لمپن ها برمی گردند

آقا خیلی چاکریم ، چمنتیم ، عبدتیم ، عبیدتیم ، اسیرتیم ، غلام حلقه به گوشتیم ، فوت کن تا باهاش پرواز کنیم ،خیلی باحالی ، اصل حالی ، دریای کرمی ، خیلی باصفایی
کد خبر: ۱۰۳۷۵۷
، مرامت منو کشته ، اند معرفتی ، لوطی ، باصفا، دربست مخلصتیم ، حرف نداری ، یه دونه ای ، دریایی ، آقایی و...این واژه ها در عین عوامانه بودنشان ، جایگاه خاصی را در ادبیات زندگی مردم ما پیدا کرده اند.
شاید با خود فکر کنید که شما کمتر از این واژه ها استفاده می کنید یا آن که در زندگی اطرافیانتان جایگاهی ندارند ؛ اما اگر کمی در اطراف خود دقت کنید، به وفور به این کلمات در بین سخنان خود یا زبان اطرافیانتان پی می برید.
اگرچه بسیاری از این واژه ها همچون مخلص بودن ، کریم بودن ، باصفا بودن و...در معنای اصلی خود بسیار پربار و پرمعنا بوده و ارزش والایی دارند ؛ اما با تبدیل شدن آنها به زبان محاوره ای مردم ، از معنای اصلی خود عدول کرده اند و کمتر کسی به دنبال معنای اصلی آن است.
بسیاری از این واژه ها اگرچه معنای مناسبی ندارند ، اما با قرار گرفتن در زبان مردم کوچه و بازار، کسی توجهی به بار منفی آن نداشته و مرتب از آنها استفاده می شود. به طور مثال بارها در زبان اطرافیانتان واژه «عبدتیم» را شنیده اید؛
حال آن که کسی توجهی به آن ندارد که عبد بودن تنها مختص به خداوند بوده و بیان آن برای هر چیزی غیر از خداوند، شرک محسوب می شود ؛ در حالی که این واژه را برای بیان ارادت خود نسبت به طرف مقابل ، بارها و بارها به کار می بریم و توجهی هم به آن نداریم. جالب اینجاست که استعمال این واژه ها تنها مختص به مردم عادی کوچه و بازار نیست ، بلکه بسیاری از افراد تحصیلکرده ، فرهنگی و حتی بعضی از مقامهای مسوول نیز از این واژه ها استفاده کرده و در بیان آنها ابایی ندارند. این واژه ها با جذابیت خاصی که پیدا کرده اند، تقریبا از زبان گفتاری نیز فراتر رفته و در زبان نوشتاری ما نیز برای خود جا باز کرده اند. بعضی از نشریات برای جا باز کردن مناسب بین مخاطبان خود و به بهانه محاوره ای کردن نوشته خود از این واژه ها در نوشته هایشان استفاده می کنند و گاه تیتر خود را نیز از این واژه ها انتخاب می کنند.
حال سوال اینجاست که این واژه ها چگونه و از چه راهی در زبان مردم کوچه و بازار و پس از آن فرهیختگان جامعه راه پیدا کرده اند.

فرهنگ لمپنی


شاید بهترین عنوان برای این گونه واژه ها و استعمال آنها «فرهنگ لمپنی» باشد. اگرچه در کشورهای غربی پیرامون فرهنگ لمپنی بحثهای زیادی صورت گرفته است ، اما در کشور ما کمتر راجع به این فرهنگ صحبت شده است. فرهنگ لمپنی که همان رواج و شیوع واژه ها و رفتارهای افراد لمپن یا همان لوطی ها در جامعه است ، نه تنها مختص به جامعه ایران بلکه در تمامی دنیا مطرح است. در حقیقت هنجارشکنی که ذات روحیه هر انسان است ، موجب می شود تا افراد با علاقه به افراد هنجارشکن و قانون گریز، تا حد زیادی از آنها به عنوان گروه مرجع الگو گرفته و رفتارها و طرز سخنان آنان را به صورت مشابه تکرار کنند.
دکتر کباری ، جامعه شناس و استاد دانشگاه با اشاره به شیوع این گونه سخنان ، آن را فرهنگ زندانی خوانده و می افزاید: شاید بهترین محل برای تولید این واژه ها، زندان های کشور باشد. با توجه به افراد خاصی که در زندان ها وجود دارند و تجمع آنها در چنین محلی ، زندان بهترین محل برای تولید این واژه ها است که بعدها با تسری در عامه مردم ، حالتی عمومی پیدا می کنند.
وی به فرهنگ رایج در زمان رژیم گذشته اشاره کرد و ریشه بسیاری از این سخنان را در آنجا می بیند. دکتر کباری می گوید: در رژیم گذشته هنجارشکنانی که با شکستن هنجارها و قانون های کشور، دست به کارهای خارق العاده می زدند، نزد عامه مردم جایگاه ویژه ای پیدا می کردند، تا جایی که شخصیت های محبوب مردم و چهره های معروف سینما نیز چنین شخصیتی را ارائه می کردند.
اگر شما به این فیلمها نگاه کنید، می بینید که ستاره های سینما در حقیقت کسانی هستند که با اجرای چنین نقشهای قانون گریزی در فیلمهای خود حاضر شده و چهره یک فرد لوطی که در کنار قانون شکنی ، جوانمردی خاص خود را دارند را ارائه می دهند. این چهره ها تا جایی در بین مردم نفوذ کردند که بسیاری از مردم نیز به صورت کاملا تکراری و به عینه حرکتهای آنان را تکرار می کردند.
در حقیقت این نفوذ تا جایی ادامه داشت که بسیاری از حرکتهای جوانمردانه نیز به نام یک بازیگر در بین مردم معروف شود یا بازیگران دیگر نماد دوستی ، رفاقت و معرفت های خاص افراد لوطی در بین مردم شدند. این افراد برای آن که خود را چهره یک لوطی واقعی نشان دهند، از این واژه ها استفاده می کردند که بعدها با الگو گرفتن مردم از آنان ، این واژه ها هم تا حد زیادی در بین مردم رایج شد.
اما پس از انقلاب به دلیل آن که دیگر محلی برای بروز چنین شخصیت های هنجارشکن و لوطی منشی وجود نداشت ، این فرهنگ تا حد زیادی در بین مردم کاهش یافت تا آن که در سالهای اخیر باز هم با شیوع قابل توجه خود، بخوبی در بین مردم رواج یافته است.
حال چرا این فرهنگ دوباره از نو زنده شده و برای مردم عادی شد و در موارد بسیاری مورد توجه مردم نیز قرار گرفت؛دکتر احمدی معتقد است برای آن که بتوان دلیل مناسبی را برای شیوع فرهنگ لمپنی در جامعه پیدا کرد، باید به بررسی خرده فرهنگ های موجود در میان جوانان جامعه پرداخت.
او می گوید: در حال حاضر هم محل اصلی استعمال این لغتها در میان جوانان است. علت این مساله هم کاملا مشخص است ؛ چرا که جوان همواره به دلیل روح سرکش و هنجارناپذیرش به دنبال آن است تا به نوعی از نرمها و هنجارهای ثابت جامعه - حال در هر بخشی - عدول کرده و برای خود، قانون و هنجار جدیدی را تعریف کند. استفاده از این واژه ها هم خود یکی از راههای موجود در این مساله است.
وقتی جوان می بیند که می تواند با استفاده از این واژه ها با دیگران فاصله گرفته و خود را به عنوان یک شخصیت جدید و متمایز - حالا در هر سبک و سیاقی که باشد - نشان دهد، این حرکت را انجام داده و آنها را ورد کلام و زبان خود می کند. باید گفت فاصله گرفتن از جامعه و جدایی طلبی ، ذات روحیه جوانی است که در قالبهای مختلف می تواند صورت گیرد.
از آنجا که زبان به عنوان وسیله ارتباطی میان افراد، جایگاه متمایز و مشخصی را نیز در بین مردم دارد، بنابراین جوان با استفاده از این واژه ها و تغییر و تحول در زبان خود، این تفاوت را به نوعی به رخ اطرافیان می کشاند تا آنها هم متوجه این تمایز شده و بر آن صحه بگذارند. قطعا با این فاصله گرفتن و تمایز که موجب منحصر به فرد شدن جوان می شود، الگوی مناسبی برای دیگر جوانان ایجاد خواهد شد تا آنان نیز از این مساله استفاده کرده و شخصیت متمایزی را برای خود دست و پا کنند.
در این فرآیند نمی توان نقش گروه همسالان و دوستان اطراف را از یاد برد ؛ چرا که یکی از الگوهای اصلی جوان در این گونه موارد، همان گروه دوستان و همسالان او هستند.

ادبیات لمپن در رسانه ها


هرچند نمی توان منکر عواملی همچون روحیه هنجارشکن ، گروه همسالان و دیگر عوامل موجود در گسترش فرهنگ لمپن در سطح جامعه شد، اما در این میان رسانه ها نیز نقش مهم و قابل توجهی داشته و در گسترش این فرهنگ موثرند. البته نمی توان رسانه را به خودی خود، مولد فرهنگ لمپن دانست بلکه باید به تعامل و رابطه دوسویه میان رسانه های جمعی و فرهنگ جامعه تاکید کرد. دکتر فکری با اشاره به این رابطه دوسویه و تقویت مکرر آنها از سوی دیگر می افزاید: در حال حاضر ادبیات لمپن جایگاه خاصی را در میان رسانه ها پیدا کرده است.
شما اگر نگاهی به برنامه ها داشته باشید، به وضوح متوجه این رفتار و گفتار در میان برنامه سازان مختلف صداوسیما می شوید. در حقیقت این برنامه سازان و مجریان در کنار اصحاب مطبوعات ، برای داخل شدن در زندگی خصوصی و شخصی مردم و به اصطلاح ، همکلام شدن با مردم کوچه و بازار، این راه را انتخاب کرده اند و بر آن نیز تاکید ویژه ای دارند ؛ حال آن که این افراد کمتر متوجه انتخاب اشتباه خود برای نفوذ در بین مردم هستند.
دکتر فکری منشا پیدایش این فرهنگ در رسانه ها را خود مردم می داند که در نهایت رسانه ها و مطبوعات وظیفه بزرگنمایی و گسترش این فرهنگ را بر عهده دارند. او می گوید: ببینید بهترین منبع برای رسانه ، خود مردم هستند. وقتی این واژه ها در بین مردم ، به مرور زمان رواج پیدا می کنند، رسانه هم برای هرچه بیشتر پیدا کردن مخاطبان خود از این فرهنگ استفاده می کند. لیکن در این مرحله رسانه برای هرچه بیشتر جذاب شدن برنامه اش و یا تیراژ هرچه بیشتر نشریه اش ، به بزرگنمایی این فرهنگ دست زده و در حجم وسیعی به مردم بازمی گرداند.
در حقیقت اگر در بین افراد جامعه ، افراد نیز وجود داشتند که استفاده از این واژه ها در دایره لغات لمپن را مذموم می دانستند، پس از استفاده رادیو، تلویزیون و یا مطبوعات در برنامه های رسمی خود، مهر تایید گرفته و آنان نیز از این واژه ها در ادبیات خود استفاده خواهند کرد. در حقیقت و بنابه گفته دکتر فکری ، این تعامل و ارتباط دوسویه ، در نهایت منجر به گسترش هرچه بیشتر فرهنگ لمپن در سطح جامعه خواهد شد.
حال اگرچه در این میان نمی توان فردی را مقصر اصلی دانست اما همکاری و هدایت از هر طرف ، به خودی خود به گسترش و رشد این فرهنگ در بین مردم منجر خواهد شد.

فرهنگ همه جایی لمپن


وقتی پیچ رادیو را می پیچانی ، گوینده با بیان این که «با برنامه های متنوع امروز، قصد داریم تا به نوعی اینجا را بترکانیم»، از این فرهنگ صحبت می کند.
کمی آنطرف تر، یکی از مسوولان در خلال صحبتهایش خود را نوکر و خاک پای دیگران می داند. در راه خانه ، این واژه ها را از زبان بچه های کوچه می شنوی.
در خانه ، نشریات روی میز، پر از این واژه ها هستند، حتی روزنامه های سراسری کشور هم جایگاه خاصی را برای این واژه ها قائل شده اند. چه باید گفت؛ اگرچه به دلیل زیبایی و عامه پسند بودن این واژه ها، استفاده از این کلمات ورد زبان مسوولان و مردم عادی شده اند، اما کمتر کسی به خطرهایی که در نهایت این واژه ها برای فرهنگ و ادبیات غنی ایرانی دارند، توجهی نمی کند. تنها سوالی که باقی می ماند این است که پس از گذشت چندین سال دیگر و استفاده مکرر این واژه ها در طول سالیان آتی ، ادبیات ایران به چه سمت و سویی خواهد رفت؛
تسری فرهنگ با برقراری ارتباط جوان با سایر اعضای خانواده از یک سو و زیبایی های خاص این واژه ها از سوی دیگر، به مرور این واژه ها در بقیه اعضای خانواده و در نهایت کلیه افراد جامعه نیز نهادینه خواهد شد و آنان نیز تحت تاثیر این فرآیند قرار خواهند گرفت.
با توجه به این فرآیند و ارتباط که به گفته دکتر کباری از زندان ها آغاز شده و بنابه علاقه جوانان در بین آنها تسری پیدا خواهد کرد، به مرور سراسر جامعه را فراگرفته و تبدیل به فرهنگ عمومی جامعه خواهد شد. شاید در ظاهر امر کمتر بتوان به این ارتباط تنگاتنگ پی برد، اما با کمی تحقیق و تفحص می توان به این حلقه ارتباط به خوبی پی برد.


علی محمد متولیان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها