تمایز میان ما و دیگران

علت چیست؛ علت تمایز میان «ما» و «دیگران» است. هر چه از مبدائ «ما» بیاید، خوب است ، انسانی است ، دموکراتیک است و هر آنچه از مبدا «دیگران» بیاید غیردموکراتیک و ضد بشریت است!
کد خبر: ۱۰۳۷۵۵
براین اساس ، تعابیر و تفاسیر گوناگونی از مدل لیبرال دموکراسی غرب می شود و اجراهای مختلفی از آن در جهان وجود دارد ؛ آخرین سرمنزل بشر مدرن به شمار می رود و رسیدن به نقطه ای که هیچ ملت غیرلیبرال دموکراتیکی در عرصه گیتی وجود نداشته باشد، آرزوی آن است.
درواقع غربی ها نه تنها مدل خود را توصیه و تجویز می کنند، بلکه آن را بهترین برای کلیه دولتهای جهانی می دانند و حتی آن را به اجبار تحمیل می کنند. در حالی که بخوبی می دانیم از لحاظ حقوق بین الملل و اسناد و کنوانسیون های جهانی ، هیچ تجویزی در رابطه با شکل و نوع حکومت ها صورت نگرفته است.
براساس منشور سازمان ملل از زمانی که دولتی بتواند تعهدات داخلی و خارجی خود را بجای آورد، بازیگر عرصه جهانی است و این که بخواهیم مدلی جهانی را برای همه دولتها و ملتها تبیین کنیم جایگاه حقوقی ندارد.
بنابراین ، براساس این نگرش است که غرب با بینشی غربی خود را منجی ملتها و مدل خود را رهایی بخش می داند.
بنابراین غرب وظیفه اخلاقی خود می داند که ملتها و دولتها را در ورود لیبرال دموکراسی و جهانی شدن ولو با استفاده از حربه زور همراهی کند. اما در مقابل در شرق ، خاورمیانه و جهان اسلام این روش غرب توطئه ای برای مداخله و استثمار و سیطره تلقی می شود.
به عنوان مثال در حالی که نیروهای امریکایی و انگلیسی حاضر در عراق خود را نجات دهنده ملت عراق می دانند، اما از نظر مردم منطقه نیروهای خارجی نه تنها نجات بخش نیستند، بلکه اشغالگرانی هستند که باید هر چه زودتر منطقه را ترک کنند. طرح خاورمیانه بزرگ امریکا نیز در همین چارچوب جای می گیرد. همچنین سیاستمداران و عالمان سیاسی باید بدانند که فضای عمومی حاکم بر گفتمان آنها حساس تر و ظریف تر از آن است که انتظارش را دارند. اظهارات و اقدامات غیرمتعارف و نابخردانه و از جانب «خودی » و «بیگانه» انعکاس بحران آفرین و تنش زدایی در نظام بین الملل کنونی دارد. استفاده از زبان تهدید، زور و به طور کلی سیاست چماق بزرگ نمی تواند انتظار حسن نیت ، تسلیم و تمایل به هویت بی ارزش را داشته باشد. اگر این روند تداوم یابد، سیاست یک بام و دوهوا باعث ایجاد دور باطلی خواهد شد.
اما چه باید کرد؛ راه حل در دست نخبگان و روشنفکرانی است که فضای درک و مطالعه طرفین را ترسیم می کنند. به جای آن که با دیدگاه غربی شرق را دید یا با نگرش شرقی غرب را شناخت ، هر دولت و ملتی را باید با دیدگاه خاص خود شناخت. بنابراین به جای تبیین دیگران باید به فهم و درک آنها پرداخت. لذا باید همه تلاش نخبگان و سیاستمداران در قرن 21 به کار گرفته شود تا وارد منازعات و بحران های ناخواسته و غیرواقعی استوار شده روی ذهنیات غلط و برداشت های خودمحور از یکدیگر نشویم.
در غیر این صورت باید به طور جدی در اصالت دستاوردهای حوزه مطالعات روابط بین الملل که برای حفظ صلح پایدار و براساس غلبه رویکرد دیپلماتیک بر رویکرد استراتژیک شکل گرفته است ، تردید کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها