در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دیگر حس کنجکاوی نبود و مطمئن شده بود حادثهای تلخ رخ داده است. وارد خانه شد و وقتی به آشپزخانه رفت با جسد مینا روبهرو شد که کارد آشپزخانهای داخل سینهاش فرو رفته بود. شوکه شده بود. چند لحظه مکث کرد و بعد صدای جیغ او همسایهها و چند دقیقه بعد ماموران را به آنجا کشاند.
با تائید قتل از سوی افسر تجسس کلانتری موضوع به سروان میری اعلام شد و او را از خانه به محل قتل کشاند. عقربههای ساعت 5 را نشان میداد که سروان به مقابل ساختمان سبز رسید. خودروهای پلیس و پزشکی قانونی مقابل ساختمان پارک بودند و سربازان کلانتری سعی میکردند از نزدیک شدن اهالی به ساختمان جلوگیری کنند.
همهمهای در جمعیت به پا شده بود. صدای ترمز خودرویی ناگهان سکوت را بر همه جا حاکم کرد. یک خودروی آبی رنگ مقابل ساختمان توقف کرد و مردی شیک پوش با کت و شلوار قهوهای رنگ سراسیمه از آن خارج شد و به سمت ساختمان دوید. سرباز کلانتری سد راه او شد. مرد جوان در حالی که اشک میریخت، فریاد میزد: همسرم را کشتهاند شما مانع حضور من در خانهام میشوید. با حرکت دست سرباز را کناری پرت کرد و وارد ساختمان شد. سرباز خواست دنبالش برود که سروان جلویش را گرفت.
کارآگاه با راهنمایی سرباز به طبقه سوم رفت. چند نفر از ساکنان در راهروی این طبقه حضور داشتند. سعی میکردند مرد شیکپوش را آرام کنند.
سروان وارد آپارتمان شد. وسایل خانه سرجایش بود و آثاری از بهم ریختگی و سرقت دیده نمیشد. به نظر میرسید انگیزه قتل انتقامجویی بوده است. به آشپزخانه رفت. دکتر در حال معاینه جسد بود. زن جوان لباس خانه به تن داشت و از روی رد خون میشد فهمید ضربه به سینهاش اصابت کرده و مرگ او را رقم زده است.
باید منتظر میماند تا معاینه دکتر تمام شود. در این فاصله سراغ افسر کلانتری رفت تا گزارش اولیه قتل را بگیرد.افسر تجسس کلانتری که اولین نفر در صحنه قتل حاضر شده بود به سروان میری گفت: ساعت 4 و 30 دقیقه از طریق مرکز 110 به ما اعلام شد زنی را در محدوده استحفاظی ما کشتهاند. سریع به اینجا آمدیم و بررسیهای خود را آغاز کردیم. مقتول زنی 35 ساله به نام مینا بود که با یک ضربه چاقوی آشپزخانه به قتل رسیده است. هیچ آثاری از سرقت و ورود به زور به داخل خانه دیده نمیشود و به نظر میرسد انگیزه قتل انتقامجویی بوده است. قاتل هنگام فرار به خاطر عجلهای که داشته در را کامل نمیبندد. همین باز بودن در خانه باعث شک همسایه طبقه بالایی و
او وارد خانه شده و با دیدن جسد، همسایههای دیگر و پلیس را باخبر کرده است.
کسی قاتل را ندیده است؟
نه، فقط پیرمردی که آن سوی خیابان دستفروشی میکند، میگوید مردی را دیده که از خانه خارج شده و با یک دستگاه خودروی آبی رنگ رفته است. البته مطمئن نیستم این فرد همان قاتل مورد نظر ما باشد.
قاتل و همسرش با کسی اختلاف نداشتند؟
تا جایی که ما تحقیق کردهایم آنها آرام بودند. البته گاهی درگیری داشتند که طبیعی است.
سروان با دیدن دکتر که در حال خروج از آپارتمان بود سراغش رفت و گزارش معاینه اولیه جسد را خواست. پزشک جنایی در حالی که عجله داشت زودتر برود، گفت: همان یک ضربه کار را تمام کرده است و روی بدن مقتول آثار درگیری دیده نمیشود. به نظرم ضربه سریع و غافلگیرانه وارد شده است.
کارآگاه به تحقیق از زن همسایه پرداخت اما او حرف تازهای نداشت و همان صحنهای را تشریح کرد که افسر تجسس تعریف کرده بود.
برای رازگشایی از قتل به بازجویی از همسر مینا پرداخت. مطمئن بود که او قاتل است و اما برای این که بتواند او را مجبور به اعتراف کند باید دلایل قانعکننده پیدا میکرد.
با کسی اختلاف داشتید؟
نه. ما سرمان در زندگی خودمان بود و به کسی کاری نداشتیم.
وسیلهای از خانه سرقت شده است؟
این طور که من دیدهام نه.
امروز کجا بودی؟
بعد از ناهار به کارگاه مجسمهسازی خود رفتم. در حال کار روی مجسمهای بودم و باید آن را سریع آماده میکردم و تحویل مشتری میدادم. در مرحله رنگآمیزی بودم. صاحب کارگاه تماس گرفت و گفت: تلفن کارت دارد. وقتی جواب دادم همسایه طبقه بالایی بود. ماجرا را تعریف کرد و من بدون این که به صاحبکارم چیزی بگویم، راهی خانه شدم.
سروان که دلایل کافی را پیدا کرده بود، دستور بازداشت مرد جوان را صادر کرد تا در اداره آگاهی درباره انگیزهاش از قتل تحقیق کند.
پاسخ معمای قتل یا خودکشی؟
سروان میری با اشاره به دو دلیل برادر مقتول را به عنوان قاتل معرفی کرد.
1 ـ وقتی مقتول در حال سیگار کشیدن با دست چپ است نشان میدهد که او چپدست است. اگر قصد شلیک داشت حتما با همان دست شلیک میکرد.
2 ـ زمان قتل و حضور متهم در خانه و از سوی دیگر شنیدن صدای تلویزیون توسط همسایه، اما سکوت در زمان ورود مادر از دلایل دیگر قتل بود.
در مسابقه شماره گذشته 973 نفر شرکت کرده بودند که 228 نفر پاسخ صحیح داده و از میان پاسخهای صحیح محسن لری از تهران و هانی امید از مراغه به قید قرعه برنده شدهاند.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: