به گزارش جامجم، دوم آذر 93، مردی در تماس با پلیس پایتخت از کشف جسد مردی میانسال در یک گونی خبر داد. او به ماموران گفت: «امروز همسایهام را در راهپله دیدم که بسختی یگ گونی را حمل میکرد. بوی خیلی بدی در فضا پیچیده بود. از او پرسیدم داخل گونی چیست؟ گفت یک گربهمرده درون آن است و میخواهد گونی را در خیابان بگذارد. وقتی گونی را رها کرد آن را وارسی کردم و جسد مردی را داخلش دیدم.»
با ثبت این اظهارات، متهم تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی بعد دستگیر شد. او در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و گفت: «با مقتول سر 20 میلیون تومان اختلاف مالی داشتم. روز حادثه به خانهام آمده بود تا درباره همین مشکل حرف بزنیم، اما سر مبلغ درگیر شدیم و من با مشت به سرش زدم. وقتی روی زمین افتاد، متوجه شدم فوت کرده. جسدش را داخل یک گونی انداختم و بسختی بلند کردم. میخواستم کنار خیابان بگذارم که یکی از همسایهها مرا دید. او به بوی تعفن شک کرده بود که برای گمراه کردنش مدعی شدم یک گربه مرده درون گونی است.»
با اعتراف متهم، کیفرخواست پرونده صادر شد و برای رسیدگی در اختیار شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. متهم در این شعبه با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. چندی پیش این حکم در دیوان عالی کشور تائید شد تا متهم در آستانه قصاص قرار گیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم