وسعت ناتوانی یک نهاد مدعی

اوایل تیرماه امسال و در آخرین ماه ریاست اتریش بر اتحادیه اروپایی ، اتریش شاهد ملاقات های سیاسی مهمی بود. یک روز پس از سفر بوش به وین برای شرکت در اجلاس سران اتحادیه اروپایی و امریکا
کد خبر: ۱۰۳۲۵۲
، کنفرانسی با عنوان روابط ایران و اتحادیه اروپایی با همکاری آکادمی حزب آزادی اتریش با حضور جواد وعیدی معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی و دکتر محمدطباطبایی ، مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه برگزار شد.
در این کنفرانس که با حضور خبرنگاران رسانه های مهم جهان و بیش از 220 نفر از اندیشمندان اروپایی بر پا شد، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان عنوان سخنرانی خود را به برنامه صلح آمیز هسته ای ایران اختصاص داد و مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امورخارجه هم درباره موضوع حقوق کشورهای عضو NPTبه ایراد سخن پرداخت. در این کنفرانس رئیس آکادمی حزب آزادی اتریش در سخنان مهمی نسبت به سیاست های اتحادیه اروپایی بشدت انتقاد کرد. متن پیش رو مشروح سخنان اوالد اشتادلر در این کنفرانس است.
این که اتریش به عنوان کشوری بی طرف ، سنت سیاست خارجی خود را حفظ کرده و در مرکز اروپا همچنان نقش میانجیگر در صحنه های بین المللی بحران زده را ایفائ می کند، خوب است اما دادن غیرقانونی اطلاعات پرواز به مقامات امریکایی ، دادن اجازه غیرقانونی به مقامات امریکایی برای استراق سمع تلفنها، همکاری غیرفعال در پرواز هواپیماهای سازمان سیا حامل دستگیر شدگان با استفاده از فضای اروپای قدیم ، همکاری فعال در عملیات خلاف حقوق بشر سازمان اطلاعات امریکا در کشورهای اروپایی و حمل و نقل و اسکان غیرقانونی آنها در اروپای جدید، بیانگر آن است که متاسفانه اتریش نتوانسته است از موقعیت خود به عنوان رئیس دوره ای اتحادیه اروپایی استفاده و یک سیاست مستقل اروپایی را ارائه کند. کجاست این سیاست بیطرفی اتریش وقتی که وزیر خارجه اش از ایران می خواهد پیشنهاد 5 + 1را درباره برنامه های اتمی بپذیرد.
پیشنهادی که با عنوان نان شیرینی و شلاق (هویج و چماق) در افکار عمومی تشریح شده است. پیشنهادی که محتوای آن در اثر مذاکره 5 عضو دائم شورای امنیت و آلمان به اضافه ایران تنظیم نشده است ، بلکه از سوی جان بولتون و به روش دیپلماسی تفنگ Pump Gun دیکته شده است. شروع جنگ امریکا و انگلیس علیه عراق تجربه تلخی است که موجب یاس و ناامیدی دیگر کشورهای جهان شده ؛ زیرا جنگ فعلی امریکا در عراق در هیچیک از برداشتهای مصوبات سازمان ملل جایگاهی ندارد و همین موجب شده است روسیه و چین از آن به عنوان یک هشدار مثال بزنند. چین و روسیه 2کشور عضو دائم شورای امنیت که حق وتو دارند، از اعمال تحریم علیه ایران جلوگیری کردند تا به این ترتیب از بروز جنگ علیه ایران که خلاف حقوق مدنی است ، جلوگیری کنند. به عبارت دیگر، وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپایی به جای یافتن مسیر مناسبی در سیاست خارجی اتحادیه که به واسطه آن منافع اروپا نیز در نظر گرفته شود، خود را به این قانع کردند که امریکا را به سمت و سوی مذاکره مستقیم سوق دهند. ضعف و بی اعتباری اقتصاد و سیاست خارجی اروپا موجب شده است کشورهای اروپایی ، مخصوصا انگلیس و آلمان از امریکا حرف شنوی بیشتری داشته باشند.
همین امر موجب شد وزرای دارایی اتحادیه اروپایی به اظهارات رایس ، وزیر خارجه امریکا گوش کنند و با تحریم اقتصادی ایران ، درواقع علیه اقتصاد اروپا عمل نمایند.
این که تا چه حد اتحادیه اروپایی و کشورهای اصلی عضو این اتحادیه علیه منافع اتحادیه عمل کرده اند را می توان با مثالهای زیادی ذکر کرد؛ مانند سیاست ضد روسی کشورهای جدید عضو ناتو و یا اعمال فشارهای امریکا به منظور پذیرش عضویت ترکیه در اتحادیه اروپایی. این درجه ضعف و خردی اتحادیه اروپایی در برابر امریکا به همان موارد فوق محدود نمی شود؛ چرا که بنا به گزارش مجله اشپیگل (7می)، زمانی که آنگلا مرکل ، صدراعظم آلمان با جورج بوش دیدار داشت ، با سرافکندگی از امریکا به دلیل شرکت نکردن کشورش در جنگ با عراق عذرخواهی و از جورج بوش درخواست عفو کرد. این سخنان خانم مرکل ، افتضاحی بزرگ و موجب تمسخر بود. یا این که به شرکتهای هوایی اروپایی فکر کنید که تا چه حد به طور داوطلبانه در تحریم هایی که امریکا اعلام می کند، شرکت می کنند. در حالی که امریکایی ها براساس شلاق و نان شیرینی به ایران پیشنهاد فروش قطعات یدکی هواپیمای بوئینگ کرده اند و این پیشنهاد از سوی خاویر سولانا مسوول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپایی به ایران ارائه شده است.
این نمونه دیگری از دیوانگی اقتصادی و سیاسی اتحادیه اروپایی است و درست مثل آن است که وزیر بازرگانی سوئیس در خارج شکلات بلژیکی را به قیمت خرید بفروشد. چنین اوضاعی و انجام چنین اقداماتی در اروپا زیاد دیده می شود که در آن اروپا منافع خود را قربانی و به سیاست صادرات خود خیانت کرده و سیاست تامین انرژی خود را به استراتژی حسن نیت (Goodwill)امریکایی وابسته کرده است. نظیر این امر را در ژاپن می توان دید که چنین سیاستی را دنبال می کند و برخلاف منافع ملی از طرحهای تامین انرژی با ایران به دلیل تهدیدهای امریکا کناره گیری کرده است. چه چیز موجب شد واشنگتن در سیاست خود نسبت به زمان شروع جنگ علیه ایران تجدیدنظر و یا به طور کلی آن را متوقف کند یا این که به روش رعایت حقوق بشر براساس حقوق بشر بین المللی باز گردد. متاسفانه در اینجا نیز باید اذعان کرد که اروپا در آن نقشی نداشته است ، بلکه علت آن موقعیت بد امریکا و عدم اطمینان این کشور به ریسک کردن در اجرای چنین سیاستی است. اگر قرار باشد در جنگ ناموفق با عراق برنده ای معرفی شود، حداقل در میان مدت می توان ایران را برنده این جنگ دانست.
سیاستمداران معروف خارجی امریکا بر این نکته اذعان دارند که برنامه های سیاسی و نظامی جدید با عنوان Project of a New American Century در سواحل دجله و فرات دفن شده است. مادلین آلبرایت ، وزیر خارجه سابق امریکا چندی پیش در مصاحبه با مجله اشپیگل گفت: ما هرگز پیروز جنگ (در عراق) نخواهیم بود. همچنین سفیر امریکا در عراق در ماه مارس گفت: ما جنگی را شروع کرده ایم ، حال پرسش این است که چگونه باید ادامه دهیم؛ (اشپیگل ، 9مارس). تعداد زیادی از ژنرال های امریکایی در سکوت کامل تقاضای استعفای خود را به رامسفلد ارائه کرده اند. ائتلاف داوطلبان شرکت در جنگ علیه عراق از هم پاشیده شده و عراق از نظر نظامی ، سیاسی و اجتماعی بسیار بی ثبات بوده و این بی ثباتی موجب شده است گروه های مقاومت تشکیل شود و نظم و آرامش در این کشور از میان برود. زیرا ایجاد نظم نه از سوی نیروهای اشغالگر و نه از سوی دولت بغداد که با تنفس مصنوعی سرپاست ، امکان پذیر نخواهد بود.
برژینسکی چندی پیش گفت: کسی که ادعا کند تجربه ما در عراق کاملا موفقیت آمیز بوده است ، به دیوانگی نزدیک است (پلتیک فوروم ، سپتامبر2005) برژینسکی و هنری کیسینجر بخوبی می دانند که ایجاد امنیت در عراق بیش از آنچه به امریکا بستگی داشته باشد، به ایران بستگی دارد. هر دو سیاستمدار امریکایی بخوبی دریافته اند که ادامه سیاست امپریالیستی جدید، خطری جدی برای امریکاست. لذا در نامه سرگشاده ای از دولت امریکا خواسته اند با ایران به طور مستقیم وارد مذاکره شود. پس از مدتها تاخیر، امریکایی ها متوجه شدند که با توجه به دستور براندازی رژیم و اختصاص دادن بودجه برای آن ، باید به طور مستقیم با ایران وارد مذاکره شوند.

افتضاح


سیاست های مفتضحانه امریکا با توجه به نزدیک شدن به برگزاری انتخابات در این کشور موجب شده است امریکایی ها مجبور به حضور بر سر میز مذاکره با ایران شوند و انجام این کار نه از سوی اروپا و نه از سوی قدرت نظامی دیگری بوده است.
ایزوله کردن ایران به دلیل غنی سازی اورانیوم برای مصارف صلح آمیز و تنها داشتن شک نسبت به این که ایران خواستار تهیه سلاح هسته ای است ، نباید باعث شود جلوی حق بین المللی این کشور که همانا استفاده غیرنظامی از انرژی هسته ای است ، گرفته شود. در حالی که هر روز در رسانه ها می خوانیم و می شنویم که کشورهایی نظیر پاکستان ، هندوستان و اسرائیل سلاح اتمی در اختیار دارند. این نمونه ای از سیاست دوگانه امریکا در خصوص مساله اساسی سلاح اتمی است. برداشت ما از اجرای یک سیاست عادلانه اروپایی و بین المللی کاملا چیز دیگری است: همچنان که روسیه در اروپا و جزیی از اروپاست و به طور طبیعی یکی از متحدان نزدیک اروپاست ، باید روسیه را به اروپا نزدیک تر کرد تا این که این کشور را به سمت آسیا سوق داد. طبیعی است این دیدگاه اروپایی باید با ابتکار اتریش شروع شود و روابط بسیار نزدیکی میان اروپا و خاورمیانه خصوصا ایران مجددا برقرار شود. طبیعی است که خواستار آن هستیم که این روابط به صورتی برقرار شود که به سود طرفین باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها