البته معنی این مقدمه این نیست که هیچ کدام از نویسندگان گذشته نتوانستهاند کارهای تازه و متفاوتی را به مخاطب ارائه کنند. اتفاقاً امسال دو اثر در ماه رمضان روی آنتن رفته که به لحاظ فیلمنامه هم دارای نوآوری است و هم این که نگاه متفاوتی به داستانی که روایت میکند، دارد. قصد داریم در این نوشته نگاهی کوتاه بیندازیم به فیلمنامه دو سریال «نفس» و «زیر پای مادر».
پیش به سوی غافلگیری
اول از سریال نفس شروع کنیم. سریال نفس را جلیل سامان نوشته که تجربه نگارش فیلمنامههای منسجم و غیرشعاری درباره فعالیت سازمانهای مختلف در پیش از انقلاب دارد. سامان با همین سه سریالی که ساخته نشان داده به چند نکته توجه دارد که میشود آنها را این گونه فهرستبندی کرد. اول: انتخاب داستانی که بتوان آن را به شیوایی و کمترین لکنت برای مخاطب تعریف کرد. دوم: شخصیتپردازی اصولی و دوری از طرح شخصیتهایی که ممکن است داستان را کمتر باورپذیر کنند. سوم: وقتی مورد اول و دوم بخوبی در فیلمنامه اجرا شود، خود عنصر «تعلیق» و «غافلگیری» هم در آن جلوهگری میکند. در هر دو فیلمنامه سریالهای قبلی این کارگردان از این دو عنصر بخوبی استفاده شده بود تا آنجا که حتی بازپخشهای بعدی را هم باز مخاطب دوست داشت پیگیری کند. چهارم: نوع روایت و لحن اثر هم رابطه مستقیمی با درونمایه فیلمنامه اثر دارد و هم از دیگر ویژگیهای فیلمنامههای جلیل سامان است. حالا او در سریال نفس باز هم تلاش کرده با همین دست فرمان، قصه تازهای از ماجراها و سازمانهای قبل از انقلاب روایت کند. قصه دختری که در یک آژانس مسافرتی کار میکند و ماجراهایی باعث میشود پای او به حوادثی باز شود که یکسره زندگی نسبتا آرام و بیدغدغه او را دستخوش تغییر کند. چنین داستانی در دست هر فیلمنامهنویس دیگری میتوانست به اثری معمولی و پیش پا افتاده تبدیل شود، اما هنر سامان این است که اولا از شعارهای معمول دوری میکند و ثانیا میکوشد بنای داستان را براساس مصالح و تحقیقات مفصلی که برای این کار انجام شده، بگذارد و به همین دلیل محصول نهایی هم به یک اثر بسیار قابل تامل تبدیل شده است.
دیالوگهای ماندگار
سعید نعمتالله حالا جزو شناختهشدهترین نویسندگان فیلمنامه تلویزیونی است. شخصیتهایی که او در درامهای مختلف خلق میکند آنقدر برای مخاطب پذیرفتنی و جذاب است که بعید است به این زودی آنها را از یاد ببرد. کار بزرگی که او انجام میدهد، جدا از طراحی قصه و خلق شخصیتهای مختلف برای آنها هاشورهایی است که برای پرداخت نهایی به آنها میزند و آنها را از همه شخصیتهای دیگر تلویزیونی متمایز میکند. در همه آثاری که او کار نگارش فیلمنامه آنها را برعهده داشته، دیالوگ نقش مهمی در انتقال مفاهیم مختلف داشته است. این نوع دیالوگنویسی که آدم را بیشتر به یاد آثار مسعود کیمیایی میاندازد، به مذاق مخاطب خوش آمده و از آن استقبال کرده است. در سریال زیر پای مادر که این روزها از شبکه یک پخش میشود، باز هم دیالوگ نقش تعیینکننده در معرفی آدمها دارد. در واقع بزرگترین امتیاز نعمتالله همین استفاده از دیالوگهای مطمئن است. شخصیتهای سریال زیر پای مادر هر کدام گذشتهای دارند که به نوعی از آن گریزانند و علاقهای به یادآوری آنچه گذشته ندارند، اما سیر حوادث به گونهای است که مدام شخصیتهای داستان را در برابر گذشتهای که از آن فراری هستند، قرار میدهد. داستانی که نعمتالله برای روایت برگزیده مثل همیشه یک داستان اجتماعی است و برای مخاطب به هر حال جذابیتهای خاص خودش را دارد. در دنیایی که نعمتالله میآفریند تقریبا همه شخصیتها به یک گونه صحبت میکنند. چه آدمهای مثبت و چه آدمهای منفی انگار به یک گونه حرف میزنند، درست مانند آثار کیمیایی. خیلیها ممکن است به این نحوه دیالوگنویسی انتقاد داشته باشند و آن را نپذیرند، اما با کمی تحقیق میتوان دریافت که نویسنده برجستهای مانند شکسپیر هم در نمایشنامههای خود از این شیوه بهره جسته است. سعید نعمتالله نشان داده که فیلمنامههایش جزو آثار پرمخاطب تلویزیون بوده است.
محراب سیاوشان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم