این هم شد گزارش؛ جدی نگیرید

یک صبح دیگر و یک روز دیگر نوازش دلنواز نور آفتاب روی صورتم وای که چقدر زندگی قشنگ است باید یک روز نو را شروع کنم با یک پدر و مادر نو فکر کنم پدر و مادر این ما هم هر دو دبیر باشند پدرم دبیر ریاضیات و مادرم دبیر علوم اجتماعی
کد خبر: ۱۰۲۱۶
تصورش را بکنید ؛ زندگی این شکلی هم پر از تنوع و شادی است آدم ، چشمهایش را باز کند و ببیند که پدر و مادرش عوض شده اند؛ ماهی یک بار، سالی یک بار، شاید هم چند سال یک بار، همه چیز به سلیقه آدم بستگی دارد؛ به خواستش ، به نوع نگاهش، به خود خودش! واقعا ما جوانها چقدر به این موضوع فکر کرده ایم؛ تا چه حد این مساله برای ما عادی شده است ؛ این که همه چیز از پیش تعیین شده باشد؛ چشمهایت را باز کنی و ببینی که پدر و مادرت مشخص شده اند و باید یک عمر با همین پدر و مادر سرکنی چرا چپ چپ نگاه می کنید؛ و چه اشکالی دارد سوژه گزارش این دفعه این طور باشد؛همه به این مساله یکسان نگاه نمی کنند؛ بعضی ها این امر را خیلی عادی می دانند و معتقدند که حتی اگر حق انتخابی هم داشتند؛ این موضوع را به طبیعت واگذار می کردند. لیلا یکی از همین هاست ؛ او عقیده دارد: اگر من حق چنین انتخابی را داشتم ، این حق را به طبیعت واگذار می کردم ؛ یعنی اجازه می دادم همین روند عادی طبیعت ادامه پیدا کند. او می گوید : برای چه باید در قوانین طبیعت دخالت کنم؛ هر طور مقدر شده همان خواهد شد در مقابل آرش بیست وچهار ساله معتقد است که در این صورت چه دنیای رنگارنگی در برابر ما قرار می گرفت دنیای انتخاب ، دنیای ایده آل ؛ هر روز با یک پدر و مادر، تجربه زیستن ها و زندگی های متفاوت ، تجربه یک زندگی پرشور و حال و تجربه آزادی اگر این اتفاق بیفتد، هر کس در طول حیات خود، در واقع تجربه تمامی انسان ها را طی یک زندگی به دست می آورد؛ تو از بینوایی و فقر می دانی ، ثروت و پول را می شناسی ، رنج کارگر را درک می کنی و باریدن پول بر سرت و وفور نعمت را نیز درمی یابی ، با یک خانواده شهرنشین و مدرن زندگی میکنی و با عشایرنشینها نیز حتی فکر کردن به آن ، انسان را گیج می کند؛ چه برسد به زندگی کردن در این حال و هوا حق انتخاب پدر و مادر محمد دانشجوی رشته الکترونیک با تکرار این جمله ، چشمانش را گرد می کند و می گوید: " در دنیا خیلی چیزها هست که آدم از آنها سر در نمی آورد؛ اگر بخواهی تک تک آنها را اسم ببری ، چند شب و چند روز وقت لازم داری . یکی از آنها حق انتخاب پدر و مادر از طرف فرزند یا انتخاب فرزند از طرف پدر و مادر است اگر این امر به صورت عادی و طبیعی باشد، هیچکدام از دو طرف حق چنین انتخابی را ندارند، مگر در مواقع استثنایی و ویژه مثل زن و شوهری که بچه ای را به فرزندی قبول می کنند که در این صورت هر دوطرف حق دارند همدیگر را انتخاب کنند. انسان انتخاب می کند؛ حتی اگر انتخابش از نظر بعضی ها عجیب و غریب باشد. اگر دست من بود، حتما یک زن و شوهر روستایی را به عنوان پدر و مادر انتخاب می کردم ، صبحها با صدای خروس بیدار می شدم و همراه پدر و مادرم به مزرعه و کار می رفتم اصلا دوست نداشتم درس بخوانم ، کاش پدر و مادرم میانسال بودند تا من عصای دستشان می شدم من عاشق حیوان ها هستم ؛ گاو، گوسفند، سگ ، تصورش را بکنید توی مزرعه گندم دراز می کشیدم و ماه و ستاره ها را تماشا می کردم؛ وای که چه لذتی داشت اینها صحبتهای کاوه بیست ساله است . با او در پارک ملت در حالی که قلاده سگی را به دست دارد صحبت می کنم عجیب است او دوست دارد از دنیای مدرنی که در آن اسیر است ، رها شود. ولی همه مانند کاوه نیستند، بسیاری نیز در آرزوی پدر و مادری متفاوتند ؛ ولی متفاوت از نظر اخلاقی و رفتاری ساناز می گوید: ببینید، نه این که من از پدر و مادرم ناراضی باشم یا آنها را نپسندم ؛ ولی خوب همیشه ، همه چیز باب میل آدم نیست من ، پدر و مادرم را با همین وضع و با همین سطح فرهنگی که دارند، دوست دارم ؛ با همین چهره ها البته بدم نمی آمد بعضی از رفتارهایشان تغییر می کرد، ولی در کل اگر من حق چنین انتخابی را داشتم ، همین پدر و مادر را انتخاب می کردم ؛ با همین شکل و سر و وضع ؛ ولی با یک اخلاق دیگر و با یک شغل دیگر! آخر می دانید، پدرم در یکی از وزارتخانه ها، یک مقام دولتی دارد و این اصلا باب میل من نیست . خیلی ها آرزو می کنند که پدر و مادرشان یک پست دولتی داشته باشد؛ ولی ساناز از این نظر با خیلیها فرق دارد شیوا هم با خیلیها فرق دارد. شیوا27 ساله است و دانشجوی فوق لیسانس رشته حقوق ، پس از کلی کلنجار رفتن متوجه پرسشم می شود و به او برمی خورد که چرا پدر و مادری دیگر؛ دستهایش را با حالتی خاص تکان می دهد و با هیجان صحبت می کند او اعتقاد دارد : توی این دنیای مه گرفته ، آهسته آهسته قدم برمی داری ؛ هر روز که می گذرد، قدمهایت استوارتر و محکمتر می شود. از روز اولی که حتی توانایی راندن مگس از روی صورتت را نداشتی تا همین حالا که جوان رعنایی شده ای ؛ کسانی بوده اند که تو را به اینجا رسانده اند؛ کسانی که علت وجودی تو هستند دو نفر که تو آنها را انتخاب نکرده ای و آنها هم تو را انتخاب نکرده اند؛ ولی تو را دوست دارند و تو آنها را. همین دوست داشتن کافی است که تمام عمر به آنها وابسته باشی با داشتن محبت آنها، دیگر نیازی به عوض کردن پدر و مادر نداری . تو هستی و یک دنیا محبت و زیبایی و زندگی همه اینها نمونه هایی بودند از عقایدی که جوانها درباره موضوع انتخاب دوره ای پدر و مادر داشتند و دارند. شما تا به حال ، چقدر به این موضوع فکر کرده اید و چقدر این امر برایتان مساله ساز بوده است؛ مانه می خواهیم این مساله را تغییر دهیم ونه حتی حق و توانش را داریم امنیت و آسایشی را که در سایه خانواده واحد که پدر و مادر شالوده اساسی آن هستند تامین می شود نباید دست کم گرفت پدر و مادری که والدین ما هستند حتما بهترین گزینه برای ما بوده اند بهترین گزینه ای که خدا برای ما انتخاب کرده است و به یقین بهترین عالم برای بنده هایش بهترینها را می خواهد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها