تاریخ نگاری مشروطیت کاستی ها وآفات - 3

توقع ما به طور طبیعی از تاریخ نگاران مشروطه آن است که اولا اطلاعاتشان راجع به ماجراهایی که نقل و نسبت به آن تحلیل و داوری می کنند کامل و نیز خالی از اعوجاج باشد.
کد خبر: ۱۰۳۹۲۳

در معنی ، راجع به آنچه که می نویسند، علم و آگاهی کافی داشته و اگر جنبه هایی از ماجرا بر خود آنان مخفی است صادقانه خواننده را در جریان بگذارند و تاریخ را از شایعات سست و اثبات نشده پر نسازند. ثانیا حوادث و رویدادهای تاریخی را صادقانه و بی طرفانه گزارش و تحلیل کنند و حب و بغضهای شخصی یا گروهی خویش نسبت به رقبا و مخالفان خود را در اظهارات خود دخالت ندهند. ثالثا همه ابعاد و زوایای ماجرا را بیان داشته و ناقص و گزینشی عمل نکنند.بررسی تواریخ مشروطه ، و نقد مندرجات آن با موازین علمی و تحقیقی ، اما، نشان می دهد که توقع مزبور به هیچ وجه برآورده نشده است.
فی المثل شرط اول هر قضاوت «منصفانه»، «بی طرفی» قاضی است ، و مع الاسف مورخان مشهور مشروطه ، نوعا_ فاقد این خصلت اساسی بوده و پژوهنده تاریخ ، در آثار آنان ، جای جای خود را با «یکسویه نگری» بلکه «خصومت آشکار» نسبت به حاج شیخ فضل الله و همفکران وی روبرو می بیند (از این مقوله ، در آینده سخن خواهیم گفت).
این امر، طبعا و منطقا راه را بر «اعتماد کور کورانه» به گزارش و تحلیل مورخان مزبور درباره حوادث عصر مشروطه و مواضع فکری و سیاسی علمای آن روزگار می بندد و پژوهشگران را وامی دارد که با اقوال و آرائ این جماعت ، محتاطانه و نقادانه برخورد کنند و اظهارات آنها را پیش از سنجش آنها با مفاد اسناد و مدارک معتبر و دست اول تاریخی نپذیرند.
طرفیت (جانبداری یا ضدیت ) شخصی و جناحی مورخان با رجال و شخصیتهای صاحب نقش و تاثیرگذار در مشروطیت ؛ توطئه پنداری (آن هم به صورت افراطی) در تبیین و تحلیل حوادث و عملکرد اشخاص ؛ هتاکی ، دشنام گویی و اطلاق نسبتها و برچسبهای زشت (اثبات نشده) به جناح منتقد مشروطه ؛ بزرگنمایی در انعکاس فعالیت برخی از اشخاص ، جناحها و جریانات ، و متقابلا فروکاستن از نقش و جایگاه واقعی اشخاص ، جناحها و جریانهای دیگر؛ رونویسی مورخان از نوشته یکدیگر، و عدم برخورد نقادانه با مسموعات و منقولات ؛ عدم توازن در ارائه اطلاعات و اخبار؛ تقسیم بندی کلیشه ای افراد به مشروطه خواه و مستبد، و غفلت یا تغافل از خطوط موازی با این دو در عصر مشروطه ؛ و بالاخره تسامح در به کارگیری الفاظ و تعابیر (نظیر استعمال لفظ فراگیر «مردم» و «ملت» در مورد بخشی گاه اندک شمار از جامعه)، نمونه ای از کاستیها و ناراستیهای موجود در کار مورخان مشروطه می باشد که بررسی و شرح آن ، موضوع گفتار بعدی ما است.

جانبداری یا ضدیت مورخان با رجال صاحب نقش در مشروطه


پوشیده نیست که نسل اول تاریخ نگاران مشروطیت (از ناظم الاسلام و یحیی دولت آبادی گرفته تا ملکزاده و کسروی) که آرائ و اقوال آنان ، خوراک اصلی مورخان بعدی را فراهم آورده ، نوعا به یکی از جناحهای درگیر در تاریخ مشروطه (و عمدتا به جناح تندرو و سکولار) تعلق خاطر داشته و متقابلا مخالف و خصم جناحهای دیگر (عمدتا جناح مشروعه خواه به رهبری شیخ فضل الله) بوده اند ؛ و زلال تاریخ مشروطیت ، از این علاقه ها و عنادها، و دوستیها و دشمنیها، رنگ گرفته است.
نمونه وار، به مواضع فکری و سیاسی برخی از مورخان مشروطه اشاره می کنیم:
1- ناظم الاسلام کرمانی: وی از مخالفان و دشمنان سرسخت فکری و سیاسی شیخ فضل الله نوری است و در تاریخ خود از هیچ کوششی برای لکه دار ساختن و مشوه نمودن چهره وی بازنایستاده است. او در روزنامه اش «کوکب دری» مقالات تند و گزنده ای بر ضد اعتقادات رایج تشیع درج می کرد، به گونه ای که وقتی نسخه ای از آن به دست آیه الله طباطبایی (پیشوای معروف مشروطه) داده شد، وی از توهینات آن به ائمه اطهار علیهم السلام سخت متاثر گردید و به گریه افتاد. شیخ نوری ، به همین علت ، ناظم الاسلام را تکفیر کرده و او نیز از این امر بسیار ناراحت بود.
2- میرزا یحیی دولت آبادی: او نیز، در آنچه گفتیم ، تفاوتی باناظم الاسلام ندارد. پدرش ، میرزا هادی دولت آبادی ، جانشین میرزا یحیی صبح ازل بوده و از سوی علمای اصفهان تکفیر و مجبور به ترک آن شهر شده بود و خود نیز روی این سابقه ، متهم به بابیت بود.


علی ابوالحسنی (منذر)
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها