در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درست است که حد و مرز گذاشتن در بعضی موارد باعث نظم و ثبات کاری میشود، اما بد نیست یک جاهایی این حد و مرزها را برداریم و زمانی را در کنار قشرهای مثلا پایینتر از خودمان بگذرانیم مثلا مرزهای مدیر و کارمند. صاحبخانه و مستاجر، ثروتمند و فقیر، پدر و فرزندان و خیلی موارد دیگر. مرزهایی که فخر وتکبر در آنها دخیل باشد باعث سلب آزادی و در بند گرفتن خودمان میشود و دیدگاه ما را نسبت به آدمهای اطرافمان تغییر میدهد. همچنین باعث میشود هیچ وقت نتوانیم لذت غذا خوردن یا گپ و گفت خیلی ساده را در کنار یک قشر مثلا پایینتر از خودمان را داشته و لذت ببریم. حتی از نظر شخصیتی باعث ایجاد توقعات بیجا در ما میشود. میتوانیم بدون هیچ حد و مرزی بهجای تنها غذا خوردن آن روز را در کنار کارمندان و همراه با آنها را میل کنیم. حتی در کنار نگهبان منزل با او یک چای گرم دبش بنوشید. چرا باید این قواعد سخت را مثل حصار دور خودمان بچینیم و دیگر خودمان را هم فراموش کنیم؟ پس بیاییم با یک جمله راهبردی «دل به دریا زدن» این مرزهای تکراری و مصنوعی را بشکنیم و ورود خود را به دنیای بیآلایش و بدون هیچ حد و مرز مصنوعی خوش آمد بگوییم. صرف نظر از پول و شغل، همه آدمیم و دارای کرامت والای انسانی.
دکتر مجتبی لشکر بلوکی میگوید بعضی واژهها قدرت تخریب گری بالایی دارند مثل واژه چرا؟
به عنوان مثال:
از خودتان بپرسید چرا من به عنوان مدیر انتظار دارم که همیشه افرادی که در چارت سازمانی در رده پایینتر هستند به دیدن من بیایند؟
و تصور کنید که شما به اتاق آنها بروید و از خود بپرسید چراکه نه؟
این مرزها را بشکنید.
اعظمسادات سیدبرقی - روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: