jamejamnashriyat
نشریات قاب کوچک کد خبر: ۱۰۲۶۴۰۷ ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶  |  ۰۸:۰۰

دیدن لامبورگینی ساخته محمد اسدنیا در شبکه نمایش خانگی چند تاسف عمیق و البته یک خوشحالی بزرگ برای مخاطب به وجود می‌آورد.

خوشحالی از این بابت که در ایران و به لطف دوستان مسئول نظارت‌کننده بر شبکه نمایش خانگی و به بهانه واهی رونق این شبکه شما می‌توانید پول داشته باشید و با جمع کردن تعدادی بازیگر یک فیلم بسازید که خودتان هم نقش اول آن هستید.

لامبورگینی داستان چند دوست است که برای حفظ آبروی یک مادربزرگ جلوی نوه‌اش سعی می‌کنند او را همچنان پولدار و متمول نشان دهند و نوه از خارج برگشته که اتفاقا نقشش را کارگردان فیلم بازی می‌کند تا جایی متوجه این داستان نمی‌شود و باقی ماجرا. داستان لامبورگینی به قدری ساده لوحانه و پرداخت نشده است که پس از چند دقیقه مخاطب تصور می‌کند با یک دورهمی دوستانه روبه‌روست. فیلمساز مطلقا از دکوپاژ و درام چیزی نمی‌داند و زوایای دوربین هم در ابتدایی‌ترین شرایط خود است و احتمالا فیلم تدوین به معنای کلاسیک ندارد و بازیگرانی همچون رضا شفیعی جم و علی صادقی و حتی بقیه بازیگران هر کاری می‌خواسته‌اند جلوی دوربین انجام داده‌اند.

دیدن لامبورگینی علاوه بر اظهار تاسف یک نکته جدی برای نگارنده دارد. این که وزارت ارشاد برای صدور مجوز فیلم اولی‌ها انواع و اقسام سوابق و مدارک را می‌خواهد که یکی از آنها شرط ساخت فیلم بلند است و به‌واسطه همین قانون، کارگردان لامبورگینی با چنین اثری می‌تواند یکی از مدارک پرونده‌اش را کامل کند. فیلمی که یک دهن کجی به قوانین و قواعد فیلمسازی است به سکانس سوار شدن بازیگران فیلم به لامبورگینی و پیاده شدن و شلوغ کاری‌هایشان در این سکانس نگاه کنید تا بدانید توزیع این‌گونه فیلم‌ها چقدر می‌تواند به فرهنگ بصری مردم آسیب بزند. بازیگران توانایی همچون رضا شفیعی جم و علی صادقی هم متاسفانه با بازی در فیلم‌های این فرمی نشان می‌دهند از هوش بالایی برای انتخاب کار برخوردار نیستند و شاید به همین دلیل است که آرام‌آرام تبدیل به چهره‌های فراموش شده‌ای می‌شوند. جالب اینجاست که شفیعی جم در برنامه‌ای همچون خندوانه نشان می‌دهد تا چه حد ظرفیت بالایی برای طنزپردازی دارد و حالا در این فیلم و آثار مشابه نمایش خانگی نه‌تنها از این ظرفیت استفاده درستی نمی‌شود، بلکه به آن توانایی‌ها آسیب هم زده می‌شود.

مجتبی نوایی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

عصر پنجشنبه است. بخار سوپ شلغم، فضای خانه را پر کرده است. جعبه ابزار وسط است. سه‌چهارتا کار کوچک خرده ریزه در خانه باید انجام بدهم. رگلاژ کردن در کابینت‌ها.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر