در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنابراین بهتر است با پذیرش این واقعیت به حالتهای روانی خود توجه دقیقتر و بیشتری داشته باشیم و اگر با علائمی همچون خستگی و کاهش انرژی، تغییر در اشتها به صورت پرخوری عصبی یا کاهش اشتها، کاهش یا افزایش خواب، اضطراب، کاهش تمرکز، بیقراری و ناآرامی، احساس گناه، بیارزشی یا درماندگی، افکار خود آزاری یا تمایل به خودکشی مواجه شدیم به جای نادیده گرفتن آنها، به متخصصان اعصاب و روان مراجعه کنیم و علت بروز این نشانهها را در خود جویا شویم.
بیشتر ما (حتی مدیران وزارت بهداشت و درمان، بیمهها و سایر مسئولان) گمان میکنیم افرادی به افسردگی مبتلا میشوند که با مشکلات مالی، شغلی و خانوادگی، مذهبی، معنوی و عاطفی همچون طلاق مواجه هستند در صورتی که دکتر سیدمسعود ارزاقی، متخصص اعصاب و روان به مخاطبان جامجم اطمینان میدهد ممکن است فردی در همه زمینههای زندگی در ایدهآلترین شرایط قرار داشته باشد، اما باز هم به افسردگی مبتلا شود و حتی خودکشی کند.
به عنوان مثال، سطح اقتصادی و اجتماعی مردم هند در سطح پایینی قرار دارد، اما مردمان بسیار شادی هستند، در حالی که افسردگی میان مردم کشورهای اسکاندیناوی مثل نروژ، سوئد که از بالاترین ثروت و رفاه دنیا را برخوردار هستند، شایع است. استرس در این کشورها معنا ندارد، اما افسردگی زیاد است.
عضو نامرئی بدن
روان، عضوی از بدن است که چون مانند دیگر ارگانهای بدن قابل مشاهده نیست و اغلب با روح اشتباه گرفته میشود و گمان متافیزیکی نسبت به آن وجود دارد، متاسفانه نادیده گرفته میشود. همه ما درباره بیماریهایی به نام پارکینسون و اسکیزوفرنی زیاد شنیدهایم. علت بروز هر دو بیماری میزان ترشح یک واسط عصبی در مغز به نام دوپامین است. وقتی میزان دوپامین کاهش مییابد فرد به پارکینسون و زمانی که افزایش مییابد به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا میشود.
اما وجود نگرش اشتباه در سیستم بهداشت و درمان و حتی برخی پزشکان باعث شده اولی به عنوان بیماری مغزی پذیرفته و فرد مبتلا از حمایتهای مختلف برخوردار شود.
اما فرد مبتلا به اسکیزوفرن، دیوانه و روانی نام میگیرد و این بسیار تاثربرانگیز است. به همین دلیل همه ما اول باید بپذیریم روان هم عضوی از بدن است و عوامل اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی یا هر عامل دیگری میتواند باعث بیماری این عضو شود.
دکتر ارزاقی حتی خود را که روانپزشک است و اطلاعات لازم را در اختیار دارد، از ابتلا به افسردگی مبرا نمیداند.
افسردگی مانند سرماخوردگی، موقتی است
دکتر ارزاقی، افسردگی را از زبان علم این گونه تعریف میکند؛ هر وقت روان ما به عنوان عضوی از بدن نتواند کارکردهای معمول و روزانه خود را در زمینههای مختلفی همچون طبابت، شغل، تحصیل، رانندگی، روابط دوستانه، خانوادگی (و هر اقدام دیگری که ما انسانها برای زندگی کردن با آن مواجه هستیم) انجام دهد، احتمالا دچار افسردگی شده است.
به گفته این متخصص اعصاب و روان، این گونه نیست که فرد یکباره در همه زمینهها دچار افسردگی شود تا بگوییم روان مریض شده است. ممکن است یک نفر در محیط شغلی خود بسیار موفق باشد، اما در روابط بین فردی مشکل داشته باشد. افسردگی یک اتفاق مقطعی و قابل درمان است.
به همین دلیل نمیتوان تنها با اتکا به علائم و نشانههای ذکر شده توسط سازمان بهداشت جهانی اکتفا کرد و منتظر ماند تا در صورتی که فردی به مدت دو هفته هیچ چیزی نخورد، نخوابید و کاری انجام نداد، تازه بگوییم او به افسردگی مبتلا شده است. اتفاقا رسیدن فرد به این مرحله به معنای حاد بودن بیماری است.
تفاوت افسردگی بر اساس سن و جنس
اگر درباره راههای مواجهه با افسردگی در گوگل جستوجو کنید، مشاهده میکنید راهکارها همه یکسان و شبیه هم هستند و اصلا در آنها به متفاوت بودن افسردگی متناسب با سن و سال و جنسیت اشاره چندانی نشده است.
در صورتی که افسردگی در یک نوجوان 16 ساله متفاوت از یک فرد 70 ساله است. افسردگی در یک نوجوان 16 ساله به شکل رفتارهای ضداجتماعی، تکانشی و لجبازی بروز میکند، در صورتی که در یک پیرمرد به شکل اختلال در حافظه بروز مییابد و اغلب ما آن را به حساب سالمندی فرد میگذاریم.
افسردگی میان خانم و آقای همسن، قومیتها و نژادها متفاوت است. همان گونه که مدل افکار منفی در یک خانم باردار با یک نوجوان 16 ساله متفاوت است. بنابراین هر کدام در هر سن و سالی که قرار داریم وقتی متوجه شدیم حالمان خوب نیست و نسبت به وضعیت امروز و آینده خود احساس و حال خوبی نداریم، اولین چیزی که باید فکر کنیم، احتمال افسردگی و بهترین تدبیر و راهکار مراجعه به متخصصان اعصاب و روان است.
نصیحت افسرده، ممنوع
اگر یک نفر از اعضای خانواده ما پایش بشکند، هنگام سوار یا پیاده شدن از ماشین و انجام کارهایش به او کمک میکنیم؛ اما متاسفانه درباره یک فرد افسرده اغلب به گفتن جمله کلیشهای «این خودش باید به خودش کمک کند» ممکن است اکتفا کنیم و منتظر بمانیم فرد برای مراجعه به متخصص تمایل پیدا کند. در حالی که خبر نداریم این جمله پتکی بر سر فرد افسرده است و اتفاقا باعث تشدید مشکل فرد میشویم.
دکتر ارزاقی معتقد است، روان شکسته فرد باید مانند پای شکسته تحت درمان به موقع و سریع توسط اعضای خانواده قرار بگیرد و خانوادهها نباید منتظر اقدام خودجوش فرد بمانند. کسی که انرژی او زیر صفر است، چگونه میتواند برای بهبود حالش تلاش کند. ای کاش این جمله کلیشهای از ذهن ما حذف شود و به وضعیت فرد افسرده مشابه یک فرد پاشکسته نگاه کنیم.
افسردگی با توصیه و نصیحت درست شدنی نیست. افسردگی به درمان نیاز دارد. اولین و مهم ترین گام این است که خانوادهها با کسی که افسردگی دارد، احساس همدردی و همدلی کنند. این همدلی، کلامی نیست. فقط کافی است فرد حس کند خوب نبودن حالش را درک میکنید و او را در اسرع وقت نزد یک روانپزشک ببرید.
انواع افسردگی
در جوامعی مثل جامعه ما، افسردگی با دردهای جسمی همچون دردهای گوارشی بروز میکند. چیزی که شاید علائم نه گانه توافق شده مذکور مشاهده نمیشود. با توجه به این، افسردگی دارای انواع مختلفی است. به همین دلیل به محض بروز علائم آن حتما باید به متخصص مراجعه شود تا علت بروز آن شناسایی و درمان مطابق آن انجام شود.یک افسردگی ممکن است متاثر از اختلال دوقطبی، دیگری ناشی از یک بیماری مزمن یا مشکلات ژنتیک باشد.
دکتر ارزاقی معتقد است یک روانپزشک، روانشناس و سیستم بهداشت و درمان ماهر باید بتواند با تشخیص بموقع مانع عمیق شدن افسردگی (که جزو اختلالات تحت بالینی است) شود. اگر بعد از خودکشی فرد بگوییم به افسردگی مبتلا بود، هنر نکردهایم.
سهیلا فلاحی
دانش و سلامت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: