نقش محوری مردم در نظریه سیاسی امام راحل

در صورتی که بخواهیم جایگاه مردم را در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) مورد فهم قرار دهیم، با مراجعه به تاریخ مبارزات ایشان علیه رژیم ستمشاهی در مقاطع مختلف می‌توانیم با شاخص‌هایی اهمیت و جایگاه امام راحل را بسنجیم.
کد خبر: ۱۰۳۷۸۳۰

در دوران مبارزاتی امام خمینی(ره) تا مقطعی در جهت نصیحت و ارشاد شاه تلاش و‌ به گونه‌ای عمل می‌کردند که منافع ملت ایران را تامین کنند، اما درنهایت و زمانی که نصایح امام راحل تاثیری در رفتار شاه نداشت، ایشان فرمودند به مردم می‌گویم بیرونت کنند. امام خمینی(ره) به مردم اشاره داشتند و نگفتند خودم بیرونت می‌کنم؛ چنین رویکردی از سوی امام راحل نشان‌دهنده اهمیت و جایگاه مردم نزد ایشان بود. امام راحل تنها راه غلبه بر استبداد کهن پادشاهی در ایران را بسیج ملت و‌ آمدن مردم به صحنه می‌دانستند.

نکته بعدی در مورد موضوع انقلاب است. در انقلاب‌ها تا مقطع امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی مهم‌ترین معضل انقلاب مارکسیستی بود، انقلاب مارکسیستی اعم از تجربه شوروی، مائو در چین و کاسترو در کوبا در مجموع به آوانگارد نیاز داشت که در صورت لزوم اقدام به مبارزه مسلحانه می‌کردند تا توده‌ها بیدار شده و علیه استبداد انقلاب کنند. این درحالی است که در مقطعی که امام خمینی(ره) مبارزه می‌کردند، گروه‌های مسلحی که عمدتا چپگرا بودند اعم از سازمان منافقین، چریک‌های فدایی خلق و... که اقدام به مبارزه مسلحانه می‌کردند، در مراجعه خود به امام راحل برای کسب مجوز نسبت به انجام مبارزه مسلحانه یا انفجار با پاسخ منفی از سوی امام خمینی(ره) مواجه می‌شدند و ایشان اجازه مبارزه مسلحانه به این گروه‌ها را نمی‌دادند.

تئوری امام خمینی(ره) برای غلبه بر رژیم شاهنشاهی حضور و به صحنه آمدن مردم و اقدام از سوی خودشان بود. به همین دلیل امام راحل از 15 خرداد 42 تا سال 57 و پیروزی انقلاب اسلامی بیش از 15 سال در ضمن فعالیت صبور بودند و به آگاهی دادن به مردم و کار فکری در مورد نخبگان اقدام می‌کردند تا مردم و توده‌ها خودشان به صحنه بیایند.

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در 12 بهمن، امام خمینی(ره) جمله «من با پشتیبانی ملت دولت تعیین می‌کنم» را عنوان کردند، پس از انقلاب هم نظام جایگزین نظام شاهنشاهی را به رفراندوم گذاشتند، درحالی که آن زمان شور انقلابی بود و ایشان می‌توانستند این اقدام را انجام ندهند. در تعیین نوع حکومت ایشان می‌توانستند براساس برخی سبک و سیاق‌ها که در صدر اسلام هم وجود داشت، بگویند امام جامع و رهبر انقلاب هستم و مردم مرا پذیرفته‌اند و به این ترتیب می‌توانستند نخست‌وزیر، صدراعظم یا برای استان‌ها والی تعیین کنند، اما این اقدام را انجام ندادند و قالب جمهوریت را پذیرفتند به این معنی که تلفیقی از نظریه ولایت و امامت را که در شیعه بود با مردمسالاری در معنای امروز تلفیق کردند و جمهوری اسلامی شد. ایشان برای جمهوری اسلامی هم جملات شاخصی ازجمله «میزان رای ملت است، مجلس در راس امور است» را مطرح کردند که نشان از اهمیت دادن به ملت و حاکمیت ملت بود به این معنی که ملت تعیین می‌کند چه کسی ولی‌فقیه و رئیس دولت باشد. مجموعه چنین رویکردی از سوی امام خمینی(ره) حکایت از این دارد که در سیستم حکومتی که در ذهن امام راحل بود، مردم جایگاه مهمی در براندازی رژیم ستمشاهی داشتند.

دکتر محمدباقر خرمشاد/ استاد دانشگاه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها