به گزارش جامجم، چندی پیش مردی با مراجعه به یکی از کلانتریهای پایتخت از سرقت خودروی پژوی خود خبر داد و گفت: «امروز دختر و پسر جوانی را به عنوان مسافر سوار کردم، اما کمی بعد، دختر خودش را به بیهوشی زد. من سریع پیاده شدم تا برایش آب بخرم اما وقتی برگشتم، پسر جوان با چاقو و سلاح تهدیدم کرد و مرا از ماشین بیرون انداخت. سپس پایش را روی گاز گذاشت و دو نفری فرار کردند.»
25 روز بعد از آغاز تحقیقات، خودروی شاکی درحاشیه جادهای اطراف تهران درحالی پیدا شد که زنی با دست و پای بسته داخل آن بود. این زن گفت: «امروز در جاده درحال حرکت بودم که راننده همین ماشین از پشت با خودرویم تصادف کرد. وقتی ایستادم، ناگهان راننده با کمک دختری جوان به سمتم آمدند و با تهدید، دست و پایم را بستند و مرا در ماشین انداختند. سپس خودرویم را دزدیدند و متواری شدند.»
با ثبت شکایت زن جوان، چهرهنگاری از متهمان انجام شد و سرانجام هر دویشان دستگیر شدند. آنها در بازجوییها به جرم خود اعتراف کردند تا پروندهشان برای رسیدگی در اختیار شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران قرار گیرد. صبح دیروز در ابتدای جلسه دادگاه هر دو شاکی درخواست مجازات کردند. سپس یکی از متهمان گفت: «من و سیما مدتی قبل با هم آشنا شدیم و به خانه زنی معتاد رفت و آمد داشتیم. او مواد فروش بود و میگفت مردی را میشناسد که برای خودروهای سرقتی سند میزند. از ما خواست ماشین بدزدیم و به او تحویل بدهیم و سهممان را بگیریم. ما هم قبول کردیم، اما نتوانستیم هیچ کدام از دو ماشین سرقتی را بفروشیم. سلاحی هم که در سرقتها استفاده کرده بودیم، تقلبی بود.» وکیل سیما نیز گفت: «موکلم وقتی کودک بود، پدر و مادرش از هم جدا شدند و او زندگی خوبی نداشت. از قضات میخواهم در حکمش تخفیف قائل شوند.»
در پایان دادگاه، قضات وارد شور شدند تا رای نهایی را صادر کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم