مفهوم مشروطیت یک مفهوم دوگانه است ، یعنی یک مبنای اسلامی دارد و یک مبنای غربی. مبنای اسلامی یعنی مشروطه بودن حکومت. چون [در آن عصر] حکومت یک مرجعیت تامه
کد خبر: ۱۰۴۰۸۳
داشت یعنی ، در حوزه دین دخالت می کرد [اما] با مفهوم مشروطیت آن سلطنت مقید شد به قانون که از نظر مسلمین این قانون از دل شریعت درمی آید که در این باب هم اختلاف بود. عده ای گفتند قانون همان شریعت است و از دل شریعت درمی آید [که همان] جریان شیخ فضل الله نوری و جریان مشروعه طلب مشروطه بود و عده ای در مقابل گفتند نه ، شرایط طوری است که ما نمی توانیم کل قوانین را از دل شریعت دربیاوریم که آن همان مکتب نجف بود و یک مفهوم دیگر که روشنفکران منظور نظرشان بود از همان مفهوم لوشارت فرانسه می آمد که به معنی قرطاس و جریده و خریطه که همان منشور و کنستیتوسیون باشد که کنستیتوسیون یکی از معانیش منشور است.
منشور چیزی است که قوانین را روی آن می نویسند. منشور کامل و تامه اش یعنی منشور قانون اساسی که در آن حقوق مدنی ، حقوق اساسی ، حقوق سیاسی مردم و شهروندان و حق حکمرانان را در آن می نویسند. این نتیجه سیصد، چهارصد سال مبارزه روشنفکران و اشراف دوره جدید و مدرن بود که اینها توانستند درواقع دولت را از حوزه دین و کلیسا خارج کنند و یک نظام سکولار درست کنند. براساس تفکر غربی وضع قوانین توسط عقل صورت می گیرد نه شریعت و وحی و دیانت. بنابراین اینها حوزه وحی و دین را گذاشتند به جایی ربط پیدا کند که آنجا عقل راهی ندارد مانند امر خدا و عبادات. در اوج دوره روشنفکری ، فیلسوف معروف کانت معتقد است که عقل نظری قادر به درک خداوند نیست ، بلکه آن عقل عملی است که می تواند آن مفاهیم را وارد کند.
منبع: خبرنامه ش 1، همایش نخستین سده انقلاب مشروطه ایران ، ص 16مرحوم دکتر محمد مددپور