باید به جوانان اعتماد کنیم

ارتقای سطح سواد و تحصیلات عالیه ، تغییر در کارکرد نهاد خانواده و افزایش جمعیت جوان که امروزه زمینه تحولات گسترده ای را در ساختار اجتماعی کشور فراهم آورده است
کد خبر: ۱۰۲۶۰۸
تابعی از حجم جمعیتی است که 25 میلیون جوان 14 تا 29 سال آن را تشکیل داده اند; به طوری که این تحولات به همراه مولفه های گفته شده در پیوستاری عمیق ، سلسله ای از فرصتها و چالشها را پیش روی ایران امروزی قرار داده است که اگر این چالشها به فرصتها تبدیل نشوند و از فرصتها نیز برای ساختن و تقویت نقاط قوت و قابلیت ها استفاده نشود، بتدریج بحران هایی در حوزه های مختلف مربوط به جوانان پدیدار خواهد شد.
در این خصوص فراهم آوردن فرصتهای بازنگری در مجموعه قوانین مربوط به جوانان و بازشناسی خلاؤهای موجود با رویکردی نو و ارائه تعاریف صحیح از مسائل مربوط به جوانان ، از جمله راهکارهایی هستند که برای ایجاد تغییرات موثر درباره مسائل جوانان از سوی کارشناسان پیشنهاد شده است.
با نگاهی منتقدانه به سیر پیگیری و شکل گیری برنامه های جوانان ، آنچه بیش از همه در این حوزه خودنمایی می کند، کاهش مشارکت جوان امروزی در عرصه های مهم تصمیم گیری مربوط به آنها و پرورش نگرش مطالبه خواهی در آنهاست ، در حالی که زمینه های توسعه فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی کشور را یافتن نگاهی نو به وجود می آورد و از آنجا که جوانان منشاؤ نوخواهی و نوگرایی هستند، می توانند در کنار نگاه محافظه کارانه در تکثر و تنوع برنامه ریزی های کشوری موثر واقع شوند; موضوعی که سعید ابوطالب ، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نیز به آن اذعان دارد.
وی از دیدگاهی متفاوت رشد و بالندگی جوان ایرانی امروز را مستلزم تعبیر و تعریفی صحیح از جوانگرایی می داند و معتقد است در تصمیم گیری های کشوری بیش از این باید به جوانان اعتماد کرد، چرا که پیروزی های گذشته ما در تمام عرصه ها محصول اعتماد به جوانان بوده است. آنچه در پی می آید حاصل گفتگو ما با اوست.
با توجه به تحولات اخیری که در ساختار اجتماعی کشور شاهد بوده ایم ، رویکرد کمیسیون فرهنگی دوره هفتم مجلس شورای اسلامی نسبت به حل مسائل جوانان چگونه است؛
دیدگاه کمیسیون فرهنگی در این دوره نسبت به مسائل مربوط به جوانان کاملا متفاوت و همسو با تحولات اجتماعی جامعه امروزی است. ما در مجلس ، فراکسیونی به نام فراکسیون جوانان داریم و چون در این دوره نمایندگان جوان زیر 36 35 سال هم عضو مجلس شورای اسلامی هستند که فاصله سنی و نسلی با جوان امروزی هم ندارند، به طور قطع این دو کمک زیادی به موضوعات مربوط به جوانان می کنند. در واقع کمیسیون فرهنگی با در نظر گرفتن رویه نوگرایی و نواندیشی جوانان و با هدف توسعه فرهنگی به بررسی مسائل مربوط به آنها می پردازد.
این توسعه فرهنگی چگونه همسو با تعلقات و نیازهای جوانان امروزی شکل می گیرد؛
باید توجه داشت که توسعه فرهنگی شکل نمی گیرد مگر این که نگاه فرهنگی ایجاد شود. توسعه در حوزه فرهنگ یعنی پدیدار شدن و تولد یک نگاه و اندیشه نو. ما اگر انگیزه توسعه داریم این انگیزه فقط با جوانان شکل می گیرد ; بنابراین باید امور را به جوانان بسپاریم. جوانان سرشار از نوگرایی و خلاقیت هستند و پیشرفت و توسعه هم در گروی یک نگاه خلاق و جدید است. من معتقدم ما به توسعه دست پیدا نمی کنیم مگر این که نگاه خلاق و منتقد به موضوعات داشته باشیم. اگر به دنبال این نگاه نو و خلاق هستیم باید اجازه دهیم جوانان هم ما را نقد کنند و بیندیشند وقتی انسان از جوانی فاصله می گیرد، رفته رفته شخصیت او به سمت محافظه کاری سوق داده می شود. محافظه کاری ممکن است در یک شرایط سیاسی و اجتماعی درست باشد ولی معطوف به توسعه نخواهد شد. جوان ایرانی به دنبال یک حرکت جدید است ، جسارت و شجاعت دارد و همین صفات مولفه های اصلی برای توسعه هستند.
مشارکت دادن جوانان را در این تصمیم گیری ها چگونه ارزیابی می کنید؛ آیا تعریفی که امروزه ما از جوانگرایی داریم تعریف صحیحی است؛
آنچه سالها با عنوان جوانگرایی تعبیر شده است این بوده که برای جوانان فکر کنیم ; درحالی که من معتقدم جوانگرایی این است که ما اجازه بدهیم جوانان ، هم برای ما و هم برای خودشان فکر و اظهارنظر کنند و راه واقعی را به ما نشان دهند. ذات توسعه یعنی همین ، یعنی نوسازی. این که اجازه دهیم گردش نخبگان هم وجود داشته باشد.
متاسفانه ما تعریف صحیحی هم از نخبه سیاسی نداریم و فکر می کنیم نخبه سیاسی یعنی کسی که عمر طولانی در این عرصه طی کرده باشد. امروز جوانگرایی منحرف شده به این سمت که ما برای جوانهایمان کاری بکنیم. من معتقدم حتی خود جوانان هم در شکل گیری این تفکر اشتباه مقصر بوده اند. چرا؛ چون در مطالباتشان عنوان می کنند که چرا برای ما جوانان فلان کار را نمی کنند. این تفکر اشتباه است. ما در گذشته به جوانانمان اعتماد کردیم.
سابقه های زیبایی از تاریخ مثل جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی خلق شد. چرا حالا ما خودمان به جوانانمان اعتماد نمی کنیم!؛ ما در کدام عرصه تصمیم گیری آنها را وارد کرده ایم!؛ جوانان امروزی ما هم به جای مطالبه گری باید خواسته شان این باشد که بگذارید در تصمیم سازی ها شریک باشیم ; چرا که آرزوها موجب پیشرفت و تغییر می شوند.
در این خصوص حل مسائل مربوط به جوانان ، چه طرحهایی در مجلس در حال بررسی است؛ آیا رویکرد جوانگرایی در این طرحها دیده شده است؛
ما 2 طرح تسهیل ازدواج و ساماندهی مد و لباس را در مجلس داشتیم که هر دو تصویب شده اند.
طرح اول مربوط به آسان سازی ازدواج و اشتغال جوانان بود. همان طور که می دانید هر سال باید در برنامه بودجه ، اعتباری برای آن در نظر گرفته شود. درخصوص طرح ساماندهی مد و لباس معتقدم نگاه جوانگرایانه کمیسیون فرهنگی بود که پیگیر این مساله شد. به دلیل این که برخی نمایندگان معتقد بودند شکستن شرایط فعلی و ایجاد یک شرایط نو ممکن است مشکلاتی را به وجود آورد و به طور طبیعی طرح با مقاومت هم روبرو شد; اما کمیسیون فرهنگی با این تفکر که پدیده ای به نام مد و مدگرایی براساس یک نیاز طبیعی جوانان ایرادی ندارد و ما می توانیم براساس فرهنگ خودمان حتی مدسازی کنیم این مقاومت را از میان برد; البته در این میان فضای رسانه ای و مطبوعاتی ناسالم از طریق رسانه های بیگانه این تصور غلط را ایجاد کرد که طرح ساماندهی مد و لباس در صدد اعمال محدودیت است ، در حالی که ما معتقدیم حجاب و پوشش مورد نظر ما اصلا در یک مدل تعریف نمی شود، یعنی ما هم برای خانمها و هم برای آقایان می توانیم در صدها مدل و رنگ حجاب داشته باشیم.
این تفکر چقدر با فرهنگ ایرانی و ایدئولوژی حاکم بر جامعه ما سنخیت و همخوانی دارد؛
ببینید در دین اسلام ، ایدئولوژی و فرهنگ ما مشکلی با رنگ و مدل وجود ندارد. کسی با مفهوم و پوشش حجاب هم مشکل ندارد; چون حجاب و پوشش مثل توحید و یگانه پرستی جزیی از ذات مردم و تاریخ اصیل ماست و ارتباطی با فرهنگ کنونی ما ندارد، بنابراین سرزمینی که مهد فرهنگ است یعنی پویاست ، قابلیت پذیرش این تکثر را دارد. ما در تئوری مشکلی با طرح پوشش لباس نداریم ، اما در عمل چون سالها با یک نگاه محافظه کارانه روی آن کار نکرده ایم ، دچار دغدغه و انسداد شده ایم . درواقع اعضای کمیسیون فرهنگی همه به دنبال این هستند که با ایجاد تکثر و فردیت برای افراد از این انسداد خارج شویم.
این ایجاد فردیت و تکثرگرایی چگونه به وجود می آید؛ نقش دولت را در این رابطه چگونه می بینید؛
در تفکر اسلامی و ایرانی ما برای فردیت انسان ها ارزش قائل شده است . نبود این فردیت موجبات خستگی و دلزدگی را فراهم می آورد; بنابراین ما باید اجازه دهیم که براساس اصول فرهنگی مان راهها و شکلهای متفاوتی شکل بگیرد.
خیلی از افراد با این تفکر مخالف هستند، اما وقتی از دایره بزرگ و غنی فرهنگی مان استفاده نکرده ایم طبیعتا با مشکل مواجه می شویم. اکنون این جسارت در کمیسیون فرهنگی به وجود آمده و دولت هم موظف است در جهت شکل گیری مدهای مختلف با در نظر گرفتن تمام اصولی که به آن معتقدیم و در چارچوب فرهنگ ، ارزش و مبانی فکری که داریم ، شاید شرایط جهانی ما را در آن وضعیت گرفتار کرده باشد، اما ما به تعداد 70 میلیون نفر ایده و تفکر داریم ، بنابراین نمی توانیم همیشه شاهد هم شکلی و هم سلیقگی باشیم.
ارتقای سطح فکری و زمینه سازی برای آشنایی بیشتر جوانان با واقعیت های مهم زندگی ، استحکام پیوندهای خانوادگی را به دنبال دارد. با توجه به وجود باورها و سلیقه های متفاوت در جامعه ما درخصوص مساله ازدواج جوانان با مشکل مواجه هستیم ; این که بیشتر جوانان ما اطلاعی از شرایط زندگی مشترک ندارند. نظر شما چیست؛
ببینید ما باید یک واقعیت را بپذیریم که جامعه کنونی ما در حال گذار است ، از شرایطی که اسمش را سنتی می گذاریم به شرایطی که نه مدرنیسم و تجدد بلکه متفاوت از شرایط قبلی است و این گذار چالشی است که نه تنها در مورد ازدواج و خانواده که حتی درخصوص اشتغال ، روابط بین فردی ، نسبت فرد با جامعه ، جمع گرایی ، فرهنگ پذیری از قبل و تاثیرپذیری از فرهنگ های دیگر و مقابله با آن مواجه هستیم. ما در این مرحله گذار ضمن این که باید آن فرهنگ سنتی را نقد کنیم باید شرایط جدید را طوری تعریف کنیم که اصلا چیز هولناکی نیست ; البته نباید انتظار داشت که مجلس این دوران گذار را تسهیل کند. کارکرد مجلس نیست. کارکرد اندیشمندان و نخبگان و اصحاب رسانه های جمعی است . در این شرایط روابط زن و مرد در جامعه ما تعریف نشده است. نسبت زن در جامعه ما و خانواده اش تعریف درستی ندارد.
علاوه بر این ، بافتهای جمعیتی داریم که از این مرحله گذار عبور کرده و خودشان را با آن وفق داده اند; اما خرده فرهنگ ها و بافتهای جمعیتی را نیز داریم که هنوز عبور نکرده و در دوران سنتی مانده اند. طبیعی است که این شکاف فرهنگی و اجتماعی بحران ایجاد می کند. متاسفانه برخی اوقات مسوولان هم متوجه نیستند که این چالش یک مساله فرهنگی است نه سیاسی و این منجر به وقوع برخی پدیده ها حتی در عرصه سیاسی و اقتصادی می شود که شکاف میان نسلی و حتی شغلی نیز پیامد آن است. ما باید بتوانیم این شکاف فرهنگی را پر کنیم و ابزار آن ، رسانه و هنر است.
با در نظر گرفتن این شکاف ، چقدر در برنامه ریزی هایمان باید مقوله هایی مثل ارتباط با خانواده ها و سیاست های دستگاه های مرتبط با جوانان و همگرایی منطقه ای و بومی را در نظر بگیریم؛
به عنوان عضو کمیسیون فرهنگی معتقدم که چالش اصلی ما در کشور، یک چالش فرهنگی است. موضوع ما توسعه سیاسی و اقتصادی نیست. باید توسعه فرهنگی ایجاد کنیم. توسعه فرهنگی مبنای توسعه های دیگر است ، یعنی توسعه تامین و تبیین باورهای انسانی. کمیسیون فرهنگی هم با همین باور موانع این توسعه را کشف ، بررسی و حل می کند.
درخصوص موضوع اشتغال جوانان صحبت کنید. به نظر شما آیا سیستم آموزش و پرورش کنونی ما در خصوص اشتغال ، نیروی متخصص پرورش داده است یا خیر؛ چرا ما در کشور با افرادی با مدارک عالیه تحصیلی مواجه هستیم که بیکارند؛
مفهوم اشتغال هم مانند دیگر مفاهیم در حال تغییر است و قوانین و برنامه های ما هم باید موازی با آن حرکت کند. در حوزه آموزش و پرورش هم با تصورات و انتظارات غلطی مواجه هستیم.
سیاست آموزش و پرورش ما این است که یک فرد برای رشد باید تحصیل کند. این اشتباه است ; چرا که بهترین سالهای عمر یک فرد صرف اموری می شود که شاید دلخواه او هم نباشد. تلاش برای قبولی در کنکور، کلاسهای تقویتی ، تست و همه اینها بهترین دوران زندگی یک جوان را می گیرد. چرا؛ چون اجازه آزمون و خطا و انتخاب به فرزندانمان نداده ایم. سیستم آموزش و پرورش ما کهنه است و اغلب از این سیستم هیچ فرد دانشمندی بیرون نمی آید، چون در جهت خودسازی و غنی سازی دانش آموز جلو نمی رود. ما نباید اشتغال ایجاد کنیم. این خود افراد هستند که با باور خود باید برای خودشان اشتغال ایجاد کنند. درست است که سیستم آموزش و پرورش ما موازی با اشتغال حرکت نکرده است ، اما معتقدم فرصتهای کار بسیاری در کشور وجود دارد، ولی این مساله ترویج شده که اشتغال یعنی یک کار اداری و پشت میزی. ما باید در خصوص آموزش و حتی اوقات فراغت جوانان و فرزندانمان شرایطی فراهم آوریم که چگونه زیستن را یاد بگیرند و تجربه اش کنند. ما بسیار هزینه می کنیم ، در حالی که بهترین لحظات جوانانمان را از میان می بریم. ما در ازدواج ، تحصیل ، کار و حتی در عشق به جای آنها تصمیم می گیریم. به طور قطع افرادی ناپخته به اجتماع تحویل می دهیم که از زندگی خود راضی نیستند و راهی را طی کرده اند که خودشان آن را تعیین نکرده اند.
با این اعتقاد و با در نظر گرفتن شرایط فعلی جامعه ما با بیکاری و نبود امکانات مالی ، جوان امروزی در یک دایره بسته قرار گرفته است که از آن نمی تواند عبور کند؛
من به مشکلات مالی و خانوادگی افراد معتقدم. بر این باورم که جوان می تواند از این موانع عبور کند. تن دادن به شرایط جامعه به جوانی نیاز ندارد. جوان کسی است که در قالب نمی گنجد. راه عبور را هر کسی خودش باید بیابد و برای خودش زندگی کند جوانان به عنوان نیروی فعال و پویای دنیای امروز باید خودشان علت ناکامی هایشان را جستجو کنند.
عملکرد فراکسیون جوانان و سازمان ملی جوانان را در پیگیری مسائل جوانان چگونه می بینید؛
فراکسیون جوانان هیچ عملکرد مشخصی تا به حال نداشته است و معتقدم سازمان ملی جوانان چون موضوعی به نام جوانان را نمی شناخت ناکارآمد بود.
و حرف آخر...؛
تا زمانی که فکر می کنیم ما باید برای جوانان تصمیم بگیریم و جوانان هم این اجازه را بدهند، هیچ تحول جدیدی نخواهیم داشت.


سمیه فصاحت
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها