رهبران مشروطه

یکی از موضوعاتی که در بررسی مباحث مربوط به انقلاب مشروطیت ، نیازمند بازکاوی و ارزیابی دقیق است و شناخت درست آن می تواند به درک و دریافت درست مشروطیت کمک شایانی بنماید، بحث رهبری آن انقلاب است.
کد خبر: ۱۰۳۹۲۱

مشاهده می شود در گفته ها و نوشته ها به طور فراوان از عبارت «رهبران مشروطه» استفاده می شود، اما کمتر می بینیم که این مقوله به درستی شناخته شده و حد و حدود و مصادیق آن مشخص بشوند. بیان کلی و مبهم درباره این مبحث می تواند یکی از عوامل شناخت ناقص و یا نادرست آن جنبش باشد. به هرحال هنگامی که فهرست طولانی افرادی را که در منابع تاریخی از آنها به عنوان رهبران مشروطه یاد می شود، در ذهن خود مرور و ترسیم می کنیم با پرسشهای اساسی روبه رو می شویم. این که تعریف رهبری چیست؛ یک رهبر باید از چه شاخصه هایی برخوردار باشد؛ یک شخص باید در فرایند یک انقلاب چه کارکردی داشته باشد و چه نقشی بتواند ایفا کند تا بتوان آن را با عنوان رهبر انقلاب شناخت؛ آیا همه مدیران و دست اندرکاران یک انقلاب را می توان رهبران آن نامید؛ سرانجام این که انقلاب مشروطیت ایران چگونه انقلابی بود و چه ماهیتی داشت که بتوان طیفی از شخصیتهایی متضاد همچون آخوند خراسانی و سیدمحمد طباطبایی ، سیدعبدالله بهبهانی ، شیخ فضل الله نوری ، سیدحسن تقی زاده ، میرزا نصرالله مشیرالدوله ، سپهدار تنکابنی ، صمصام السلطنه بختیاری ، ستارخان و باقرخان ، یپرم خان ارمنی و بسیاری دیگر از شخصیتهایی از این قبیل را رهبر آن به حساب آورد؛ جستجوی پاسخ برای این پرسشها پژوهشگر تاریخ معاصر را وادار می سازد تا دانسته های خود درباره انقلاب مشروطیت را در قالب یک رهیافت علمی ساماندهی کند و به طور طبیعی به درک منسجم تر و واقع بینانه تری از این واقعه دست یابد. در فرایند این کاوش ، ناگزیریم به تصویری که از آن واقعه وجود دارد، شفافیت بیشتری ببخشیم.
یکی از راههای نیل به این مقصود، تعیین مقطع زمانی است که بتوان عنوان «انقلاب مشروطیت» را به آن اطلاق کرد.
یعنی باید دید انقلاب مشروطیت از چه زمانی آغاز شد، فراز و فرودهای آن کدام بود و تا چه زمانی ادامه یافت؛ به بیان دیگر، با توجه به این که هر انقلابی دارای یک دوران مبارزه و پیروزی و یک دوران استقرار و تثبیت و تبدیل شدن انقلاب به نظام و نهاد است ، می بایست دوره انقلاب را از دوره نظام بازشناخت و عنوان رهبری انقلاب را به کسانی اطلاق کرد که مقطع انقلاب را رهبری می کردند. چه در غیر این صورت ، در تحلیل علمی مقوله رهبری با این مشکل روبه رو می شویم که اگر در مجموع ، انقلاب اسلامی بهمن 1357 را پایان دوره مشروطیت بدانیم ، آیا باید همه کسانی که در فاصله سالهای 1285 1357هجری شمسی رهبری سیاسی و دولتها را در اختیار داشتند، به عنوان رهبران مشروطه شناخته شوند، یا این که مثلا تنها کسانی که در فاصله سالهای 1285 1299 و یا در مقاطع دیگری در صحنه سیاست کشور حضور داشتند، شایسته این عنوان هستند.
اگر در تفکیک مرحله انقلاب از مرحله نظام ، توفیقی نصیب شد، آنگاه باید با مطالعه وقایع آن مرحله و بررسی نقش نخبگان سیاسی در آن وقایع و رابطه متقابل میان آنها و جامعه ، کسانی را که به واقع نقش رهبری را ایفا می کردند، تشخیص داد.


سید مصطفی تقوی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها