دهه 60 در کشور ما هم تارکوفسکی از محبوبیت خوبی میان سینمادوستان جریان جدی و هنری سینما و دانشجویان بویژه آنهایی که در رشتههای هنری تحصیل میکردند، برخوردار بود. آن زمان، نگاه رسمی سینمایی کشور و بویژه در جشنوارههای دولتی مثل فیلم فجر میخواست همه تعلقات به سینمای پیش از انقلاب و بویژه وجوه منحط و مبتذل آن را به تاریخ بسپارد و در مقابل، روی وجوه معنایی و مفهومی جدیتر متمرکز شود. سینمایی که بیش از ستارهسالاری و زرق و برق هالیوودی، تماشاگر را به سمت و سوی ایمان و معجزه و نگاهی معنوی به زندگی هدایت کند. این خطمشی خودآگاه یا ناخودآگاه با نظر و خواسته آن موقع قشر فرهیخته و علاقهمند به سینمای متفاوت همراه و سازگار شد که یکی از نتایج آن، توجه بیش از حد به فیلمسازان ضد جریان مرسوم و تجاری سینمای هالیوود و جهان و افرادی نظیر آندری تارکوفسکی و سرگئی پاراجانف بود. اگرچه این سالها شاید تارکوفسکی و سینمایش، جزو اولویتهای حتی تماشاگران نخبهتر سینما در ایران و جهان برای پیگیری و تماشا نباشد و هضم آن مفاهیم معناگرا و اندیشه ورزانه در برداشتهای بلند و شاعرانه از حوصله مخاطب امروزی خارج باشد، اما نمیتوان دستکم منکر زیبایی بصری فیلمها و نگاه هنرمندانه تارکوفسکی به زندگی و سینما شد. کودکی ایوان، آندری روبلف، سولاریس، آینه، استاکر، نوستالژیا و ایثار، فیلمهای سینمایی آندری تارکوفسکی هستند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم