در این زمینه، دونالد ترامپ معتقد است، دستکاری نرخ ارز توسط دولت آلمان باعث شده، اقتصاد این کشور در قاره اروپا با وجود تمام مشکلات همواره روبه رشد باشد و در برخی موارد، تراز تجاری میان دو کشور یعنی آلمان و آمریکا به نفع ژرمنها مثبت شده باشد.
کارشناسان اقتصادی در اینباره میگویند، اقتصاد آمریکا نامتوازن است و برخی سیاستهای مشکوک نسبت به رشد اقتصادی این کشور مشاهده میشود، اما دونالد ترامپ در این باره اشتباه اظهارنظر کرده و همین سیاست اشتباه میتواند واکنشی منفی را از سوی آمریکا درباره روابط تجاری دو کشور به ارمغان آورد.
بنا بر فرضیات دونالد ترامپ، قدرت یک اقتصاد باید از طریق کسر واردات یک کشور از صادرات کالا و خدمات آن کشور محاسبه شود؛ سیاستی که مربوط به حداقل دو قرن پیش است. وی از همین معادله برای تعیین سیاستهای اقتصادی خود با آلمان به عنوان کشوری با تراز تجاری همواره مثبت و همچنین رشد اقتصادی قابل قبول در قاره سبز استفاده میکند.
براساس اطلاعات آماری سال 2016 میلادی، آلمان با تراز تجاری مثبت حدود 270 میلیارد یورو یا 6/8 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور، یکی از اقتصادهای موفق در دهکده جهانی بود و همین امر باعث شد، ترامپ با روی کار آمدنش در رقابتی کاملا آشکار برای تغییر این آمار به نفع اقتصاد آمریکا وارد مقابله با آلمان شود.
سیاست دونالد ترامپ زمانی جدیتر شد که آمارهای منتشر شده از روابط اقتصادی دو کشور واقعیتی تلخ را برای ترامپ روشن کرد، به صورتی که تراز تجاری میان این دو قدرت اقتصادی 51 میلیارد دلار به نفع اقتصاد آلمان بود و آمریکا بازنده این میدان نشان داده شده بود.
ترامپ با توجه به سیاستهای اقتصادی گذشته خود، براین باور است که برای محافظت از شرایط اقتصادی خود یا کشورش فارغ از این که یک کشور در کدام اقتصاد جهان قرار دارد یا چه توانمندیهایی در اختیار دارد، باید با استفاده از قوانین و راهکارهای اقتصادی مانع سوءاستفاده اقتصادی آن کشور از قوانین تجارت آزاد شد. وی معتقد است، فارغ از این که آلمان جزو کدام قاره است، ایالات متحده آمریکا باید برای مقابله با دامپینگ یا سوءاستفاده این کشور از قوانین تجارت آزاد با آمریکا نسبت به آن گارد محافظتی قدرتمندی داشته باشد.
واقعیت اقتصاد آلمان و تراز تجاری مثبت این کشور در مقابل آمریکا نه دخالت دولت آلمان در نرخ برابری ارزها یا سوءاستفاده از قوانین تجارت آزاد بلکه در شیوههای مدیریت اقتصادی و صرفهجوییهای موجود ارزی در این کشور است، به صورتی که این کشور اصولا براساس صادرات کالا و خدمات به دیگر کشورها برنامهریزی میکند تا واردات از آنها برای استفاده داخل کشور.
در این زمینه کافی است، به روند پیری در کشور آلمان توجه داشته باشیم تا دریابیم چرا ضریب پس انداز پول در این کشور بسیار بالاست. براساس آمارهای ارائه شده از سوی بانک مرکزی این کشور و با توجه به افزایش میانگین سنی، روند پسانداز پول نسبت به دیگر خانوارهای اروپایی تقریبا دوبرابر سریعتر و بزرگتر است، برای این که آلمانیها معتقدند، برای آینده خود در دوران بازنشستگی باید پول کافی در اختیار داشته باشند.
این فرهنگ اقتصادی آلمان باعث شده، مشاوران اقتصادی ترامپ و همچنین خود او به اشتباه براین باور باشند که آلمان برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادش در نرخ برابری یورو با دیگر ارزها در کشورش دستکاری میکند، درحالی که واقعیت امر این است که فرهنگ اقتصادی مردم این کشور چنین منطقی را برای آلمان رقم نخواهد زد و هیچ تفاوتی در سیاستهای اقتصادی مردم آلمان حتی اگر این کشور از منطقه اقتصادی یورو خارج شود، ایجاد نخواهد شد.
این برآوردهای اشتباه و همچنین ترجمه غیر منطقی کارشناسان اقتصادی کاخ سفید درباره اقتصاد آلمان و درپیش گرفتن این برنامه که تلاش کنند آلمان از اتحاد اقتصادی یورو خارج شود، همان پاسخ اشتباه ترامپ به روابط اقتصادی دو کشور است، چون در نهایت خروج آلمان از یورو نمیتواند تراز تجاری دو کشور را تغییر دهد.