تبهکاری که به کمک پلیس آمد

«من در طول دوران زندگیم آسیبهای فراوانی به افراد مختلف وارد کرده بودم. گاهی اوقات در زندان زمانی که به گذشته خود فکر می کردم درمی یافتم که در طول سالهای سال زندگی هرگز هیچ کار خوبی انجام نداده بودم
کد خبر: ۱۰۱۹۴۷
و بالعکس یکی از افتخارات من این بود که توانسته بودم هر قشری را به دردسر بیندازم ، پس وقت آن بود که به جبران کارهای زشت گذشته ام بپردازم.»
آلان کویین مرد 46ساله ای است که اکنون زندگی خوبی را در کنار همسرش می گذراند. با پول خوبی که پلیس به خاطر همکاری وی با آنها به او پرداخت کرده است او می تواند زندگی راحتی را تا چند سال آینده برای خود دست و پا کند. آلان کویین یکی از چند مرد بزرگ کلاهبردار استرالیا بود که همه افراد پلیس بخوبی او را می شناختند.
روشهای عجیب و متنوع وی برای کلاه گذاشتن سر اصناف مختلف زبانزد همه بود و بالاخره او پس از 10سال کلاهبرداری توسط پلیس دستگیر و محکوم به حبس شد. مردی که چند سال بعد توانست گره بزرگ کار پلیس را بگشاید.
«زمانی که تنها 2سال از آزادی من باقی مانده بود یکی از افراد پلیس در سلول سراغ من آمد. او ماجرایی بسیار هولناک و مخوف انگیز را برای من تعریف کرد و آنجا بود که فهمیدم افراد بسیار خبیث تر از من نیز در این دنیا زندگی می کنند.
این افسر پلیس به من گفت که مردی به نام لن فریزر به احتمال بسیار زیاد قاتل سریالی است که سالهای سال است اقدام به کشتن زنان و دختران بسیاری کرده است اما تاکنون هیچ سرنخی از او به دست ماموران پلیس نرسیده است.
او 5زن و کودک را در طول سالها به قتل رسانده بود و اکنون با پیدا شدن لکه های خون روی صندلی اتومبیلش پلیس را متوجه خود ساخته بود. مامور پلیس از من می خواست که با حقه هایی که بلدم از او حرف بکشم. حرفهایی که آنها نتوانسته بودند از او بیرون بیاورند.»
لن فریزر آخرین فردی بود که در نزدیکی منزل کایرا 9ساله دیده شده بود. کایرا به طور مرموزی ناگهان گم شده بود و تلاش مردم شهر برای پیدا کردن او بی نتیجه مانده بود. یکی از همکلاسی های کایرا پس از دو هفته از گم شدن وی ادعا کرد که آقای لن فریزر را در نزدیکی منزل دوستش دیده است.
پلیس بلافاصله آقای لن فریزر را که در یک قصابی کار می کرد و سابقه کیفری نیز داشت ، دستگیر نمود. به محض دستگیری وی ، پلیس تحقیقات گسترده ای را آغاز نمود و خیلی زود لکه های خون کایرا روی صندلی اتومبیل این مرد جنایتکار پرده از راز او برداشت.
او به قتل کایرا اعتراف کرد، اما نکته اینجا بود که بجز لکه های خون کایرا لکه های قدیمی تری نیز روی صندلی اتومبیل وی دیده می شد که خیلی زود پلیس را به شک و شبهه انداخت.
آیا او همان کسی بود که در طول سالها پنج زن و دختر جوان را که به طور مرموزی گم شده بودند به قتل رسانده بود؛ «من خیلی زود برای کمک به پلیس جواب مثبت دادم. آنها به من گفتند که با نصب یک میکروفن به من از تمامی اطلاعاتی که لن به من خواهد داد مطلع خواهند شد.
این مرد تبهکار به هیچ عنوان حاضر به اعتراف قتلهای متعددش نبود، اما آثار جرم چیز دیگری نشان می داد. ماموریت من برای مدت 3سال آغاز شد.»
آقای کویین به سلول این مرد منتقل شد. او در طول زمان توانست اعتماد قاتل سریالی را به خود جلب کند و با وی وارد صحبت شود. کویین از سوی روان شناسان مرتب مورد مشاوره قرار می گرفت تا به بهترین صورت بتواند راز جنایات این مرد را از زبان وی بیرون بکشد. 2سال طول کشید تا بالاخره آقای فریزر به اولین قتلش اعتراف کرد.
او به هم سلولی اش آقای کویین گفت که سالهاست به قتل زنان و کودکان می پردازد و اجساد آنان را در نقاط مختلف پنهان کرده است.
اولین سرنخ جسد مخفی شده به دست پلیس افتاد و آنها توانستند جسد جولی ترنر 39ساله را که سالها قبل به قتل رسیده بود را پیدا کنند. اما زمان برای آقای کویین به پایان رسیده بود و او می توانست از زندان آزاد شود.
«من یک شب تا صبح را فکر کردم و بالاخره به این نتیجه رسیدم که کمک به انسانهایی که سالها از دست من در عذاب بودند بهترین راه برای بخشش گناهانم است. پس 6ماه دیگر را نیز در زندان ماندم تا آخرین کلمات را از زبان این مرد بی رحم بشنوم.
او پس از 2.5سال به قتل 4زن و کودک اعتراف کرد و محلهای اختفای اجساد آنان را نیز برایم بازگو کرد.
پس از آخرین اعتراف ، من با حقوق خوبی که از پلیس گرفته بودم از زندان آزاد شدم و راهی منزل گردیدم و لن فریزر قاتل سریالی بدون آن که متوجه باشد تمام رازهای زندگیش را به من گفته بود به اعدام با صندلی الکتریکی محکوم گردید».

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها