در دهه پنجاه دقیقا در زمان جمال عبدالناصر، عربستان سعودی به تعدادی از رهبران اخوان پناه داد، بیآنکه به آنها اجازه فعالیت سیاسی بدهد. در حالی که نوع رفتار حکام سعودی در این زمینه با سلفیهایی که درصدد تشکیل حزب سیاسی نیستند، متفاوت بود.
در جریان جنگ دوم خلیج فارس و انتقاد اخوان از عربستانسعودی بهدلیل همراهی با آمریکا و پذیرفتن سربازان آن جهت پایان دادن به اشغال نظامی کویت توسط عراق، اخوانالمسلمین مورد خشم ریاض قرار گرفت و در عوض قطر پذیرای کنفرانسها و سمینارهای شخصیتهای اسلامی با رویکرد اخوانی در داخل خاک خود شد که این اقدام، حکام سعودی را نگران ساخت، چراکه احساس کردند نفوذ احزاب اسلامی در کنار مرزهای آن کشور در حال رشد است. همزمان سرنگونی مرسی در مصر و طرح عربستان و امارات در مورد حمایت مالی از نظام السیسی به عنوان یک پیروزی بزرگ برای عربستان و امارات و یک شکست برای قطر و ترکیه محسوب شد.
پیشینه اختلافات مرزی ریاض و دوحه
از دیگر سو، پیشینه اختلافات مرزی و سرزمینی عربستان سعودی با قطر به اواسط قرن نوزدهم بازمیگردد و باریکهای از زمینهای جنوبی قطر را دربرمیگیرد. بنابراین، اختلافات مرزی و سرزمینی میان دو کشور از خلیج «سلوا» واقع در جنوب غربی قطر آغاز میشود و تا «خورالعدید» واقع در جنوب خاوری قطر امتداد مییابد. بارزترین نمونه اختلافات مرزی دو کشور به آگوست سال 1992 بازمیگردد که درگیری مسلحانه بین دو کشور را بهدنبال داشت و در نتیجه آن یک نظامی سعودی و دو نظامی قطری کشته شدند. این درگیری مسلحانه موجب شد قطر در نوامبر همان سال (1992) شرکت در جلسات شورای همکاری در سطح وزیران را تحریم کند.
از سال 1965 تاکنون دو کشور عربستان و قطر در منطقه «ابوالخفوس» با یکدیگر درگیری دارند. منطقه ابوالخفوس در نزدیکی راهی قرار دارد که به یک پایگاه دریایی منتهی میشود و عربستان سعودی آن را در «خور العدید» ایجاد کرد. خور العدید خلیج کوچکی است که در جنوب قطر واقع شده و پیش از قرار گرفتن آن تحت حاکمیت عربستان سعودی از آن کشور امارات متحده عربی بود. منطقه ابوالخفوس از این جهت برای قطر مهم شمرده میشود که از این طریق میتواند به امارات، بزرگترین شریک تجاری خود مرتبط شود و قطریها اعتقاد دارند تصرف این منطقه توسط عربستان موجب میشود، تمام راههای زمینی قطر به عربستان منتهی شود و برای ارتباط و دستیابی به کشور امارات باید از خاک عربستان عبور کنند.
قطر به توافقنامه 1974 منعقده بین ریاض و امارات عربی متحده بر سر خورالعدید معترض است و درگیری فوق همچنان ادامه دارد. در جریان نشست مشورتی سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در ماه می 2005 در شهر ریاض، مساله برقراری آشتی میان عربستان و قطر مطرح و از شیخ صباح الاحمد الجابر الصباح امیر کویت خواسته شد برای آشتی ریاض و دوحه گامهایی برداشته و تلاشهایی انجام دهد.
جدال رسانهای 2 کشور
در سال 2002 به دنبال اقدام شبکه قطری الجزیره به پخش یک مصاحبه با یک مخالف سعودی که هیات حاکمه این پادشاهی را مورد انتقادات تند قرار داد، ریاض سفیر خود را از دوحه فراخواند .
سال 2005 دادگاه انگلیس به نفع دعوی شیخه موزه همسر امیر سابق قطر ومادر امیر فعلی شیخ تمیم علیه روزنامه «الزمان» که در لندن منتشر میشود حکم صادر کرد. موزه روزنامه مزبور را متهم به همکاری با اسرائیل کرد . در حین جلسات دادرسی وکیل شیخه موزه مدارکی ارائه داد حاکی از حمایت مالی دستگاه اطلاعاتی سعودی از روزنامه الزمان در قبال نشر مطالب علیه حاکمیت قطر. در همان سال با پشتیبانی عربستان یک کودتای نافرجام با هدف سرنگونی امیر حمد به وقوع پیوست. بهدنبال آن کودتای نافرجام دولت قطر با تابعیت قطری حدود 4000 نفر از قبیله «بنی مره» را به اتهام دست داشتن در ناآرامیهای سال 1997 لغو و تمامی داراییهای آنها را ضبط و آنها را از قطر اخراج کرد. تعداد زیادی از این افراد به سمت مناطق شرقی عربستان و تعداد دیگری در صحرا سکونت گزیدند.
بنابراین اختلاف میان عربستان و قطر از درگیریهای سرزمینی و ارضی فراتر رفته و وارد عرصه ساختاری شده است، به طوری که این دو کشور در بسیاری موارد در سطح منطقهای و بینالمللی مواضعی متضاد با یکدیگر اتخاذ میکنند.
اختلافات بر سر ایران
غیر از اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی میان دوحه و ریاض موضوع ایران و ارتباط نسبتا خوب آن با دوحه از جمله مهمترین عوامل تشدید سیاست تهاجمی عربستان و همپیمانانش علیه قطر است، به همین خاطر بیانیه وزارت خارجه عربستان نیز قطر را به حمایت از گروههای مورد حمایت ایران در مناطق شرقی استان ناراضی و عمدتا شیعهنشین قطیف و بحرین متهم کرد.
البته نباید سادگی به خرج داد و پنداشت که نزدیکی و همکاری با ایران علت اصلی اختلاف فیمابین شیخنشینان بوده والا چرا از کویت که امیر آن به گرمی از رئیسجمهور ایران استقبال کرد خشمگین نشدند؟ چرا از امارات به دلیل شش میلیارد دلار حجم مبادلات بازرگانی و تجاری با ایران به خشم نیامدند؟ چرا از سلطنتنشین عمان که با ایران دارای روابط استراتژیک است عصبانی نشدند؟ چرا تنها از قطر خشمگین شدند؟ این بزرگترین دلیل است برای اثبات این حقیقت که بحران حاضر میان شیخنشینان خلیجفارس هیچگونه ربطی به ایران یا اخوان یا حماس نداشته و ندارد.
فارغ از این اتفاقاتی که رخ داده، اکنون تنها راه نجات قطر از محاصره هوایی، دریایی و زمینی این کشور همپیمانان سابقش، ایران و ترکیه است چرا که قطر اکنون در یک تنهایی استراتژیک به سر میبرد و بیش از پیش به حمایت یک بازیگر قدرتمند منطقهای نیاز دارد. علاوه بر سلطاننشین عمان، ایران همواره بهترین روابط را با قطر داشته و بهرغم اختلاف نظر دو کشور در مسائل مربوط به سوریه و یمن، روابط حسنه فیمابین دو کشور برقرار بوده و فراموش نکنیم در آغاز صدور قطعنامههای شورای امنیت و بحرانی شدن پرونده هستهای ایران، وقتی قطعنامه 1696 شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران صادر شد تنها قطر به این قطعنامه رأی منفی داد؛ در حالی که کشورهای مانند روسیه و چین به آن قطعنامه رأی مثبت داده بودند.
پرسش اصلی این است که ایران با توجه به تجربههای تاریخی و روندهای موجود، باید چه تصمیمی بگیرد؟ آیا باید قطر را به حال خود گذارد یا اینکه این کشور را زیر چتر حمایتی خود قرار دهد؟
مسلما ماهیت همگرایی میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس(GCC) برای مقابله با ایران بوده، لذا این وضعیت فرصت مناسبی برای تهران فراهم میکند. با این حال درگیر شدن جمهوری اسلامی در این ماجرا بهعنوان حامی نظامی و سیاسی صددرصد قطر نمیتواند به صلاح باشد. از یکسو قطر هم اکنون راه تنفسی جز ایران ندارد، باید از لحاظ تامین مایحتاج آن کشور در شرایط تحریم سنگتمام گذاشت و یک حمایت انسانی واقعی از قطر بهعمل آورد که این امر میتواند علاوه بر خنثی کردن نقش دوحه در ضدیت با تهران، عواید زیادی را نصیب جمهوری اسلامی ایران کند . اما از سوی دیگر باید این احتمال را نیز در نظر داشته باشیم که کشمکش موجود شاید یک توطئه باشد برای درگیر کردن ایران و فراهم نمودن بهانههای لازم جهت اشغال قطر. ورود جمهوری اسلامی به یک بحران جدید در خاورمیانه، احتمالا آن را در چند جبهه درگیر خواهد کرد و منتج به برهم خوردن تمرکز منطقهای ایران برای برخورد با بحرانها میشود. لذا باید با نهایت هوشیاری بهترین گزینهها را انتخاب کرد. به نظر میرسد بهترین گزینه برای ایران در چگونگی برخورد با این بحران همان اتخاذ سیاست بیطرفی همراه با حمایت نرم و نامحسوس از قطر است و این به آن منظور است که نباید بهطور آشکار در باغ سبز را به قطریها نشان داد.
مصدق مصدقپور
مدیر گروه سیاسی و خبر شبکه عربی ـ آفریقایی صداوسیما و مدیر رادیو «نداء البحرین»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم