در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرای این پرونده به زمستان 84 برمیگردد. پسری افغان به نام رحیم برای گرفتن انتقام از پدرش همراه سه نفر از دوستانش به گاوداری محل کار پدرش رفت. او وقتی با پدرش روبهرو شد با ضربه چکش او را کشت. هنگام فرار یکی دیگر از کارگران گاوداری سر رسید که او نیز در درگیری با یکی از متهمان به قتل رسید.
رحیم در بازجوییها به قتل پدرش اعتراف کرده، اما پس از 12 سال هنوز هویت قاتل دیگر مشخص نشده است. متهمان مدعی شدهاند فردی مشهور به عباس قاتل کارگر گاوداری است و از زمان حادثه متواری شده است.
رحیم در جلسه نخست دادگاه درباره قتل گفته است: «از وقتی یادم میآید از پدرم کتک خوردم. یک بار با چوب، آنقدر محکم به صورتم زد که تشنج کردم. پدرم پشتم داغ گذاشته بود تا همیشه یادم باشد نباید از دستوراتش سرپیچی کنم. روز حادثه فهمیده بودم چند راس گاو فروختهاند و گاوصندوقشان پر از پول است. با سه نفر از دوستانم جلوی گاوداری رفتیم و من و عباس وارد شدیم. سراغ گاوصندوق رفتیم اما چیزی داخلش نبود. موقع برگشتن، پدرم ما را دید. با هم درگیر شدیم و من با ضربه چکش او را کشتم. موقع فرار فهمیدم یکی از کارگران گاوداری هم آنجاست. او با عباس درگیر شد و به دست او به قتل رسید.»
در پایان جلسه نخست، قضات دادگاه به دلیل وجود برخی نواقص از جمله اظهارات متناقض متهمان، متواری بودن عباس و مشخص نبودن درخواست تعدادی از اولیای دم، دستور تجدید جلسه را صادر کردند. قرار بود صبح دیروز، جلسه نهایی در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران برگزار شود اما به دلیل استعفای وکیل متهم بار دیگر به تعویق افتاد. جلسه دادگاه در روزهای آینده برگزار میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: