در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساعتی بعد مقابل ساختمان قدیمی آجر سه سانتی توقف کرد. چند نفر از اهالی در محل جمع شده بودند. بازار فیلم گرفتن از رفت و آمد پلیسها هم داغ بود. کارآگاه با نشان دادن کارت خود وارد ساختمان شد. قتل در طبقه اول ساختمان رخ داده بود. سروان پس از ورود به آپارتمان با جسد در پذیرایی روبهرو شد. رد خون از کنار سر مقتول جاری و دکتر در حال معاینه جسد بود.
افسر تجسس کلانتری که پس از اطلاع از قتل، تحقیقات برای کشف راز جنایت را آغاز کرده بود با مشاهده سروان به سمت او آمد و در گزارش خود گفت: ساعت هشت و نیم شب از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 قتل زنی به کلانتری اعلام شد. من همراه یکی از سربازان کلانتری راهی آدرس مورد نظر شده و وقتی وارد خانه شدیم با جسد زن میانسال روبهرو شدیم. به نظر میرسد او را با ضربهای به سرش به قتل رساندهاند. با توجه به بهم ریختگی خانه احتمال قتل با انگیزه سرقت قویتر از بقیه انگیزههاست. آثار ورود به زور روی در مشاهده نشده به همین دلیل احتمال میدهیم قاتل با قربانی خود آشنایی داشته و به راحتی وارد خانه شده است.
چه کسی جسد مقتول را پیدا کرده است؟
مقتول به نام صغری به تنهایی در این خانه زندگی میکرده و امشب برادر او به خانهاش میآید، هر چه در میزند خواهرش در را باز نمیکند به همین دلیل در را شکسته و با جسد خواهرش روبهرو میشود.
همسایهها مورد مشکوکی را ندیدهاند؟
صغری زنی بداخلاق و گوشهگیری بود و با همسایهها ارتباطی نداشت. به همین دلیل همسایهها سعی میکردند در زندگی و رفت و آمد او دخالتی نکنند. یکی از همسایهها حدود ساعت هفت صدای شکسته شدن ظروف را از خانه صغری شنیده است.
سروان سپس به بررسی خانه پرداخت. در پذیرایی آثاری از بهم ریختگی دیده نمیشد، اما کمد دیواری و کشوی میز داخل اتاق خواب بهم ریخته بود. به نظر میرسید، قاتل به دنبال محل نگهداری پول و طلاها بوده است. سروان دوباره به پذیرایی برگشت. مقتول مانتوی و شال مشکی پوشیده بود و کفش چرمی به پا داشت. در فاصله یک متری جسد سینی چای و استکان شکسته روی زمین افتاده بود.
پزشک جنایی با معاینه جسد، وسایلش را جمع کرد و به سمت کارآگاه آمد و در گزارش خود گفت: حدود سه ساعت از قتل میگذرد. ضربهای محکم به پشت سر مقتول باعث مرگ او شده است. همین ضربه که غافلگیرانه وارد شده، مرگ زن میانسال را رقم زده است.
کارآگاه پس از بررسی محل و تحقیقات میدانی به بازجویی از برادر صغری پرداخت. مردی قد بلند و قوی هیکل که حدود 35 سال سن داشت و به نظر میرسید از مرگ خواهرش زیاد هم ناراحت نیست.
ارتباط خوبی با خواهرت نداشتی؟
ارتباطمان سرد بود، اما با هم دشمن نبودیم. اختلافهایی داشتیم که هیچ وقت نتوانستیم آن را حل کنیم.
اختلافها سر چه بود؟
او فکر میکرد چون از من بزرگتر است، حق زورگویی دارد. حتی ارثیهای را که از پدرم به من رسیده بود نمیداد. آن را در بانک گذاشته بود و هر ماه سودش را به من میداد. میگفت تو بیعرضه هستی و نمیتوانی زندگیات را اداره کنی. هر ماه هم پول کمتری به من میداد و وقتی اعتراض میکردم مدعی میشد که ولخرجی میکنم.
امشب برای گرفتن پول به اینجا آمدی؟
نه. ظهر خواهرم زنگ زد و مرا برای شام دعوت کرد. فکر کردم میخواهد آشتی کند و حق ارثم را بدهد. وقتی به اینجا رسیدم در ورودی ساختمان باز بود. مقابل آپارتمان آمده و هرچه در زدم در را باز نکرد. نگران شدم. او عادت نداشت زیاد از خانه بیرون برود. آن هم وقتی قرار ملاقات گذاشته بود. با ضربهای در را شکستم و وارد خانه شده و از صحنهای که دیدم شوکه شدم. او را کشته بودند.
انگیزه قتل چه بود؟
خواهرم پول و طلای زیادی در خانه داشت. بعد از قتل همه آنها سرقت شده است. هر چه به او میگفتم پول و طلا را در خانه نگهداری نکن قبول نمیکرد.
سروان بعد از بازجویی از مرد جوان او را بازداشت کرد تا در اداره آگاهی درباره انگیزهاش از قتل تحقیق کند.
پاسخ معمای قتل همسر در آشپزخانه
سروان میری با اشاره به دو دلیل، مرد جوان را به عنوان قاتل همسرش معرفی کرد:
1 ـ همسایه متوجه رنگ آبی ماشین قاتل شده بود. در حالی که همسر مقتول هم ماشین آبیرنگ داشت.
2 ـ متهم مدعی بود در حال رنگآمیزی مجسمه بوده و سریع آمده، اما لباس رسمی به تن داشت.
در مسابقه شماره گذشته 1807 نفر شرکت کرده بودند که 513 نفر پاسخ صحیح داده و از میان پاسخهای صحیح ابوالحسن سرای از بابل و زهرا جلالی از سراوان به قید قرعه
برنده شدهاند.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: