب دلسردی بسیاری از فیلمسازان توانمند عنوان کرد. وی راهکار برون رفت از وضعیت فعلی را نه فقط داشتن مشاوران مذهبی که حمایت مراجع و صاحبنظران از آثار مذهبی عنوان کرد.
حق الناس بازیگری
از حرفهای مهدی فقیه در برنامه «ساعت شنی» شبکه 5 میتوان فهمید که گویا خیلی اعتقادی به کلاسهای بازیگری ندارد. در این برنامه وقتی از او درباره حقالناس در بازیگری سوال شد گفت؛ اگر بخواهد جوانان علاقهمند به بازیگری را راهنمایی کند، به آنها توصیه میکند از طریق تحصیل در دانشگاه و دریافت مدارک دانشگاهی وارد این عرصه شوند. او ادامه داد در زمان جوانی او، فراوانی دانشگاه مثل حالا نبود و به دانشگاه تهران و هنرهای دراماتیک محدود میشد، اما امروز این فرصت برای جوانان وجود دارد که تا مقطع دکترای هنر، تئاتر و بازیگری به تحصیل ادامه دهند. این بازیگر در این برنامه گفت که در زندگیاش آدمهایی که به او بدی کرده اند را حلال میکند و هنوز پایش به دادگاه و کلانتری باز نشده است.
مهربانی در رمضان
قاسم افشار در برنامه «ماه تمام» وقتی از او درباره ماه رمضان سوال شد گفت که اینقدر در این ماه رفتارهای مردم با یکدیگر مهربانانهتر است که دوست دارد 365 روز سال ماه رمضان باشد. به نکته جالبی هم درباره آدمهای عصبانی اشاره کرد که این دست آدمها همیشه فکر میکنند حق با آنهاست. صحبت وقتی سمت پسرش رفت گفت در کودکی همیشه رادیویی بالای سر پسرش بوده و موسیقی میشنید و حالا در 16 سالگی آواز میخواند و با خنده ادامه داد که به نظرش تا چند سال دیگر جای پدرش را خواهد گرفت. اینجای صحبت که رسید عبدا... روا مجری برنامه از لطف بیدریغ و همیشگی پدران به فرزندان پرسید که افشار جواب داد اتفاقا دوست دارد فرزندش در موسیقی بسیار بیشتر از او پیشرفت کند و در این راه بسیار به پسرش کمک خواهد کرد.
صدای بم خوب
منوچهر والی زاده برای معرفی ناصر مدقالچی در برنامه «سینما و دوبله» داستان اولین مواجهه با او را تعریف کرد. داستان از این قرار بود که والیزاده در محل کارشان مشغول بوده که صدای دو جوان را میشنود و از شنیدن یکی از آنها که بم هم بود بسیار لذت میبرد تا اینکه صاحب این صدا روزی وارد این حرفه میشود. مدقالچی داستان ورودش را اینگونه روایت کرد که تابستان یکی از سالهای جوانی به بانک مرکزی که داییاش آنجا کار میکرده، رفته و از او طلب شغلی کرده است. دایی، مدقالچی را به فردی معرفی میکند و او صدای مدقالچی را مناسب صداپیشگی مییابد. مدقالچی یکی از اولین کارهایش را مربوط به گفتن یک جمله در فیلمی عنوان کرد که ابتدا هر چه تلاش کرده نتوانسته آن را بگوید اما پس از یک روز تمرین مداوم سرانجام موفق به انجامش میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: