حضرت امام ساختارشکنانه به مساله سیاست نگاه کرد و سیاست را به واسطه تعریفی که از مکتب اسلام وجود داشت، مبنا قرار داد. در حقیقت سیاست از نظر امام(ره) سیاست راستی و حقیقی است که از این منظر سیاست در بعد انسانی یا روحانی تعریف میشود و به جنبههای معنوی و ساحتهای غیرمادی انسان که به دنبال اجرای قوانین برمبنای عدل و جلوگیری از ظلم و ستم و فساد است، نگاه دارد.
به تعبیر میشل فوکو، جامعه قرن بیستم جامعه غیرخدایی بود و انقلاب اسلامی ایران به دنبال معنا و به دنبال خدا، با این سیاست حضرت امام(ره) شکل گرفت. برخی معتقدند نگاهی که حضرت امام در تقسیمبندی سیاسی داشت میتواند گفتمان و مکتب جدیدی را برای سیاستمداران و کسانی که بهدنبال حکومت هستند به همراه داشته باشد.
حضرت امام در حوزه خارجی نگاه متفاوتی داشتند و طرح معروف ایشان در سیاست خارجی بحث نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی بود. در دورهای که دو قطب و دو کمپ، در سیاست خارجی کشورها میبینیم، امام طرحی را تحت عنوان اینکه ما نه طرفدار غرب و نه طرفدار شرق هستیم و نظریه موجود را نمیپذیریم و بهدنبال شکلدهی نظم جهانی هستیم ، مطرح کردند. در طرح جدید که متفاوت از قطببندیها و مناسبات جدید قدرت بود، انقلاب اسلامی ایران شالودهشکنی کرد و به دنبال گفتمان جدیدی در مقابل گفتمان مسلح یا دو قطبی رفت و بر این مبنا مخاطبین و مردم جهان را به بازگشت و نگاه عادلانه در سیاست، بخصوص سیاست خارجی زورمندان و مستکبران دعوت کرد.
در نگاه حضرت امام دو جبهه مستکبر و مستضعف وجود داشت که مستضعفین باید درچارچوب اصلی سیاست خارجی مورد توجه ویژه قرار گیرند.در اصول کلی نگاه امام میتوان چند اصل در سیاست خارجی را یاد کرد، زورستیزی یا ظلمستیزی تحت عنوان استکبارستیزی از اصولی است که تاکید دارد باید آزاد بود، و نباید متعهد به یکی از دو قطب غرب یا شرق شد.
حضرت امام(ره) بهدنبال عدمسلطهگری و سلطهپذیری تاکید داشت که جمهوری اسلامی ایران به دنبال اصل معروف و مترقی نهشرقی نه غربی است و آن را دنبال میکند. در دوره سیاسی که حضرت امام در آن قرار داشت و به دنبال خودباوری، درونزایی بود، نگاه مکتبی ایشان به اسلام و مسلمانان باعث ایجاد وحدت بین مسلمانان شد تا سیاست خارجی کشورهای اسلامی همگرا باشد.
از دیگر اصول حضرت امام در سیاست خارجی اصل همزیستی مسالمتآمیز بود که منجر به آن شد تا در جامعه جهانی به جمهوری اسلامی ایران احترام بگذارند. احترام متقابل و عدم دخالت در امور یکدیگر منجر شد که جمهوری اسلامی ایران آینه روشنی از خود ارائه دهد و زمانی که صدام به ایران حمله کرد به واسطه همین رویکرد ایران توانست پس از پایان جنگ حق خود را از مجامع بینالمللی در متجاوز دانستن صدام بگیرد.
لذا اصل همزیستی، نفی ظلم و حمایت از محروم و اصل حمایت از مستضعفان و جنبشهای آزادیبخش، حمایت از نفی ملیتگرایی و قومیتگرایی، وحدت امت اسلامی از اصولی است که میتوانیم به عنوان اصول اصلی سیاست خارجی حضرت امام به آن اشاره کنیم. در جمع بندی مباحث باید گفت از نظر حضرت امام سیاست، سیاست الهی است، چون بر مبنای منافع شخصی نبوده بلکه بر مبنا و مصالح عمومی مردم شکل گرفته و در دایره جغرافیایی که مسلمانان دیندار بهدنبال آزادی هستند این نکته بخوبی درک میشود.
به تعبیری، در دوره حضرت امام، دریچههای ملکوت بر مردم ایران باز شد که این تعبیر از منظر تحلیلگران متخصص حوزه اسلامی همراهی بسیار مطلوبی دارد.
دکتر محسن اسلامی / استاد دانشگاه