در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در پروندهای، گروهی با سرکردگی یک خانم، باندی را تشکیل دادند. آنها با یک برنامه کاملا حساب شده، برای آن که هویت واقعیشان فاش نشود، با استفاده از مدارک جعلی یا مدارک هویتی افراد فوت شده چندین حساب بانکی را افتتاح کردند. سپس تعداد زیادی شماره تلفن همراه را به صورت شانسی یا از طریق گرفتن شمارههایی که افراد جهت فروش خودرویشان پشت شیشه خودرو نصب کرده بودند یا برداشتن شماره از صفحه آگهی روزنامهها و شبکههای اجتماعی گردآوری کرده بودند.
در مرحله بعد با شماره تلفن همراه افراد تماس میگرفتند و با عنوان این مطلب که در مراسم قرعهکشی برنده جایزه شدهاند، افراد را فریب میدادند و وجوه قابل توجهی را از حساب آنان به حساب بانکی که برای این منظور در نظر گرفته بودند منتقل میکردند. این باند از بین خود، دو نفر مرد و زنی را که در صحبت کردن و مکالمات تلفنی مهارت بالایی داشتند و میتوانستند با چربزبانی افراد را فریب دهند، انتخاب کرده و این دو نفر با شمارههای همراهی که تدارک دیده و در اختیارشان گذاشته شده بود تماس میگرفتند و با گفتن دروغهای مختلف از قبیل این که شما در قرعهکشی جشنواره تلفن همراه اول یا فلان شرکت بازرگانی و موسسه تجاری برنده هزینه سفر به عتبات عالیات، مشهد یا جایزه نقدی شدهاید، طعمهها را فریب میدادند. بعد با این ادعا که قرار است هزینه مسافرت و جایزه به صورت نقدی به حساب برندگان واریز شود، از مخاطبان خود میپرسیدند آیا شماره حساب بانکی دارند یا خیر؟
سپس به بهانه این که ممکن است در واریز وجوه، اشتباه و تداخلی پیش بیاید، با ترفندی از میزان موجودی افراد در حساب بانکی کسب اطلاع میکردند و اگر احیانا فردی از مبلغی که برنده شد میپرسید، به او میگفتند از میزان آن اطلاعی ندارند و فقط مأمورند و معذور. چون از آنها خواسته شده صرفا موضوع را به برندگان اطلاع دهند. آنگاه از افراد میخواستند به نزدیکترین خودپرداز بانکی که حساب دارد مراجعه کنند و در آنجا منتظر بمانند تا دوباره با آنان تماس گرفته شود. در تماس بعدی پس از وارد کردن کارت توسط مخاطب، او را به نحوی راهنمایی میکردند که گزینه زبان انگلیسی را انتخاب کند، آنگاه گزینهها و شمارههای بعدی در خودپرداز را به گونهای به فرد دیکته میکردند که او بدون آن که متوجه شود چه کلاهی بر سرش میرود، با دست خود موجودی حسابش را به شماره کارت مورد نظر منتقل کند. از آنجا که سقف انتقال وجه از یک بانک به بانک همنام بیشتر است، این گروه سعی میکردند فرد را به نحوی به یکی از بانکهای همنامی که خود قبلا در آن بانک حساب داشتند، هدایت کنند. مجرمین پس از اطلاع از این که فرد چه مبلغی در حسابش موجودی دارد، اعداد را به گونهای پشت تلفن دیکته میکردند که مخاطب بدون این که شک کند یا متوجه موضوع شود، اعدادی که گفته میشد را وارد میکرد. مثلا از کسی که پنج میلیون تومان موجودی داشت میخواستند شمارههای 48653431 را وارد کند. از این طریق موجودی حساب طرف را خالی میکردند. بزه دیده پس از انتقال موجودی خود و با وصول پیامک بانکی تازه متوجه میشد چه اتفاقی افتاده است. از این طریق شهروندان زیادی فریب خورده بودند و مورد کلاهبرداری قرار گرفته بودند.
مجرمین موفق شده بودند چندین میلیارد تومان به چنگ آورند. یکی از بزهدیدگان، نماینده مجلس بود که در طول تحقیقات دادسرا نامههای زیادی به رئیس قوه قضاییه و برخی دیگر از مسئولان نوشته بود و با اشاره به سوابق خدمتی خود و سه دوره نمایندگی مجلس، خواستار رسیدن به حقوق خود شده بود! پس از نقل این واقعیت تلخ، حال این سوال مهم قابل طرح است که: شرکتهای خدماتی و موسسات تولیدی و اقتصادی چرا به جای ارتقای کیفیت خدمات و تولیدات خود که به مصداق
ضربالمثل «مشک آن است که خود ببوید، نه آن که عطار بگوید» یا لااقل استفاده از روش صحیح تبلیغ محصولات و خدمات خود، فرهنگ عمومی جامعه را به سمت و سویی سوق دادهاند که مردم به جای عمل به «هر که نان از عمل خویش خورد» به شانس و اقبال برنده شدن در جوایز آنچنانی دل خوش کنند و عدهای شیاد نیز از این وضعیت، سوءاستفاده نمایند و سر شهروندان کلاه بگذارند؟!
دکتر محمدباقر قربانزاده - رئیس دادگاه کیفری یک استان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: