وی درباره بیماری و شایعه دچار شدنش به سرطان هم گفت: من فکر همه چیز را میکردم، به جز اینکه مریض شوم و به تخت بیمارستان دوخته شوم. میدویدم و کار میکردم. همه چیز از یک قلقلک در گلویم شروع شد. به یکی از دوستانم ـ پژمان ـ گفتم چنین مشکلی دارم. پیش چند متخصص رفتم و چیزی متوجه نشدند، تا اینکه برای انجام کار دیگری پیش دکتری که برادر جانبازم هست، رفتم و او گفت صدای گلویت اذیتم میکند میخواهی معاینهات کنم؟ او معاینهام کرد و گفت یک غده خطرناک روی گلویت نشسته است. مرا اسکن کردند و قرار شد برای عمل بروم. عملی که قرار بود نیم ساعت طول بکشد، شش ساعت و نیم طول کشید و اگر این عمل انجام نمیشد ممکن بود تارهای صوتیام نیز صدمه ببیند، اما خدا را شکر بخیر گذشت، ولی در فضای مجازی به عنوان سرطان این خبر منتشر شد.
مجری «خانواده یک» ادامه داد: دکتر افتخاری که مرا معاینه کرد، روز اولی که مرا دید، گفت نمیدانم تو چه کسی هستی، منشیام میگوید مجری هستی، نمیدانم چه اتفاقی افتاد، معجزه شد یا چه، اما مشکل تو حل شده است. البته هنوز تحت نظرم تا یک وقت این غده برنگردد. من وضو میگرفتم و نماز میخواندم و ساعتها از خدا تشکر میکردم، اما هیچوقت نمیگفتم خدایا چرا من دچار این مشکل شدم، اما خانواده به خاطر بازتابی که این خبر در رسانهها داشت خیلی ناراحت بودند.
وی در زمینه اجرای برنامه نیز گفت: اجرا، فوتبال نیست. من فوتبالیست نیستم که از نفس بیفتم و بروم. شکی نیست جوانترها هم باید بیایند، اما امروز من از نظر شخصیتی پختهتر و کاملتر شدهام و برای مردم مقبولتر هستم. البته در «خانواده یک» اتفاق خوبی افتاده است و برنامه سه مجری جوان هم دارد و همه در کنار هم کار را ادامه میدهیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم