تکدیگری جرم است

خیابان های شهر تهران با متکدیانی هاشور خورده است که به نظر می رسد از سر نیاز به سوی دیگران دست دراز کرده اند; اما آنها پس از مدتی به بهانه های متعدد در حاشیه خیابان ها می مانند
کد خبر: ۱۰۳۹۰۴
و با سودجویی از احساسات مردم ، این ناهنجار را به حرفه تبدیل می کنند. جمع آوری و ساماندهی متکدیان از برنامه هایی است که چند نهاد را به خود مشغول کرده و سالها در مقاطع مختلف به آن پرداخته اند.
برای بررسی ریشه شکل گیری این پدیده اجتماعی و کارهای انجام شده با سرهنگ روزبهانی معاون اجتماعی ناجا، دکتر محمدی مدیرکل آسیبهای اجتماعی شهرداری تهران ، سعید ستاری مدیرکل کمیته امداد امام خمینی (ره) استان تهران و دکتر نفریه مدیرکل آسیبهای اجتماعی بهزیستی استان تهران میزگردی علمی تشکیل داده ایم که آنچه در پی می آید حاصل آن دو علت است.
برخی بر این عقیده اند که تکدیگری زاییده شرایط جدید کشورهای در حال توسعه است. از سویی شهرهای بزرگ رشد جهشی داشته اند و از سوی دیگر شهرستان ها و روستاها، به لحاظ توان و تولید مالی ضعیف شده اند. اگر موافق هستید در آغاز بحث در مورد ریشه های شکل گیری این پدیده اجتماعی صحبت کنیم تا بعد به مراحل اجرایی بپردازیم؛
محمدی: دلیل اصلی رشد تکدیگری ، شکل گیری زمینه هاست. درست مثل همه آسیبهای اجتماعی. زمانی که شرایط برای تکدیگری فراهم می شود، این آسیب اجتماعی رشد می یابد; البته امروزه ما تکدیگری را جرم می دانیم و در قانون هم تاکید شده که جرم محسوب می شود. از سوی دیگر، از آنجا که صدقه و انفاق ، مفاهیمی است که مردم همه به آن اعتقاد دارند و به آن عمل می کنند زمینه را برای تکدیگری فراهم می آورد و متکدیان حرفه ای با استفاده از احساسات مردم سودجویی می کنند.
گاهی مردم خودشان به مساله جدی نگاه نمی کنند و با کمکهای مستقیم نقدی ، این پدیده اجتماعی را بسط می دهند و متکدیان از عواطف و احساسات مردم سود می جویند. به این نکته تاکید می کنم که فقر و احساس فقر یکی از زمینه های اصلی این پدیده اجتماعی است که باعث بروز بزه های متفاوتی می شود که یکی از آنها تکدیگری است.
مساله بعدی که در ریشه های تکدیگری دیده می شود، وجود امنیت اجتماعی است. هرچقدر ضریب امنیت اجتماعی افزایش پیدا کند، جرم و بزه کاهش خواهد یافت.
اگر مسوولان امنیتی طبق قانون با تکدیگری برخورد کنند و به مسائل عاطفی ، نگاه احساسی نداشته باشند می توانند این بزه را کاهش دهند.
البته آموزه های دینی هم مانع کمک نادرست می شود; به عنوان مثال حضرت علی (ع) می فرماید: «آن کسی که به دست درازی ، مستقیم کمک می کند، اسراف است.» یعنی با کمکهای خود، تن پروری و فرهنگ بیکاری را توسعه و اشاعه می دهند ، حتی آمارهای ما هم همین مساله را نشان می دهد.
پیش از آن که وارد آمارها بشویم ، دوستان هم وارد بحث شوند. شما فقر و احسان مردم را ریشه های بسط تکدیگری دانستید. آقای ستاری ! به نظر شما هم آیا تکدیگری که امروز به یک بحران تبدیل شده است و چند نهاد کنار هم جمع شده اند تا آن را حل کنند، به همین 2 ریشه متکی است؛
ستاری: شرع مقدس در آموزه های دینی درخصوص پدیده اجتماعی همان طور که اشاره شد ، دستورهای درستی دارد. تنها مساله درست اجرا کردن آن است. از طرف دیگر مساله ای که امروز به عنوان مشکل مطرح است ، با یک مساله تاریخی پس از اسلام و پس از پیروزی انقلاب گره خورده است و آن این که دین مبین اسلام مردم را به انجام کار خیر تشویق کرده است.
روی این ادبیات خیلی کار شده که مردم کمک کنند و فضایی ایجاد شود تا مردم نسبت به همنوع خود حساس باشند. این یک ارزش بسیار بزرگ اجتماعی است. اگر ما به این ارزش اتلاق ناهنجاری داشته باشیم ، به دلیل باورهای نادرست ماست. مقوله دوم این است که دین مبین اسلام مروج کار و تلاش است. تعادل میان این دو مساله نقطه عطفی است که باید به دنبال آن باشیم. تمام مردم به این فکر باشند که در جامعه گرسنه ای روز را شب نکند و از طرف دیگر، شرایطی به وجود بیاید که کسی برای ارتزاق دست به سوی مردم دراز نکند و افراد از انجام این کار ابا داشته باشند.
اگر ما با پتانسیل ارزشمند مشارکت مردمی را در بعد مثبت و در مسیر خود قرار دهیم ، اثرات بسیار بالایی در حل مشکل تکدیگری و ریشه کنی فقر خواهد داشت ; اما موازی کاری و مسائلی از این دست مانع شکل گیری این اتفاق شده است. به هر تقدیر با برنامه ریزی درست می توانیم به نقطه تعادلی برای حل این بحران پیچیده برسیم.
آقای روزبهانی ، شما ریشه گدایی مدرن یا تکدیگری را کجا می بینید؛
روزبهانی: در تمام جوامع این مساله وجود دارد که کسانی به دلایل متفاوت اجتماعی ، اقتصادی مجبور به انتخاب تکدیگری برای رفع مشکلات خود می شوند.
موضوع قابل اشاره ، مدیریت آسیب اجتماعی است که این مساله تابع 2 موضوع توانمندسازی و توسعه خدمات حمایتی است. این دو محور در هر مدیریتی باید لحاظ شود. این دو محور تابع یک سری عقاید و شیوه هایی است که در جوامع مختلف در جایگاه خود مطرح بودند; ولی روندی که در حال حاضر ما باید به آن توجه داشته باشیم ، روند رو به رشد آسیبهای متاثر از این پدیده است.
برای کنترل رشد و توسعه این پدیده باید 2 نگاه داشته باشیم: عواملی که مدیریت بر آن تسلط دارد و عواملی که فراگیراست و باید نگاه ملی و فرهنگی به آن شود. موضوعی که از منظر پلیس به آن توجه می شود، مهاجرت بی رویه به دلایل مختلف ، شرایط نامناسب کسب درآمد در شهرهای کوچک و روستاها، فراهم بودن بسترهای درآمدزا، به صورت مشاغل کاذب در کلانشهرها شکل می گیرد.
از طرف دیگر، به دلیل شرایط سخت و تخصصی کسب درآمد که در کلانشهرها وجود دارد، آنها که مهاجرت می کنند و توانایی لازم را ندارند، وارد تکدیگری می شوند. ما باید در ارتباط با پدیده تکدیگری ، یک ویژگی خاص را با عنوان کارکرد بین بخشی در امر اجتماعی میان سازمان های دولتی تعریف کنیم. شرایطی که در حال حاضر تعریف شده ، به نوعی شرایط سخت افزاری است و نیاز دارد برای ساماندهی این مساله حتما حرکت فرهنگی صورت بگیرد و تمام اقشار جامعه نسبت به این مساله حساس شوند. از سوی دیگر مدیریت اجتماعی توسعه ، باید برای توسعه ارائه خدمات و توانمندسازی این اقشار برنامه ریزی کند.
نفریه: به نظر من پدیده تکدیگری بیشتر یک مساله اجتماعی فرهنگی است تا اقتصادی. خود مساله اقتصادی دو جنبه منفی و مثبت دارد. منکر این نیستیم که تعدادی از این افراد به دلیل نبود پشتوانه اقتصادی دست به این کار می زنند; ولی از آن طرف ، تعداد بسیار زیادی برای به دست آوردن سود کلان اقتصادی وارد این عرصه می شوند که از مشاغل عادی حاصل نمی شود. این مشکل اجتماعی با توجه به زندگی ماشینی و زندگی شهرنشینی باعث شده است پدیده تکدیگری شکلی نو به خود بگیرد. در جوامع سنتی این پدیده به صورت بسیار محدود وجود داشته و با استفاده از آموزه ها و دستورهای آیینی مشکل تا حدودی حل می شده است ; مثلا شخصی که در ولایت خودش به دلیل تعصبات قبیله ای نمی تواند تکدیگری بکند، در شهری مثل تهران و کلانشهرهای دیگر کسی او را نمی شناسد و به دلیل درآمد کاذب ، براحتی به سمت تکدیگری می رود.
یعنی این افراد از گمنامی در شهرهای بزرگ سود می جویند؛
نفریه: بله در شهری مثل تهران اگر کسی از محله ای به محله دیگر برود کسی او را نمی شناسد و از گمنامی در شهر بزرگ سود می جوید.
مساله فرهنگی که اشاره کردیم این است که از سویی مردم هنوز به آموزه های سنتی پایبند هستند و براساس آن رفتار می کنند، در حالی که باید سیستم های جدید ارائه خدمات به شهروندان ، جایگزین رفتارهای سنتی شود; البته می توان از پتانسیل آموزه های سنتی برای هدایت درست این مقوله بهره گرفت.
به عنوان مثال کمک به دیگران و یاری کردن به دستی که به سوی شما دراز شده یک فرهنگ سنتی و ریشه دار است ; اما در شهرهایی که مناسبات جدید حاکم است باید این فرهنگ شکل جدید پیدا کند. به همین دلیل است که چنین اقدام نیکی یعنی کمک به دیگران ، شوق و ترغیب کننده تکدیگری شده است.
می خواهم این نکته را تسریع کنم که باید سیستم های جدید با بهره گیری از آموزه های سنتی جایگزین این گونه رفتارها شوند.
یعنی در حال حاضر در شهرهای کوچکتر که ارتباطات سنتی کماکان برقرار است ، تکدیگری نسبت به تهران کمتر است؛
ستاری: بله. موضوع تکدیگری بیشتر در پایتخت مطرح است. از طرف دیگر پایتخت به عنوان آیینه تمام نمای فعالیت های اجتماعی و سیاسی کشور محسوب می شود و با توجه به حضور مسوولان در این کلانشهر، کنترل این پدیده اجتماعی اجتناب ناپذیر است ، در حالی که فقدان یک چتر اجتماعی برای همه اقشار جامعه کاملا محسوس است ; اما افرادی در پایتخت به صورت حرفه ای و به عنوان شغل به تکدیگری روی آورده اند.
قشر عظیمی از این عده ، کسانی هستند که به دلیل قانع نبودن و کسب درآمد بدون دردسر در این فضا قرار گرفته اند، البته ما منکر این نیستیم که بعضی از سر استیصال دست به این کار می زنند، اما شرایطی در حال حاضر وجود دارد که افراد می توانند تحت پوشش دستگاه های حمایتی قرار بگیرند و از بعضی امکانات و تسهیلات اولیه بهره مند شوند.
سازمان بهزیستی ، کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان های غیردولتی و...گواه این مساله هستند که اگر کسی بخواهد زندگی شرافتمندی داشته باشد و با کمترین ها زندگی کند، شرایط فراهم است ، ولی با نپذیرفتن این نکته ، به دنبال پول بادآورده و امکانات گسترده هستند که دستگاه های حمایتی نمی توانند این امکانات را در اختیار افراد قرار دهند. من فکر می کنم اگر مردم این را باور کنند و بپذیرند که تمام تکدیگران اگر نیازمند واقعی هستند، می توانند تحت پوشش دستگاه های حمایتی قرار بگیرند. در نتیجه تکدیگرانی که در کوچه و خیابان حضور دارند، گروهی هستند که می توانند نیازمند واقعی نباشند.
نفریه: دوستی از ما پرسید آیا شما به عنوان سازمان های حمایتی به اندازه کفایت به این افراد کمک می کنید تا آنها دست از تکدیگری بردارند؛ من گفتم نهادهای اجتماعی اولا مدعی نیستند که همه امکانات را در اختیار افراد قرار دهند و دوم این که سیاست هم این نیست که تمام امکانات را به این افراد اختصاص بدهیم تا این که آنها دست به این کار نزنند. مساله این است که در مقابل هر متکدی ما دهها خانواده داریم که در همین شرایط اجتماعی زندگی می کنند; اما زندگی آبرومندی دارند و به این کار دست نمی زنند.
ما به عنوان سازمان حمایتی در حدی به افراد کمک نمی کنیم که آنها به سمت توانمندسازی و کارآفرینی و ایجاد شغل بروند.
متکدیان دارای یک باند یا شبکه مافیایی هستند و بر این اساس رفتار می کنند. در خیابان ها توزیع و بعد جمع آوری می شوند، آقای روزبهانی شما به عنوان پلیس این نکته را تایید می کنید و اگر این پدیده وجود دارد، چرا آن را ریشه کن نمی کنید؛
روزبهانی: لفظ شبکه و تعریف شبکه و باند درخصوص این افراد غلط است و به آنها اطلاق نمی شود.
این افراد همان طور که پیش تر توضیح داده شد، معلول مهاجرت هستند و عمدتا به صورت قومی ، از روستا به شهر می آیند و در حاشیه شهر زندگی می کنند. این که می گویند، باند یا شبکه ، بیشتر منظور، خانواده گسترده روستایی هستند که با هم به تهران می آیند و با هم ارتباط نزدیک دارند. به دلیل حضور نداشتن در جامعه شهری ، در حاشیه شهر سکنی می گزینند و برای تامین معاش خود باید از شرایط کلانشهرها استفاده کنند. کلانشهرها ویژگی های خاصی دارد و افراد متخصص در کلانشهرها بیشترین حضور را دارند. افراد مهاجر عموما کارکرد تخصصی ندارند و به عنوان نیروهای کارگر ساده در کلانشهرها حضور می یابند. این گروهها چون به صورت خانواده مهاجرت می کنند و از آنجایی که در هر خانواده و قولی تعدادی ناکارآمد حضور دارند که پیر و معلول هستند ، ناچار به تکدیگری روی می آورند و جامعه با توجه به روحیات و اعتقادات دینی به این افراد کمک می کنند.
تحقیق و پژوهشی صورت گرفته تا مطمئن شوید که هیچ باند و شبکه وجود ندارد؛
روزبهانی: بله ، تحقیقات دقیقی از سوی پلیس صورت گرفته که نشان می دهد هیچ باند و شبکه خاصی برای هدایت و استفاده از متکدیان وجود ندارد.
متکدیان خارجی چطور، آیا آنها هم بدون هدایت هیچ شبکه و باندی وارد کشور می شوند و دست به تکدیگری می زنند؛
روزبهانی: متکدیان خارجی هم همین طور هستند و بدون هدایت هیچ شبکه و باندی وارد کشور می شوند. این افراد که بیشتر از پاکستان وارد کشور می شوند، با مجوز برای مدتی از مرزها عبور می کنند و در حاشیه شهرها به صورت متفرقه و غیرقانونی زندگی می کنند و به واسطه این که شغل خاصی ندارند، به این کار روی می آورند. اگر به همین گروههایی که از پاکستان وارد ایران می شوند هم نگاهی بیندازید، مشاهده می کنید که آنها از یکی دو مرد و 10 تا 15 زن و کودک و پیرزن و پیرمرد تشکیل شده اند که هیچکدام نیروی کار نیستند و آن یک نفر هم قادر به تامین معاش آنها نیست و مجبورند که به تکدیگری روی بیاورند، درست مثل مهاجران ایرانی که از روستاها به حاشیه کلانشهرها پناه می آورند. البته مهاجران خارجی در تحقیقات عنوان کرده اند که درآمد و زندگی در حاشیه تهران بسیار بهتر از شرایط موجود در کشور خودشان است.
البته این امکان وجود دارد که افرادی از همین خانواده ها، افراد ناتوان و ناکارآمد را در ساعتهای مشخصی در مسیر و محلهای مشخص قرار دهد، اما این به معنی یک باند و شبکه نیست.
آیا در این نظام و ساختاری که برای جمع آوری متکدیان وجود دارد، وظایف پلیس مشخص شده است؛
روزبهانی: بله ، همه وظایف مشخص است.
چند درصد از کار جمع آوری و ساماندهی متکدیان به پلیس سپرده شده است؛
روزبهانی: جمع آوری و ساماندهی یک کار انفرادی نیست ، بلکه تابع یک کار گروه مشترک است. وظایف پلیس در بخشی از این کارگروه مشخص شده است. وضعیت هر کدام از این اعضا مستلزم کارگروهی است.
ما آمادگی این را داریم که به صورت انفرادی ، تمام متکدیان سطح شهر را ظرف یک هفته جمع آوری کنیم ; ولی تجربه 2 دهه گذشته نشان داده است اگر ما توان ساماندهی را نداشته باشیم ، غیر از این که کارکرد سازمان دیگر نقش شود، چیز دیگری حاصل نمی شود. ما متناسب با شرایط موجود توان خود را تقسیم کرده ایم. ما چهره شهر را متناسب با کارکرد، کارگروه با میزانی که شرایط تعیین کرده است ، شهر را از حضور این افراد پاک کرده ایم. یعنی پلیس به شرایط متعادل با دستگاه های دیگر رسیده است.
البته این مساله مساله ای ملی و فراگیر است. تمام استان های مهاجرفرست که سرریز جمعیت آنها به سمت پایتخت است باید در این طرح مشارکت داشته باشند. اگر ما در مقابل این پدیده یک شبکه ملی ایجاد کنیم ، می توانیم دیگر تبعات اجتماعی پدیده تکدی گری را کنترل کنیم.
اگر نیروهای موثر مثل شهرداری و شورای شهر و دیگر نهادها بتوانند به یک نگاه واحد برسند، پلیس می تواند بیشترین کمک را در جمع آوری متکدیان در اختیار این نهادها قرار دهد.
ستاری: من این نکته را اضافه کنم که بحث برخوردهای قهری همان طور که سرهنگ روزبهانی گفتند چندان در پدیده های اجتماعی کارآمد نیست.
شکل گیری معاونت اجتماعی در پلیس تهران رویکردی است که در ساماندهی درست این پدیده های اجتماعی نقش بسزایی داشته است. درخصوص رویکرد اجتماعی ، پلیس کدام رفتارها را در دستور کار خود قرار داده است؛
روزبهانی: پلیس 2 رویکرد را در دستور کار خود قرار داده است. پیشگیری اجتماعی و پیشگیری انتظامی. درخصوص برخوردی که شما اشاره کردید، کارها ساماندهی شده است.
در حالی که در این خصوص با ناهنجاری های اجتماعی به طور قاطعانه برخورد کرده ایم ، ولی نگاه اصلی ما به عوامل بروز جرم است و در این رابطه ، رویکرد پلیس پیشگیری اجتماعی و ایجاد سلامت اجتماعی و امنیت در جامعه است. برای تحقق این فرآیند باید مدیریتی منسجم و پویا در میان سازمان های مرتبط با پدیده های اجتماعی فعال شود که در حال حاضر، این اتفاق افتاده است و امیدواریم ادامه داشته باشد.
چند مساله را مطرح می کنیم که دوستان وارد شوند و درخصوص آن بحث کنند. خلاء قانونی یکی از آن مسائل است و از دیگر مسائل این است که در یک مقطع زمانی چند دستگاه برای جمع آوری متکدیان وارد عمل می شوند و پس از مدتی موضوع به حال خود رها می شود تا باز در وقت دیگر. مساله بعدی وجود دستگاه های موازی در پدیده های اجتماعی است. دستگاه های موازی غیرنظام مند وارد این بحث می شوند، آیا نیاز به مدیریت واحد برای حل مساله احساس نمی شود؛ مساله دیگر نگهداری و توانمندسازی افراد آسیب دیده است ، آیا فرد توانمند می شود یا این که پس از چند روز نگهداری رها می شود؛
محمدی: این نکته مغفول مانده است که قانون از 50 سال پیش تکدیگری را جرم می دانست و هیچ خلاؤ قانونی وجود ندارد. قانون برای تکدیگری مجازات تعیین کرده است و در صورت تکرار جرم مجازات تشدید می شود.
مجازات یک متکدی در قانون چیست؛
محمدی: ماده 712 و 713 قانون مجازات اسلامی تکدیگری را جرم دانسته و تا 2 ماه حبس برای آن مجازات تعیین کرده است و برای افرادی که از این راه کسب معاش می کنند و مجددا دستگیر شوند، حتی ضبط اموال را در نظر گرفته است. قانون برای افرادی که در این کار از دیگران و بخصوص از کودکان استفاده کنند، مجازات بسیار شدیدی در نظر گرفته است. و به این ترتیب ما خلاء قانونی نداریم. براساس قانون این پدیده ضدارزش است.
آیا درخصوص جمع آوری هم سابقه کاری به شکل نظام مند وجود دارد؛
محمدی: در رابطه با جمع آوری و نکته ای که گفتید، ما در سالهای گذشته این سابقه همکاری بین بخشی را نداشتیم. از طرف دیگر، جمع آوری در سالهای پیش صورت می گرفت ، اما ساماندهی به صورت دقیق در دستور کار نبود. دستگاه های حمایتی با تلاشی که می کنند، باعث پیشگیری و کاهش این پدیده می شوند و جامعه با توجه به روحیات و اعتقادات دینی به این افراد کمک می کنند.
تحقیق و پژوهشی صورت گرفته تا مطمئن شوید که هیچ باند و شبکه وجود ندارد؛
روزبهانی: بله ، تحقیقات دقیقی از سوی پلیس صورت گرفته که نشان می دهد هیچ باند و شبکه خاصی برای هدایت و استفاده از متکدیان وجود ندارد.
متکدیان خارجی چطور، آیا تنها هم بدون هدایت هیچ شبکه و باندی وارد کشور می شوند و دست به تکدیگری می زنند؛
روزبهانی: متکدیان خارجی هم همین طور هستند و بدون هدایت هیچ شبکه و باندی وارد کشور می شوند. این افراد که بیشتر از پاکستان وارد کشور می شوند، با مجوز برای مدتی از مرزها عبور می کنند و در حاشیه شهرها به صورت متفرقه و غیرقانونی زندگی می کنند و به واسطه این که شغل خاصی ندارند، به این کار روی می آورند. اگر به همین گروههایی که از پاکستان وارد ایران می شوند هم نگاهی بیندازید، مشاهده می کنید که آنها از یکی دو مرد 10 تا 15 زن و کودک و پیرزن و پیرمرد تشکیل شده اند که هیچکدام نیروی کار نیستند و آن یک نفر هم قادر به تامین معاش آنها نیست و مجبورند که به تکدیگری روی بیاورند، درست مثل مهاجران ایرانی که از روستاها به حاشیه کلانشهرها پناه می آورند. البته مهاجران خارجی در تحقیقات عنوان کرده اند که درآمد و زندگی در حاشیه تهران بسیار بهتر از شرایط موجود در کشور خودشان است. البته این امکان وجود دارد که افرادی از همین خانواده ها، افراد ناتوان و ناکارآمد را در ساعتهای مشخصی در مسیر و محلهای مشخص قرار دهد، اما این به معنی یک باند و شبکه نیست.
آیا در این نظام و ساختاری که برای جمع آوری متکدیان وجود دارد، وظایف پلیس مشخص شده است؛
روزبهانی: بله ، همه وظایف مشخص است.
چند درصد از کار جمع آوری و ساماندهی متکدیان به پلیس سپرده شده است؛
روزبهانی: جمع آوری و ساماندهی یک کار انفرادی نیست ، بلکه تابع یک کار گروه مشترک است. وظایف پلیس در بخشی از این کارگروه مشخص شده است. وضعیت هر کدام از این اعضا مستلزم کارگروهی است ما آمادگی این را داریم که به صورت انفرادی ، تمام متکدیان وسط شهر را ظرف یک هفته جمع آوری کنیم ; ولی تجربه 2 دهه گذشته نشان داده است اگر ما توان ساماندهی را نداشته باشیم ، غیر از این که کارکرد سازمان دیگر نقش شود، چیز دیگری حاصل نمی شود. ما متناسب با شرایط موجود توان خود را تقسیم کرده ایم. ما چهره شهر را متناسب با کارکرد، کارگروه با میزانی که شرایط تعیین کرده است ، شهر را از حضور این افراد پاک کرده ایم. یعنی پلیس به شرایط متعادل با دستگاه های دیگر رسیده است.
البته این مساله مساله ای ملی و فراگیر است. تمام استان های مهاجرفرست که سرریز جمعیت آنها به سمت پایتخت است باید در این طرح مشارکت داشته باشند. اگر ما در مقابل این پدیده یک شبکه ملی ایجاد کنیم ، می توانیم دیگر تبعات اجتماعی پدیده تکدی گری را کنترل کنیم.
اگر نیروهای موثر مثل شهرداری و شورای شهر و دیگر نهادها بتوانند به یک نگاه واحد برسند، پلیس می تواند بیشترین کمک را در جمع آوری متکدیان در اختیار این نهادها قرار دهد.
ستاری: من این نکته را اضافه کنم که بحث برخوردهای قهری همان طور که سرهنگ روزبهانی گفتند چندان در پدیده های اجتماعی کارآمد نیست.
شکل گیری معاونت اجتماعی در پلیس تهران رویکردی است که در ساماندهی درست این پدیده های اجتماعی نقش بسزایی داشته است.
درخصوص رویکرد اجتماعی ، پلیس کدام رفتارها را در دستور کار خود قرار داده است؛
روزبهانی: پلیس 2 رویکرد را در دستور کار خود قرار داده است. پیشگیری اجتماعی و پیشگیری انتظامی. درخصوص برخوردی که شما اشاره کردید، کارها ساماندهی شده است. در حالی که در این خصوص با ناهنجاری های اجتماعی به طور قاطعانه برخورد کرده ایم ، ولی نگاه اصلی ما به عوامل بروز جرم است و در این رابطه ، رویکرد پلیس پیشگیری اجتماعی و ایجاد سلامت اجتماعی و امنیت در جامعه است. برای تحقق این فرآیند باید مدیریتی منسجم و پویا در میان سازمان های مرتبط با پدیده های اجتماعی فعال شود که در حال حاضر، این اتفاق افتاده است و امیدواریم ادامه داشته باشد.
در حال حاضر هدایت جمع آوری متکدیان با شهرداری است؛
محمدی: براساس تصمیم شورای عالی اداری هدایت این مساله در اختیار معاون سیاسی استاندار است ، اما از آنجایی که در شهر و استان تهران شرایط ویژه وجود دارد، آنها متولی قضیه نشدند و مدیریت شهری تهران وارد عمل شد و شورای شهر در بحث جمع آوری متکدیان پیش قدم شد تا فضای سالم در شهر ایجاد و چهره شهر از وجود متکدیان پاک شود.
همین نکته ای که گفتید، موازی کاری نیست؛ یک مدیریتی برای جمع آوری متکدیان براساس تصمیم قانونی موظف می شود، اما مدیریت دیگر وارد عمل می شود و کار را شروع می کند.
محمدی: شاید شرایط شهر تهران این گونه ایجاب می کند.
ببینید موازی کاری یعنی همین مسوولیت به نهاد دیگری واگذار شده اما نهاد دیگری وارد عمل می شود و همان کار را انجام می دهد. بعد دستگاه مسوول که مستقیم مشخص شده است ، وارد عمل می شود و مدعی است که وظایف قانونی او را نهاد دیگر انجام داد و به جای حل مشکل اصلی ، مشکلات متعدد قانونی شکل می گیرد؛
محمدی: ببینید وقتی شورای اجتماعی کشور یا شورای عالی اداری کشور تصمیمی اتخاذ می کند و مساله کشوری مورد بررسی قرار می گیرد، استان تهران با 10 تا 12 میلیون نفر جمعیت ، شرایط مشابه استانی با 700 هزار جمعیت دارد و وظایف به معاون سیاسی استانداری انتقال می یابد.
ببینید شما نه قبول می کنید که خلاؤ قانونی وجود دارد، نه می پذیرید که موازی کاری است. به نظر شما راجع به این که قوانین تصویب شده درباره تهران و سایر شهرستان ها یکسان است و این می تواند مشکل زا باشد، چیست؛
محمدی: بله اگر از این منظر به مساله نگاه کنید که تفکیکی بین استان ها با توجه به بضاعت ها و ویژگی ها نیست ، بله در تمامی مسائل این اتفاق وجود دارد. ولی در این مورد خاص موازی کاری شکل نگرفته است. بلکه با هماهنگی و جلسات مشترک معاون استاندار و شورای شهر برگزار شده و همه پیشگیری ها برای جلوگیری از موازی کاری لحاظ شده است.


حسین قره
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها