در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید کولاکوویچ از ابتدا این حس را نداشته باشد و حداقل دراین باره سکوت کند، اما او هم این مقایسه را نمیپسندد. عصر ولاسکو به پایان رسیده است؛ عصری که پر از موفقیت بود، اما باید باور کرد هر مربی شرایط خاص خود را دارد و مقایسه دائم شرایط تیم ملی با تیم ملی ولاسکو به پیشرفت والیبال کمک نمیکند.
تمرینات تیم ملی والیبال ایران با کادر فنی جدید آغاز شده است که در همان ابتدای کار حاشیهای نهچندان دوستانه برای یکی از دستیاران کولاکوویچ به وجود آمد. پیمان اکبری قبل از این گفته بود: من قبل از این هم دوست داشتم در تیم ملی باشم، اما ولاسکو دوست نداشت کسانی که آیندهای دارند در کنار او باشند. او شیوه بدی در رفتارهایش داشت که آن رفتارها برای مربیانی که قدر خود را میدانستند جالب نبود.
با این صحبتها ناصر شهنازی، دستیار ولاسکو که البته فقط در یک تورنمنت روی نیمکت تیم ملی نشست، در بیانیهای تند علیه پیمان اکبری توضیحات مفصلی داد. او با ارسال نامهای به فارس نوشت: بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد حرف زدن داشته باشد و نه شعور خاموش ماندن... .
با انتشار این نامه، صفآرایی میان دو طیف صاحب قدرت در فدراسیون والیبال کار را به مجادله میان مربیان منتسب به دو طیف کشانده است. روزگاری احمد مساجدی، ناصر شهنازی، رحمان محمدیراد و محمدرضا تندروان مورد اتهام بودند که دستان پشت پرده از آنها حمایت میکند و از قضا گاه و بی گاه با نیش و کنایه بیرون گودنشینها روبه رو بودند.
امروز که پیمان اکبری و سعید رضایی وارد گود مسئولیت مربیگری شدهاند فرصتی پیش آمد تا مربیان محبوب دیروز، دست به تلافی بزنند. در حقیقت پیمان اکبری این بهانه را به وجود آورده است و حرفهای تند شهنازی را بر انگیخته است. درباره اتفاقات اخیر و صحبتهایی که از دو طیف مختلف والیبال منتشر میشود فقط باید گفت افرادی که روی صندلی داغ مربیگری تیم ملی مینشینند، اگر خویشتندار نباشند، دود آتش اختلافات والیبال در چشم تیم ملی خواهد رفت. بنابراین کسانی که امروز این جایگاه و مسئولیت بزرگ را در اختیار دارند باید مراقب حرف زدن خود باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: