در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما راستش نفس کشیدن، کار چندان آسانی هم نیست. ما خیلی سطحی نفس میکشیم و ریههایمان را با سرعت و بدون عمق لازم با هوای آلوده پر و خالی میکنیم و فقط این نفس کشیدن نیست که آن را سطحی و بدون فکر و تمرکز انجام میدهیم. از مسیرهای عادت شده، آمد و شد میکنیم، راههایی که هیچ ایده تازهای به ذهن و فکر ما نمیدهد. از جاهای خاصی خرید میکنیم، چون دوستتر داریم فروشنده ما را بشناسد و گاهی رعایتمان کند و تخفیفی بدهد. بنابراین از خیلی از اجناس تازه، مدلهای جدید لباس و کفش و توصیههای متفاوت، محروم میشویم.
در اتوبوس، مترو یا تاکسی و حتی در پیادهرویهای گهگاه صبحگاهی، در پی همکلامی با کسی نیستیم. با ذهن «ماشینحساب» شدهمان مدام در حال محاسبه کردنیم. فرقی نمیکند محاسبه دخل و خرج ماهانه باشد یا روابط و مهمانیها و حرفهایی که شنیدهایم یا گفتهایم. حاصلی که از این محاسبهها بهدست میآید، اغلب منفی است.
از خودمان و اطرافیانمان راضی نیستیم؛ خوب خیلی چیزها هست که نداریم و نمیتوانیم داشته باشیم. وام گرفتهایم، چون بچهها ترجیح میدهند به مدرسههای غیرانتفاعی بروند (خودمان هم چندان بیمیل نیستیم) مهمانیهای دورهای هر بار سنگینتر میشوند. با هر غذای اضافهای که در مهمانی قبلی خوردهایم، باید غذاهای اضافهتری سر سفره بگذاریم. ظرفهایمان نباید تکراری باشد. اما خودمان و حرفهایمان مدام تکرار میشویم. مثل نفس کشیدنمان سطحی شدهایم.
آذر فخری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: