در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی داشتیم می رفتیم خونه، خاله ام گفت خوش باشین، شادیهاتون رو با ما قسمت کنید. فکر کردم برای اینکه زیاد خوردم اینو می گه، ولی وقتی رفتم خونه با صحنه شگفت انگیزی رو به رو شدم. میز ناهارخوری وسط پذیرایی بود و... اما دیگه نبود و یک پیانو جاش رو گرفته بود! قبل از این که مامانم در رو باز کنه توی آسانسور به من گفت: آدم از یک روز بعدشم خبر نداره حتی از یک دقیقه بعدش، شاید امشب یکی از بهترین شبهای زندگیت باشه. توی دلم خندیدم و گفتم عمرا امکان نداره می خوام برم بخوابم دیگه. چه بهترین شب زندگی؟ ولی وقتی وارد خونه شدم همون طور که می دانید میزناهارخوری وسط اتاق پذیرایی بود و پیانو جاش رو گرفته بود و اینم بهترین شب زندگی من فعلا تا 10 سالگی واقعا آدم از فرداش خبری نداره هیچ وقت این فکر و نکن شاید امروز یا امشب بهترین لحظه زندگیت رقم بخوره.
صدف صداقتی از تهران
زندگی، آبتنی کردن در حوضچه اکنون است، فراموش کنید اتفاقهای بد را و به روزهای خوب فکر کنید.
مریم حاجیبابایی از اهواز
لطفا درباره بیماری صرع و تشنج بنویسید.
احد جانملکی از بوشهر
چاردیواری: دوست و همراه عزیز چاردیواری پیش از این درباره صرع نوشتهایم، اما در فرصتهای پیش رو بیشتر خواهیم نوشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: