اما همین فضای مجازی اکنون به چاقویی دولبه تبدیل شده و گاهی روی لبه «بی اخلاقی» آن بیشتر نمایان است. اینکه چرا و چگونه این فضای مجازی یا باید کنترل و یا به آن توجه شود خیلی صریح نیست. البته اینکه باید آموزش یا فرهنگ سازی فضای مجازی پیشتر از اینها باید انجام میشد، موضوع دیگری است.
اگر به بحث فرهنگسازی فضای مجازی پیش از آنکه اینطور فراگیری و قدرت نفوذ داشته باشد توجه میشد، شاید امروز کنترل بهتر و دقیقتری روی آن انجام میگرفت.
به هر حال باید بپذیریم که امروز فضای مجازی حرف اول تبادل اطلاعات را میزند و قدرتی را که این غول ارتباطی در کشورمان دارد به هیچ شکل نمیتوان نادیده گرفت.
اگر نیمنگاهی به همین غول ارتباطی در دیگر گشورها بیندازیم متوجه میشویم که در وهله نخست باید شیوههای استفاده و چگونگی ارتباطگیری با آن را در جامعه آموزش میدادیم و سپس درهای این جهان الکترونیکی را به روی مردم باز میگذاشتیم. البته یکی دیگر از آفتهای فضای مجازی، نداشتن سن و سال استفاده از آن است و متأسفانه امروزه مردم براحتی تلفنهای هوشمند و اینترنت پر سرعت را در دسترس کودکان و نوجوانان میگذارند بدون اینکه از آفتهای آن اطلاع داشته باشند.
متاسفانه فوروارد و ارسال مجدد برخی اطلاعاتی که هیچ مبنایی برای تائید آن وجود ندارد به یک تفریح تبدیل شده است و هر مطلبی و با هر عنوانی و بدون در نظر گرفتن صحت و سقم آن، ارسال مجدد در گروهها و کانالهای مختلف انجام میشود و موجهای اینترنتی با مطالب غیرواقعی رخ میدهد.
اگر پیشتر برای آموزش استفاده از ابزار آلات فضای مجازی وقت گذاشته بودیم و آموزش آن را مد نظر قرار میدادیم، امروز درگیر اینچنین مشکلاتی نبودیم. ضمن اینکه خانوادهها هم باید خود را در این راه مسئول بدانند و استفاده بیمورد از فضای مجازی و تلفنهای همراه هوشمند را حداقل از دسترس کودکان و نوجوانان خارج کنند.
همچنین والدین هم باید در زمانهایی که در منزل هستند به گونهای مفید از وسایل ارتباطی استفاده کنند، زیرا کودکان تمام رفتارهای والدین خود را زیر نظر داشته و دوست دارند مطابق رفتارهایی که پدر و مادر خودشان انجام میدهد، دنبال کنند. در چنین شرایطی نباید از کودک توقع داشت که سراغ گوشی تلفن همراه هوشمند نرود، زیرا خودمان در منزل به او آموزش میدهیم که خیلی سریع سراغ این فضای مجازی برود و مابقی ماجراها رخ میدهد. این روزها متاسفانه یکی از تفریحات برخی در فضای مجازی، بازنشر مجدد خبر مرگ هنرمندان، ورزشکاران یا چهرههای مورد قبول است، زیرا احساس میکنند اگر به عنوان اولین نفر این خبر را بازنشر دهند، انسان بزرگ و مطلعی هستند و مابقی اطرافیان باید به او استناد کنند، به همین دلیل اطمینان به بازنشر این اخبار اقدام میکنند، با این همه این امید وجود دارد که روزی آنقدر شرایط آشنایی استفاده صحیح از فضای مجازی بالا باشد که با چنین اخباری روبهرو نباشیم و بتوانیم از لبه دیگر این فضای مجازی که میتواند زندگی مردم را تسهیل کند، استفاده کنیم.
اسماعیل ابراهیمی
کارشناس رسانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم