در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حقیقت مبنای عمل دولت در سالهای اخیر نه مفاد ابلاغی اقتصاد مقاومتی و اقتصاد دانشبنیان، که برنامههایی در قالب برنامههای پیشین بوده است. در حقیقت مسیر حرکت اقتصاد ایران در سالهای اخیر هموارتر از قبل شده اما رشد اقتصادی کشور به معنای مقاوم تر شدن اقتصاد کشور نبوده است و باید این نکته را پذیرفت. اینبدان معنا نیست که ما زحمات دولت در چهار سال گذشته را نادیده بگیریم و در همین دوره زمانی ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی در کشور شناخته شد اما زحماتی که کشیده شد کافی نبوده و به این ترتیب میتوان این نکته را مورد توجه قرار داد که رشد اقتصادی بدون توجه به اقتصاد مقاومتی و همچنین مرتبط نبودن رشد اقتصادی با اشتغال، اتفاقی که باید بیفتد رخ نمیدهد.
وقتی رشد اقتصادی میتواند برای کشور توفیقات لازم را ایجاد نماید که در اثر رشد اقتصاد اشتغال در کشور افزایش یابد و تولید ملی نیز پا بگیرد، حالا از پس رشد قابل توجه اقتصاد در کشور باید توجه داشت که سال جاری باید سال رفتارسازی و فرهنگ سازی در عرصه اقتصاد و اجتماع ایران باشد.
امسال سال انتخابات ریاست جمهوری است و بازار تبلیغات انتخاباتی در حال داغ شدن است. داغ شدن این بازار میتواند فضای اجتماعی را تغییر دهد و زمینه سر دادن شعارهای تند و تبلیغاتی را از سوی بسیاری از طرفداران کاندیداهای مختلف فراهم نماید، تبلیغات انتخاباتی و سردادن شعارهای غیرواقعی خود میتواند تاثیری منفی بر فرهنگسازی در عرصه اقتصاد به جا بگذارد. از این منظر باید اولویتهای ملی را دریافت و توجه داشت که مصالح کشور ایجاب میکند همه ارکان نظام، از دولت و مجلس و قوه قضاییه گرفته تا نهادها و بخشها و... همگی تلاش خود را برای ارتقای فرهنگ به کار بگیرند و شرایط را برای حمایت همه جانبه و مردمی از تولید ملی به کار بگیرند.
مفهوم اقتصاد مقاومتی نیز در حقیقت همین نکته است، اقتصادی که به بهبود معیشت مردم منجر میشود و میتواند زمینههای رشد و شکوفایی زندگی و استفاده از توان و قدرت داخلی را ایجاد نماید.
از سوی دیگر باید این موضوع را نیز مدنظر داشت که همه ارکان حکومت نیز این نکته را بدانند که مردم ایران نیز جایگاه قانونی برای مطالبه و جایگاه خودشان را داشته باشند. در حقیقت امروز خواسته اصلی مردم بهبود وضعیت اقتصادی، رفع بیکاری و رونق اقتصاد کشور است. آنچه مقام معظم رهبری تحت عنوان اقتصاد مقاومتی معرفی میکند، اقتصادی است که در اثر تحریم و فشار خارجی با بحران و موقعیت متزلزل روبهرو نمیشود از این رو اگر اقتصاد ایران مقاوم شود، میتوان امیدوار بود راه بر فشار دوباره اقتصادی و تحریم بسته شود.
1ـ ساختار اقتصادی ایران به تغییر نیاز دارد. لازم است که حمایت از تولید در راس اقدامات دولت قرار گیرد و نهادهای حمایتی و... همگی بر اولویت دهی به حوزه تولید استوار شوند. بانکها باید سرمایههای خود را متوجه تولید نمایند و این مهم تنها در سایه ثبات اقتصادی و مهار تورم در کشور محقق خواهد شد. قاچاق یکی از مهمترین تهدیدات در این عرصه است و لازم است برای مقابله با این تهدید اقداماتی صورت گیرد. افزایش کیفیت کالاهای داخلی نیز برای مقابله با قاچاق و واردات کالاهای غیرضروری لازم است.
2ـ اشتغال ملی باید مورد توجه قرار گیرد، هر چند رشد اقتصادی در سال جاری بهبود یافت و ایران توانست رقمی بالا را در این حوزه تجربه کند اما نرخ بیکاری نیز همزمان افزایش یافت و این نکته نشان میدهد که ایران بیش از هر چیز نیازمند ایجاد شغل برای جوانان است. افزایش اشتغال در گرو حمایت از تولید است و اگر تولید در کشور پا بگیرد و بنیانهای تولیدی تقویت شوند، میتوان انتظار رونق اشتغال را داشت. به این ترتیب حل مشکل اول، حل مشکل دوم را نیز در پی خواهد داشت.
3ـ آموزش در ایران نیازمند اصلاحات ساختاری است. لازم است در سالهای آینده نحوه آموزش در کشور تغییر نماید تا بتواند در خدمت اشتغال و تولید قرار گیرد. در حالحاضر نیروهای فارغالتحصیل در ایران توانایی عملی ندارند و همین امر خود سبب شده است بسیاری از کسانی که دانشگاه میروند فاقد مهارت لازم برای فعالیت شغلی باشند. وقتی صنعت و آموزش ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند و دانشگاهها هنوز پرورشدهنده دانشجو هستند نه تدوینکننده مطالعات مورد نیاز بخش صنعت، نمیتوان انتظار داشت که فارغالتحصیلان دانشگاه نیاز کشور به تکنولوژی و دانش روز را تامین نمایند.
در بسیاری از کشورهای جهان صنایع با اعلام نیازهای خود به دانشگاهها مسیر ایجاد اشتغال را اعلام میکنند و در نتیجه هم دانشجو میداند رشته مورد نیاز کشورش چیست و هم چشم انداز آینده صنایع روشن است، دانشگاهها در ایران اما هنوز این مهم را مورد توجه قرار ندادهاند و تفکیک بخش صنعت از دانشگاه، خود مهمترین مسالهای است که بهصورت جدی باید مورد توجه قرار گیرد. به این ترتیب میبینیم که هر سه مشکل بنیادین اقتصاد ایران با یکدیگر در ارتباط است و در نتیجه حل هر کدام از این موارد میتواند تا حدی در خدمت حل دیگر مشکلات نیز قرار گیرد.
اگر دانشگاههای ایران در ارتباط با صنعت باشند و منابع کشور در خدمت تامین نیازهای تولید قرار گیرد، شاهد حل مشکلات اشتغال در میان مدت خواهیم بود. مشکلاتی که بدون تردید در اثر جدایی صنعت از دانشگاه و پرورش انبوه دانشجویانی که فارغالتحصیل رشتههایی هستند که کشور نیازی به آن ندارد از یک سو و همچنین پیشرو بودن بخش غیر مولد جامعه نسبت به بخش مولد ایجاد شده است.
اگر به جزئیات و کیفیت رشد اقتصادی در سال جاری توجه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که بیش از 86 درصد نرخ رشد اقتصادی در حوزه نفت بوده است.
بخش نفت هر چند اهمیت فراوانی دارد، اما توانایی ایجاد اشتغال را ندارد. از سوی دیگر سهم بخشهای اشتغال زا مانند کشاورزی و حمل و نقل و خدمات در رشد اقتصادی اندک است. در این زمینه باید شاهد تحولات بنیادین باشیم تا بخش اشتغال کشور نیز روند صعودی طی کند. اکنون اشتغال مهمترین بخش و بزرگترین مشکل کشور است و امسال باید بهصورت ویژه به این موضوع توجه شود. بخش کشاورزی میتواند بخشی از مشکلات اشتغال را با استفاده از فناوری نوین حل کند. فناوری بخش کشاورزی به بخشهای بیرونی ارتباطی ندارد و میتوان از این بخش نهایت بهره را برد. از سوی دیگر بهرهمندی از بازارهای صادراتی کشورهای همسایه باید نهایت استفاده را کرد. در این صورت است که شعار سال محقق خواهد شد.
دکتر ساسان شاهویسی/ اقتصاددان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: