باید دلواپس خلیج فارس بود، چون برخی از هشت کشوری که به شکل مستقیم از آن بهرهبرداری میکنند، دغدغه حفظ آن را ندارند؛ اگر غیر از این بود، آلودگیهای نفتی سفرهاش را در خلیج فارس پهن نمیکرد و هر سال حدود یک میلیون و 200 هزار بشکه نفت وارد آبهای این نگین فیروزهای فراموش شده نمیشد.
آلودگیهای نفتی و ورود پسابهای صنعتی، از عوامل تهدیدکننده اصلی خلیج فارس هستند. پساب، آبشیرینکنها و صنایع سنگین مثل پتروشیمی و پالایشگاه کشورهای بهرهبردار به جایی جز آبهای خلیجفارس سرازیر نمیشود.
صید بیرویه با تورهای بزرگ، یکی دیگر از عوامل تهدیدکننده حیات در خلیجفارس است، زیرا روشهای بیرحمانه صید در خواب مسئولان انواع گونههای جانوری را کشته و آسیبجبرانناپذیری به اکوسیستم وارد کرده است.
گرم شدن دمای آب و رسوب ریزگردها را نیز باید از عوامل تهدیدکننده خلیج فارس دانست، زیرا رسوب ریزگردها سبب کاهش عمق آب شده و علاوه بر این، حیات مرجانها را تهدید میکند.
اگر هنوز خلیج فارس شرایط بحرانی پیدا نکرده، دلیلی برایش نیست، جز این که مرجانهای فداکار آلودگیهای این پهنه آبی را جذب خود میکنند، اما آلودگیهایی که وارد خلیج فارس میشد در کنار توسعه ناپایدار، امان مرجانها را بریده و باید گفت، مرجانها نیز شرایط خوبی ندارند. به همین دلیل این نگرانی وجود دارد که با از بین رفتن مرجانها، توان خودپالایی خلیج فارس و دریای عمان از دست برود و فاجعه زیستمحیطی دیگری اتفاق بیفتد تا انسانها یاد بگیرند فارغ از مسائل سیاسی، دلواپس محیط زیستشان باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم